شهادت حضرت ابوالفضل العباس (ع)
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ آبان ،۱۳٩٤  کلمات کلیدی:
شهادت حضرت ابوالفضل العباس (ع):والله اِن قَطعتم یَمینی انی احامی ابداً عَن دینی
چهارمین پسر از پسرهای حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام جناب عباس است که کنیه اش ابوالفضل ولقبش سقاء وچون چهره دل آرا وطلعت زیبائی داشت اورا(قمربنی هاشم) می نامیدند.
شهادت حضرت ابوالفضل العباس (ع):والله اِن قَطعتم یَمینی   انی احامی ابداً عَن دینی
حضرت با دختر عبید الله بن عباس بن عبدالمطلب بنام (لبا به)ازدواج کرد و خداوند متعال دو پسر به وی عنایت کرد(فضل وعبیدالله)واز مادر خود سه برادر داشت که از وی کوچکتر بودند وهیچکدام فرزند نداشتند ودر کربلا قبل ازحضرت عباس شهید شدند.
مبارزه حضرت عباس(ع)
وقتی که تمام اصحاب ویاران حضرت امام حسین علیه السلام شهید شدند وجز حضرت عباس وسید الشهدا علیهما السلام هیچکس زنده نماند، حضرت عباس نزد برادر بزرگوار خود رفت وعرض کرد: پدر ومادرم فدایت، اجازه بفرمائید تا جان خودم رافدایت کنم .حضرت امام حسین علیه السلام اشکش جاری شد وفرمود: اول قدری آب برای کودکان تهیه کن ،آن حضرت مشکی برداشت وسوی آب فرات رفت در حالیکه چهار هزار نفر مسلح به تیر وکمان نگهبان آب بودند، دشمنان دورش را گرفتند حضرت خودرابه قلب لشگر زد وهشتاد نفر را به خاک وخون افکند، دشمنان وقتی چنین دیدند پا بفرار نهادند، حضرت با اسب وارد آب شد اودرنهایت تشنگی بود، کفی ازآب برداشت تا بنوشد، ناگاه بیاد عطش برادر افتاد،آب ننوشید ومشک را پر از آب کرد:
یا نَفسُ مِن بَعد الحسین هُونی
فَبَعده لاکُنت ان تَکُونی
هذا حسین شارب المَنون
و تشرَبین بارِد المَعینی
هَیهات ما هذا فِعال دینی
ولا فِعال صادقُ الیقینی
ای نفس(عباس) بعداز حسین زندگی ارزشی ندارد، می خواهم بعدازاوزنده نمانی، حسین شربت مرگ می نوشد وتو می خواهی آب بیاشامی ، هیهات هرگز دین من چنین اجازه ای به من نمی دهد وهرگز این عمل ، عمل انسان باورمند به آخرت نیست.
چگونگی شهادت حضرت عباس (ع)
هنگامی که حضرت به سوی خیام می رفت کمانداران راه را بر او بستند و لشگریان ابن سعد هم همراهی کردند و حضرت را محاصره نمودند ، آن حضرت شجاعانه شمشیر می زد و می کشت ، ناگاه نوفل ازرق که در جایی کمین کرده بود از کمینگاه در آمد و با کمک زید بن ورقا و حکیم بن طفیل سنبسی طائی دست راست حضرت را جدا کردند .
حضرت فوری مشک را بر دوش چپ خود افکند و شمشیر به دست چپ خود گرفت و نبر را ادامه داد و شعری می خواند .
والله اِن قَطعتم یَمینی
انی احامی ابداً عَن دینی 
و عَن امام صادق الیقینی
نَجْلِ النبی الطاهر الامین
نبی صدق جائنا بالدینی
مُصَّدقاً بالواحد الامین
اگر دست راستم را قطع کردید تا ابد از دینم و امام باورمندم به آخرت حمایت می کنم که فرزند پیامبر پاک و امین است ،پیامبر راستگویی که دین الهی را آورد که گواهی دهنده به یکتایی خداست .
در این حال حکیم بن طفیل از پشت درخت خرما بیرون آمد و دس چپ حضرت را نیز جدا کرد ، حضرت مشک را به دندان گرفت و این اشعار را خواند 
یا نفس لا تَخشی مِن الکفار
و اَبشِری بِرحمَه الجَبار
مَع النَّبی السید المختار
مَع جمله السّادات و الاطهار
قَد قَطعوا بِبَغیِهِم یَساری
فَاَصلهم یا رب حَرَّ النار
که ای نفس ! از کفار نترس مژده بر تو باد رحمت خدای جبار و از بودن با پیامبر برگزیده الهی و جمله سادات و پاکان . دشمنان ستمگرانه دست چپم را هم قطع کردند پروردگار من ، آنها را در آتش سوزان جای ده .
او می کوشید تا به خیمه گاه حضرت امام حسین (ع) برسد ، ناگاه تیری از جانب دشمن به مشک آب خورد تمام آب روی زمین ریخت ، تیر دیگری بر سینه اش نشست ، آنگاه حکیم بن طفیل لعنه الله علیه با عمودی آهن بر فرق شریف حضرت زد ، در این هنگام از اسب به زمین افتاد و گفت :
یا اخی یا حسین علیک منی السلام
ای برادرم ای حسین ، خداحافظ ، ای برادر برادرت را دریاب ، حضرت امام حسین (ع) کمر خمیده و با دیدگان اشکبار نزد عباس آمد و فرمود : اکنون پشتم شکست و چاره ام کم شد .
فَوَقف علیه مُنحَنیا و جَلَس عِندَ
رأس یَبکی
الآن اِنکسر ظهری و قَلَت حیلتی
بازگشت حضرت به خیام
دخترش سکینه پیش آمد و عنان اسب پدر را گرفت و گفت 
یا ابتاه هل لک عِلمٌ عَمّی العباس
پدرم ، آیا از عمویم عباس خبر داری ؟ حضرت با چشمی اشکبار فرمود :
یا ابنتاه اِنَّ عَمَّک العباس قُتِلَ و
بَلَغَت روحه الجنان
دخترم عمویت عباس کشته شد و روحش به بهشت رفت.
اهل حرم با شنیدن این سخن فریاد زدند :
وا اَخاهُ ، وا عَباساهُ ، واقِلَّهَ
ناصراهُ ، واضیعتاهُ من بعدک
و ای برادر ، وای عباس ، و ای از کمی یار و یاور ، و ای از مصائب جانکاه بعد از تو .
عزاداری و نوحه سرایی ام البنین ( مادر حضرت عباس )
حضرت ام البنین دیت عبیدالله بن ابی الفضل را می گرفت و به بقیع می رفت و این اشعار را می خواند 
لا تدعونی ویکَ ام البنین
تَذکُرینی بِلُیُوثِ العَرین
کانت بَنُونُ لی اُدعی بِهم
الیَوم اَصبَحتُ وَ لامِن بنین
اَربَعَه مِثلَ نور الرّبی
قَد واصَلوا المَوت بِقطع الوَتین
یا لَیتَ شعری اکما اَخبَروا
بِاَنَّ عَبّاساً قطیع الیمین
دیگر مرا ام البنین نخوانید ، زیرا مرا به یاد فرزندان دلیرم می اندازید ، پسرانم که بودند مرا اینگونه صدا می زئپدید ، امروز مرا دیگر پسرانی نیست ، چهار فرزندی که به روشنایی ماه بودند و حال با جدا شدن سرهاشان به شهادت رسیدند ایکاش می دانستم همان طوریست که گفته اند ؟ به اینکه دست راست عباسم قطع شده است .
بیانی از حضرت زین العابدین(ع) در بارۀ حضرت ابوالفضل(ع)
رَحِمَ الله العباس ، فَلَقد آثر و
اُبِلی و فَدا اَخاهُ بِنَفسه حَتی قَطَعتُ
یَداهُ
فَابَدلَهُ الله جَناحَینِ یَطیرُ بِهِما
مَعُ المَلائِکه فِی الجَّنه کجَعفر بن
ابیطالب
وَ اِن للعَباس عِندالله عَزَّ و جَلَّ
مَنزَلَه یَغبِطُهُ بها جَمیع الشُّهداء
یَومَ القیامت
خدا رحمت کند عمویم عباس را ، عجب ایثار کرد و حداکثر آزمایش را انجام داد ، او خود را فدای برادرش کرد تا جائی که هر دو دستش قطع شد و خدای متعال به جای آن دستها دو بال به وی عنایت کرد که بوسیلۀ آن دو بال در بهشت با فرشتگان پرواز می کند مثل جعفر بن ابیطالب . و به راستی که عباس در ÷یشگاه خدای عزوجل مقام و منزلتی دارد که تمام شهدا در روز قیامت به آن مقام غبطه می خورند .
مدت عمر حضرت عباس
شایان ذکر است که حضرت عباس هنگام شهادت سی و چهار ساله بود .
* دانستنیهایی در ذکر مصیبت حضرت عباس (ع)
در جلد اول کتاب معالی السبطین صفحۀ 263 از کتاب عمده الطالب آمده که حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) به برادر خود عقیل که عالم به انساب غرب بود فرمود : زنی را برایم خواستگاری کن تا دارای صفاتی ... باشد تا پسری شجاع و دلیر آورد .
ام البنین که اول فاطمه نام داشت انتخاب شد زیرا در عرب شجاعتر از ÷دران او وجود نداشت ، ام البنین زنی عالمه بود زیرا نوشته اند حضرت عباس دریای مواجی از علم بود که از پدر و مادر و برادرانش آموخته بود .
وجه تسمیۀ آن حضرت به عباس
و سَمّاهُ امیرالمؤمنین علیه
السلام لِعِلمِه بِشُجاعَتِه و سَطوَته
وَ صَولَته و عَبوسَطِه فی قِتال
الاَغدار و فی مقابله الخصماء
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام او را عباس نامید برای آنکه می دانست او شجاع و رزم آوری قدرتمند و در ستیز با ÷یمان شکنان و دشمنان ، همچون شیری است .
صفات جسمانی آن حضرت
کان العَباس بن امیر المؤمنین
رَجُلاً جَمیلاً و سیماً یَرکَب الفَرس
وَ رِجُلاه تَخطانِ فی الارض
حضرت عباس با جمال و خوش سیما بود و هیچکس را در شجاعت نمی شود با او مقایسه کرد مگر شجاعت پدر و برادرش را و پدرش او را برای یاری فرزند خود ذخیره کرده بود .
سابقۀ آن حضرت در جنگ صفین 
آورده اند که حضرت عباس در جنگ صفین شرکت داشت و با اهل شام همراه پدر خود می جنگید .
معاویه به ابن ثعثاء که قهرمانی بود از قهرمانان عرب ، دستور داد تا با حضرت عباس بجنگد .
او گفت : ای معاویه مرا به جنگ این بچه می فرستی ؟ ، معاویه گفت : چه کنم ؟ گفت : من هفده فرزند دارم ، یکی از آنها را می فرستم تا او را بکشد ، معاویه پذیرف و او ، یکی از جوانان خود را فرستاد اما او به دست حضرت عباس کشته شد ، فرزند دومش را فرستاد او نیز کشته شد باقی فرزندانش را نیز یکی بعد از دیگری فرستاد ، همگی به دست حضرت کشته شدند در این حال ابن ثعثاء خود قدم به میدان کارزار گذاشت و خطاب به حضرت عباس گفت : ای جوان تمام فرزندانم را کشتی ، به خدا قسم پدر و مادرت را به عزایت می نشانم .
این را گفت و به حضرت حمله کرد و حضرت نیز در پاسخ به حملۀ او آن چنان ضربتی به وی زد که او را از پای درآورد .
کسانی که شاهد این نبرد بودند از شجاعت و دلاوری حضرت عباس تعجب کردند در این زمان حضرت علی (ع) خطاب به عباس فرمود : 
اِرجَع یا بُنَیَّ فَانی اَخاُف اَن
تُصیبُکَ عُیونِ الاَعداء فَرَجَعَ وَ
تَقَدَّم اِلَیه اَمیرالمؤمنین وَ اَرخی
اللَّثام عَنهُ وَ قَََبِّل ما بَینَ عَینَیه
فَنظُروا اِلیهِ وَ اِذا هو قَمَرُ بَنی
هاشم العَباس اِبن امیرالمؤنین
عَلیه السَّلام
پسرم برگرد ! من می ترسم دشمنان چشمت بزنند ، او برگشت و امیر المؤمنین (ع) پیش رفته و نقاب از چهرۀ او برداشت و بین دو چشمانش را بوسید در این وقت دانستند که او قمر بنی هاشم عباس بن امیرالمؤمنین علیه السلام است .
سخنی از امام صادق (ع) 
قَالَ الصّادِق عَلَیه السَّلام : کان
عَمُّنَا العباس نَافِذُ البَصیرَه ، صَلب َ
الایمان جَاهَد مَع ابی عبدالله و
اَبلی بَلاءَ حَسَنا و َمَضی شَهیدأ
امام صادق (ع)فرمود : عموی ما عباس تیزبین بود و ایمان محکمی داشت او همراه امام حسین (ع) جهاد کرد و نیکو امتحان داد و سرانجام شهید شد .
در مقام عبادت 
و کان العَباس فِی العِبادَه و کِثرَه
الصَلوه و السُّجُود بِمَرتَبَه عَظیمَه
قَال الصَّدوق فی الثَّوابِ الاَعمال
کان یُبصَرُ بَینَ عَینَیه اَثَرُ السُّجُود
وَ اَیَّ عِبادَه اَزکی وَ اَفضَل مِن
نُصره اِبنِ بِنتِ رسول الله وَ حِمایَت
بَناتِ الزَّهراء و سَقیَ ذَراری
رسول الله
حضرت عباس در عبادت و بسیاری نماز و سجده مقام و مرتبۀ بزرگی داشت ، چنانچه شیخ صدوق علیه الرحمه در کتاب ثواب اعمال آورده که اثر سجده بین دو چشمش دیده می شد و چه عبادتی از یاری پسر دختر رسول خدا و حمایت دختران حضرت زهرا و آب دادن به فرزندان رسول خدا (ص) بالاتر و بهتر است 
*حضرت عباس در شب عاشورا
قیلَ اَنَّ اَصحابَ الحُسَین علیه
السَّلام باتُوا لَیلَه العاشِر مِن
المُحَرَّم ما بین قائِم و قاعد و راکع
و ساجد لکن خُصِّصَ العَباس مِن
بَینَهم بِحِفظ بَنات رسول الله وَ اَهل
بَیتِه
گفته شده که یاران امام حسین در شب عاشورا در قیام و قعود و رکوع و سجود بودند لیکن حضرت عباس (ع) از میان آنها به نگهبانی از دختران رسول خدا (ص) و اهل بیتش پرداخت .
کانَ راکِباً جَواده مُتَقَلِّداً سَیفَه
آخِذا رُمحَه یَطوف حَول الخِیم
لانه آخر لیله اَرادَ اَن یُوفِیَ ما کان
عَلَیه و یَرفَع الوَحشَه عَن قُلوب
الهاشِمیات حَتی یَجِدنَ طَیِّبَ
الکَری وَ قَد اَحاطَت بِهِن الاَعداء و
کانت عُیون الفاطمیات بِه قَریره و
عُیونِ الاَعداءِ مِنهُ باکِیَه ساهِرَه ،
لِانَّهم خَائِفون مَرعُوبُون مِن اَبی
الفَضل (ع)
وَ ما تَنام اَعیُنَهُم خَوفا مِن بَأسِه و
سَطوَته وَ نَکال وَقعَتِه
وَانقَلَبِ الاَمرِ لَیلَه الحادیَ عَشر
قُرَّت عُیون العَسگَر وَ بَکَت و
سَهَرَت عیون الفاطمیات
در حالیکه سوار بر اسب و شمشیر آویخته و نیزه بر دست دور خیمه ها گشت می زد زیرا آن شب آخرین شبی بود کخ می خواست انجام وظیفه کرده و درون دختران هاشمی را از ترس تهی کند تا خوابی راحت داشته باشند اگر چه دشمنان آنها را احاطه کرده بودند و از این رو دیدگان دختران حضرت فاطمه به او روشن بود و چشمهای دشمنان از ترس او بیدار و نگران .
ولی شب یازدهم محرم امر دگرگون شد ، چشمهای سپاهیان دشمن آرام گرفت و دیدگان فرزندان حضرت فاطمه (ع) بیدار و گریان شد .
ادب و احترام جناب عباس نسبت به حضرت امام حسین (ع) 
حضرت ابی الفضل العباس علیه السلام در مقام ادب و احترام نسبت به مقام شامخ امام حسین علیه السلام آنچنان بود که هیچگاه نزد امام حسین (ع) مگر با اجازۀ آن حضرت نمی نشست . و پیوسته فرمان حضرتش را می برد و از او پیروی می کرد و برای او همانطور بود که پدرش برای رسول خدا صلی الله علیه و اله 
وَ من تَأدَبه لَم یُخاطِب الحسین الا 
و یقول : یا سیدی یا ابا عبدالله 
یابن رسول الله 
و از ادب اوست این که هیچگاه با امام حسین (ع) سخنی نگفت مگر اینکه او را ، آقای من ، ابا عبدالله و یا فرزند رسول خدا (ص) می خواند .
وابستگی حضرت عباس (ع) به جناب امام حسین (ع) 
نوشته اند وقتی برای آوردن آب وارد فرات شد 
فَلّما اَراد اَن یَشرِب غُرفَهِ مَن الماء
ذَکَرَ عَطَش الحسین علیه السلام و
اهل بیته فَرَمَی الماء
خواست قدری آب بیاشامد که تشنگی حضرت امام حسین (ع) و اهل ائ به یادش آمد لذا آب را ریخت و با خود گفت :
به خدا قسم هرگز آب نمی نوشم زیرا برادرم حضرت امام حسین و خانواده و فرزندانش تشنه اند 
روایتی از حضرت زین العابدین (ع)
روایت شده از امام زین العابدین (ع) که روزی به عبیدالله بن عباس نظر افکند و فرمود :
ما مِن یَوم اَشَدِّ علی رسول الله مِن
یومٍ اُحد قُتل فیه عَمُّهُ حمزه بن
عبدالمطلب اسدالله و اسد رسوله
و بعده یوم مُوته قُتل فیه ابن عِمُه
جعفر بن ابیطالب
وَ لا یَوم کَیوم الحسین ازدَلَفَ الیه
ثلاثون اَلف رَجُل یَزعَمُونَ اَنَّهُم
مِن هذه الاُمَّه کُلُّ یَتقرب الی الله
بِدَمُه وَ هو یُذَکِّر هم بالله ، فَلا
یَتَّعِظُونَ حَتّی قَتَلُوه بَغیَاً وَ عدوانا
هیچ روزی از روز احد بر رسول خدا شدید تر نبود که عمویش حزه شیر خدا و شیر رسول خدا در آن به شهادت رسید .و بعد از آن روز موته بود که فرزند عمویش جعفر بن ابیطالب در آن شهید شد .
و هیچ روز مثل روز امام حسین (ع) نیست که سی هزار نفر که به گمان خود از امت ÷یامبر اسلام بودند همگی برای تقرب به خدا سعی در کشتن او داشتند در حالیکه وی آنها را به خدا یاد آوری می کرد اما آنها پندی نگرفته و او را ستمگرانه شهید کردند .
-------------------------
منبع : بنیاد دعبل
__________________

 
متن مکالمه حضرت ابوالفضل عباس(ع)
ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

آماده مرد مردانه

ای هاشمی جوانلاری میداندور قورخمیون

برق بلا بوچولده نمایاندیور قورخمیون

آماده قتال صف اشقیا اولون

شاه مدینه دن بیله فرماندی قورخمیون

کیمدور حسین فاطمه نون باغلاسون یولین

عباس الینده تیغ درخشاندی قورخمیون

عالم اگر قوشون اولا یالقوز برابرم

شیرخدا بابام شه مرداندی قورخمیون

البته قانین آلماغا بیچاره مسلومون

آل عقیله یاخشی جه دوراندی قور خمیون

اَل تیغ آبداره ورون یا علی دیون

کرب و بلا دگول عربستاندی قورخمیون

 

اوزوه دشمن

بیهوده نوا ایتمه مثل دیگران ای حر

بو سوزلریلن قورخماز عباس جوان ای حر

 

 

آتما او شمشیره

بس هاردا قالوب عباس سیزلر چکورسوز خنجر

ال قبضه شمشیره آت بو زمان ای حر

 

 

باوفا قارداش

سسون فداسی اولوم سبط مصطفی قارداش

یگانه گوهر سلطان قل کفی قارداش

بویور ندور منه نسبت بودمده فرمانون

فنا جهاندا ویرن عمریمه صفا قارداش

چخور یرده

بویور گلن ای پادشاه قارداشیم

مدینه دن چخالی هر مکان و منزلده

اولوردی زینب ایچون سراپرده باصفا یرده

ندور بو ایشده مگر حکمت ای امام زمان

ایدیم خانم باجیم ایچون چوخور یری مسکن

 

 

اولما نهان عباس

نه نوا دور کی سالوب جانیمه افغان بو گئجه

بو نوا ائتدی منی زار و مکدر بو گئجه

یاخشی راحت اوتوروبسان بو زمان عباس

بئلوه ایندی باغلا قلنج زاده حیدر بو گئجه

سال بوینوا خلعت کی بو گئجه

خلعت عظما لا حول ولا قوهً الا و بالله

ای منیم ایلین آواز علمدار حسین

وحی قویان آدیمی هر وقت مددکار حسین

گل گوروم ایندی حضوره کیمیسن ای صاحب سس

منم عباس علمدار وفادار حسین

دردرو دوا عباس

گل ای شریر ستم
پرور جفا گستر

گوروم دوتیدور سنی
قهر کربلا ای شمر

ندور خیالون ایا
امل فساد بد اختر

نه شور و فتنه دور
نه دور صدا ای شمر

 

باشینه قرا عباس

ده گوروم نه دور
منظورین ای جفا کانی

ولیکه سیل گوزووی
یاخشی باخ منی تانی

بو شرطیله هرزه
دانیشما چوخ ائتمه طغیانی

هراس قیل دلوه
گلمسون خطا ای شمر

اینان رها عباس

ای شمر بی حیا
منیم جایزه ومنسبه یوخومدی نیاز

نه من حسینیمنن نه
حسین مندن آیریلماز

گلوب سن عربلر
ایچینده منی خوار ائدسن

حضوره حضرت زهراده
شرمسار ائدسن

اگر اجازم اولیدی
او شاه دوراندان

سنه جواب وئرردیم
بو تیغ براندان

امانداسان
عباس

ابلیسه گلن لعنت
عبیدالله آزدور

زهرا بالاس قالدور
امانینن منه یازدور

تیز گئت دالی
باخسون اولورسان قانوه غلطان

نیلیم کی یوخومدور
شاهیمدن فرمان

 

دوزدور
سوزوم

آغزون اودیلان
دولسون ایا کافر شداد

آخر بو نه سوزدور
دانیشورسان ای ایوی برباد

دنیادن ئوتور
قارداشیما ایتمیوم امداد

جان بسلمیشم فاطمه
نان و نمکیندن

حاشا چکم ال ایندی
حسینون اتکیندن

دخیلم
عباس

هر مکریله وورسوز
اگر نیزیه قرآن

هاشا تاپا
ایمانیمه ال سن کیمی شیطان

من عبدم علی
اوغلونا سن ابن زیاده

سن مست ری و من
روش صدق و وفاده

 

هیچ بیلورسن حسین
کیمدور

اوتوز بش ایلدی
عباسم آجقلی باخمیوب بیر یول

بئله مولایه جان
قوربان بو نوعی هیچ وقار اولماز

حسینه گوزلریم
قربان حسینی تک قویوب گئدسم

بئله بیر ننگ وعار
اولماز

قبول ائتمرم بیعت
کافری ذلیل ائتمرم دین پیغمبری

قارداشون
قربان

آگهسن اوزون صحبت
عهد ازلیمدن

اسرار دلیمدن
هدفیمدن عملیمدن

هیچ من دئمورم
پرچموی آلما الیمنن

آلسوندا گئنه
نوکروم شائنیم آزالماز

اما کرم اهلی
بیلورم ویردیگین آلماز

 

گل
برابره

سن بیل کرمون
سالما منی بو دشت فراته

من سالک عشقم
دوزَرَم هر زحماته

سر دوشیمی آچ
پرچمی آل قوش نفراته

سر لشگرم آل رُتبه
می سرباز ائله قارداش

قووما قاپوندان
ساخلا سرافراز ایله قارداش

سیزه
گلم

حسین سن بیل کرمون
سالما منی چوللره قارداش

یوخسا اوز دوتارام
نجف سمتینه قارداش

دوشوبدی مشکله ایش
بابا گل

قالمیشام آواره
باباگل

حسینون ایندی منه
دیور ترک قیل خیامی

سن اوزون یتیش
فریادیمه بابا گل

اوگونکی سن
گئدیردون حسینون الین وئردون الیمه

دِدون ابالفضل عهد
ایله وفاریشه سینی قیرما بالا

بو حسینیدن هامی
آیرلسا سن آیرلما بالا

بابا گل هرایه
بابا گل هرایه

 

قویمایون
گوزدن

گل بیر آغلاشاق
قارداش پیمان باغلاشاق قارداش

قولاروی سال
بوینوما بیر دویونجا آغلاشاق قارداش
 

لبیک ای حجت خدا
لبیک

که ای هدایته
منهاج اولان سلام علیک

وصی صاحبی معرااج
اولان سلام علیک

وجودی اجودی ظلمت
سرای عالمده

سراج انور وهاج
اولان سلام علیک

گئدوب جلالی
الیندن قالوب زمانه ده خوار

بلا خدنگه آماج
اولان سلام علیک

آتاسی ساقی کوثر
برادری سقا

فرات سویونا محتاج
اولان سلام علیک

 

 

علیک
سلام

قوشون قیریلدی
اساسون پوزولدی یا مولا

الون صحابه لروندن
اوزولدی یا مولا

باشون ساق اولسون
اگر یارو یاورن ئولدی

بو غملی چولده
سوسوز بش برادرون ئولدی

خزانه دوندی ستمله
جلالیون باغی

چکلدی سینوه
عونیله جعفرون داغی

سنی
الله

آدیم وفالی وفانون
بودور کی قائده سی

منم تک آخر
قالماقلقون نه فایده سی

مرخص ایت منی سینم
داخی گلوب تنگه

بو تیغ ساعقه
کرداریلن گیدوم جنگه

فراتی خیمه لره
سیل تک قیلوم جاری

دیسونله وار بو
شهون چوخ رشید علمداری

شجاعت اسدالهی
آشکار ایلیوم

صفوف لشگر کفاری
تار و مار ایلیوم

ئولم بو شرطیلن
نعشینده پایمال اولسون

آنام دیه ایشیدنده
صودوم حلال اولسون

 

رضا
دگیلم

سن ایسترسن آچام
باشون اوسته چتر علم

من ایستیرم ایده
لر هرایکی قولوی قلم

وفا و غیرتیلن
آچمیشام زمانه ده آد

بنای غیرتیمی
ائتمه یاحسین برباد

چه فایده علم
اولدی الیمده شقه گشا

غیور آدیم نجه همت
اولسون ای مولا

مرخص ایله گئدیم
قولاریم قلم اولسون

که تا قیامته دین
غیرتیم علم اولسون

طاقتیم
قارداش

فدا اولوم سنه ای
پادشاه ملک جلال

یانوندا ساخلا ما
بسدور داخی منی یولا سال

قربان
عمو

ای بلبل شیرین
زبان ماه مدینم آغلاما

عباس عمون سنه
قربان نازلی سکینم آغلاما

 

قربان
عمو

ای کاش ئولیدی ای
خدا بو قولاریم تندن جدا

آغلاما من سنه فدا
نازلی سکینم آغلاما

 

قربان
عمو

ای دختر مستحسنه
بو قدری یالوارما منه

ایندی گئتورم سو
سنه نازلی سکینم آغلاما

لب
عطشانی

چوخ آغلاما اوزوم
من بوگون فراته گئدیرم

علم دوتان الیمی
من حسینه قربان ائدرم

نگاهدار
اولسون

که ای شه لب
تشنگان خداحافظ

منه اولان آتادان
مهربان خداحاظ

داخی جمالون گورمک
قیامته قالدی

حلال قیل گئدورم
باغری قان خداحافظ

خداحافظ ای
خواهران حسین

خداحافظ ای دختران
حسین

سالان باشینه
نوجوان قاره سین

خداحافظ اهل بیت
حسین

 

ایا تیغ شرربار بو میداندا سنه بیر نچه سوزوم وار

غیلافون قان ایچر
ای تیغ بران

گوزتله گوزلریمه
دولماسون قان

تمام سر کرده لر
دورموش کمینده

قلنج ساخلا منی
خنجر دمینده

رجز
عباس

ایها القوم ظلم
عالمه سردار منم

نایب منقبت حیدر
کرار منم

هل اتی مخزنینون
دُرِگرانمایه سیم

لا فتی در جینه
بیر لو لو شهوارمنم

شهد اللهده تشدید
مشدد اثری

جاهَدو کلمه سینه
آیه تکرار منم

و اَنا بنِ
اسدالله امام الثقلین

زاده صف شکن سرور
ابرار منم

لقبم ماه بنی هاشم
اوزوم زهر جبین

شمس اقلیم و وفا
مطلع انوار منم

کاندن قافه کیمین
شوکتیمون شهرتی وار

عالم شوکت آرا
میرجهاندار منم

دوتموش آفاقی گوز
آچون یاخشی باخون

تانیون حضرت عباس
علمدار منم

دماغ
اوسته

بابا یا صاحب
ذوالفقار وقت مدد است

 

 

قتل
عام ایدوم

دیلون باغلا آچ
الرون وورما لاف

بو گون ایش گورر
تیغ خارا شکاف

قُیوب نیزه نی
وورما نوک لیسان

لسان نوکی وورما
قدی کار زنان

ائدر تیغلن
پهلوانلار جدال

مناسب دور عورتلره
قیل وقال

قیلار فتح دعوالره
شمشیر تیز

اناث اهلی ایلر
زبانی ستیز

 

مین
عباس

لاف وگزافون قوتار
ای شوم دغل

مرد سن لال اول
یوم آغزون آچگیلان دست جدل

سن ایاقیمنده
اوپسون چکمرم من سنن ال

چون منیم شمشیر و
نیزم کافر اوستونن گلور

 

اوستن
گلور

من ولی مرد
اوغلیام مردم سوزوم مردانه دور

قولاریمون تکیه
گاهی قدرته ایمانه دور

بیعتیم یالقوز
حسینه خدمتیم قرآنه دور

چوخ رجز خوان
پهلوانلار گورموشم افسانه دور

جزئی بیر ضربتله
مغزی مغفر اوستونن گلور

 

 

عباس

بابا یا صاحب
ذوالفقار وقته مدد است

 

رکابونن
اوپوم

ایستسون اولدورمیم
سنی من ای دنی

دوش قباقیمجه
پیاده باشلا راه خیمه نی

اوپ حسینون
مقدمونن قوی قبول ایتسون سنی

توبه حری قبول
ائتدی سنی رد ایلمز

 

 

 

رجز
عباس

ای سپه کوفه تانور
سوز منی

قارداشیمون یارو
مددکاریم

گرچه بو آز لشکره
فرماندهم

پرچمه اسلامون
علمداریم

فکریم اودور
صفلروزی سندرام

نهر فرات اوستونه
پرچم ورام

چاره سی یوخ مشکی
گرک دولدورام

تشنه لرون چون که
دل افکاریم

 

 

 

 

دماغ
اوسته

آی بو دنیا
دورانون ابوسفیانلاری

آی بو عصرین حیله
گر شیطانلاری

کوفه نون دل
قانمیان انسانلاری

آی بیابانون دو پا
حیوانلاری

نهروانون پست و بی
ایمانلاری

کربلانون تشنه دور
مهمانلاری

ملک سوزده بذر
واهی اکمرم

من فراتی آلماسام
ال چکمرم

لشکر ، من سلطان
دینون اوغلیام

خواجه روح
الامینین اوغلیام

صاحب عرش وزمینین
اوغلیام

مالک خُلد و
برینون اوغلیام

لشکر ، من امیر
المومنینون اوغلیام

وقت مدد
است

بابا یا صاحب
ذوالفقار وقت مدد است

 

نجه ایچوم بو سویی
گویلومون بلاسی گلور

نجه ایچوم بوسویی
ایچمدی جوان علی اکبر

نجه ایچوم بوسویی
ایچمیوب علی اصغر

نجه ایچوم بوسویی
تشنه لر نواسی گلور

صحابه قیزلارونون
العطش صداسی گلور

گرک سو آپارام
بلبل مدینیه من

گلنده وعده سو
ویرمشم سکینیه من

 

نشانه
خدنگ

گلمیشم سو آپارام
گلمَمیشم ایچم دویام

یولومی گوزلور
بالالار گرک گئدم منده بیر آن

ایا گروه شقاوت
قولاق وئرون سوزومه

ویرمیون مشکیمه
اوخ وورون منیم گوزومه

نقدی جان بوسویون
بیر قلیل قیمتی وار

علی اصغریله
رقینون گوزی وار

بابا یاحیدر کرار
وقت مدد است

 

ای پرچم سن
دینوموزون پرچمی سن یاتماقا اسمه

شاهیم گلینجک
ساخلارام سینم اوسته

ای شاه کربلا
هرایه گل

 

سس وئر منه
قارداشیم

دوندی قانه گوز
یاشیم

تاخیر ایلسون
مولا

تنن
کسیلرباشیم

 

عباسیم

نهرین یولون آختار
تاپ

صاق و صولی آختار
تاپ

نیزاریده
عباسون

بیر جوت قولون
آختار تاپ

 

آی
قارداش

بیر منظره گوردوم
من اوزوم خیمه ده قارداش

یاندیم نجه کی اود
یانار مجمر الینده

حسین اولسمده بو
نسگیل چخا هیهات اورگیمدن

قالمیشدی ربابون
یاخاسی اصغر الینده

 

التماس
دعا

عاشقان حضرت
ابوالفضل العباس
(ع)


 
متن کامل حضرت قاسم(ع)
ساعت ٧:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

متن کامل حضرت قاسم(ع)

که ای غریب دل افکارعمو سلام علیک

بلا ومحنته سردار عمو سلام علیک

جوانلاری قریلوب یارویاوری داغیلان

قالان بو غربت آرا خوار عمو سلام علیک

کومکسیزم دئمه یاندردی آهون افلاکی

بو گون منم سنه غمخوار عمو سلام علیک

 

علیک سلام

منی غم آتشینه کربلاده یاندیرما

یتیمم ای عمو جان خاطریمی سیندرما

شکسته گوگلیمی یخما عمو سلامیمی آل

حسن نشانه سیم قولاروی بوینما سال

یخیلمشام قاپوا رحم قیل پناه سیزم

مکدر ایلمه دیندیر منی گناه سیزام

ائتگییلن اظهار

گیدیر کفن بیلیمه قلج باغلاسال یولا

بسدور داخی یانوندا منی ساخلاما عمو

گوزلر بهشتیده یولوی اکبر جوان

الله رضاسی گل یولومی باغلاماعمو

برانه قویمارام

مطلبیم بودور منیم دل افکاره ام

وروم بو دشتده بیر اوت بو قوم کفاره

بئله قلنج وروم ای امام تشنه جگر

ئولوم قلنج قاباقیندا باتوم قزل قانه

طاقتیم قاسم

دوشن عمو نظریندن غریب جانیم وای

گوگلده دردی قالان بی طبیب جانیم وای

منای عشقده قربان اولمیان لایق

اولان زمانده محنت نصیبم جانیم وای

نه دردون وار

سبب اودور سالوب آهیم جهانه شیون وشین

قاووب منی قاپوسوندان عموم امام حسین

حلال مشکلاتو ندور

مراد کامه یتیشدیم تاپولدی درمانیم

شهید اولماقا وار الده یاخشی فرمانیم

بویور بو نامیه باخ ای امام مستحسن

یازوبدی مطلبه فرمان آتام امام حسین

بوسن بو من بو بلا دشتی یوم عاشورا

بو خط شاه زمین حضرت امام هدا

ذوالفقاره تاپشوردوم

کربلا شاهی ای عمو خداحافظ خداحافظ

ای قمر بنی هاشم عمو عباس خداحافظ

بی بی زینب غریب بی بی خداحافظ

سوسوز علی اصغر خداحافظ خداحافظ

رجز

الله لوای دشمنی یخماق منیم عمده مرامیمدی

امامی ایلرم راضی اله بیر مدعا گلسه

اونوچ سینیمدی تشنه زرهسیز گلمیشم جنگه

یوخومدور اعتنا دعوایه هر قدری قوا گلسه

بنی هاشم نبردینده قلنجا ایلمز تکیه

سلاح محکم ایمانه ایلر ایتکا لشکر

چاره ای قاسم

اولور معلوم عمر وندن دویوبسان جانه ای ازرق

گلوبسن زوروه مغرور اولوب جولانه ای ازرق

خیال ائتمه اوشاقدور مجتبا اوغلی جوان قاسم

گوریرسن من آچاندا پنجه مردانه ای ازرق

اودلاره ای قاسم

ایچوب جام عجل ایندی الیمدن دورت عزیز اوغلون

یتیش اوغلانلارونان سنده گئت نیرانه ای ازرق

دلون باغلا اَلون آچ دورموشام سد سکندر تک

تماشا ایله فرزند شه مردانه ای ازرق

مختاره ای قاسم

دیلون باغلا الون آچ دورموشام سد سکندر تک

تماشا ایله تک فرزند شه مردانه ازرق

سنون تک مین دلاور اولسادا باک ائتمرم اصلا

سوسوز دور خنجریم دعوا گونونده قانه ای ازرق

خونخواره ای قاسم

دانیشما هرزه وهزیان هنردن وورما چوخ پهلو

قوتارسان ساق الیمدن صورا گیر میدانه ای ازرق

چخوب تل اوسته بیکس عموم دورموش تماشایه

دعا ایلر منیم چون قادر صبحانه ای ازرق

یکباره ای قاسم

بو دعوا قلنج دعوا سیدور هیچ اوزگه فکر ایتمه

دگلبل لازم ال آتماق نیزه و پیکانه ای ازرق

اگر یوز مین قوشون اولسا تماماً بیر بیره ورام

قلنج ضربیله ویرم عالمی طوفانه ای ازرق

غافل منی

دگول بیز عادت ایا بت پرست

اولاق رزمیده دشمنه پیش دست

سنوندور ازل نوبت ای گرگ پیر

دوباره آچار پنجه سین نره ستیز

نوبت آخرین

منه ایلمه موعظه ویر مه پند

نقدر ایسته سون وورگیلان زورمند

هر اول قدری اولسا قولون قوتی

دریغ ایتمه وور قوی منه منتی

بابا یا حیدر کرار وقته مدد است

قوشون قیرمشام ای شه کربلا

یتوب جانیمه هر طرفدن بلا

پوزوب صفلری یخمیشام بیدقی

شجاعتله ئولدورموشم ازرقی

بو گون سندن ای کان جود و کرم

هنر قیلمشام جایزه ایسترم

رجز قاسم

آگه اولون ای قوم دون من اصلیمی اعلان ایلرم

چکسم بیانه وصفیمی گوزیاشوزی قان ایلرم

جدیمدی ختم انبیاء جدیم داخی خیرالنساء

حیدر آقام دور مرتضی

باخ گورنه بتیان ایلرم

اصلیم قریشیدور عرب نسلیم بنی هاشم لقب

عباس عموم شیر غضب بو دشتی طوفان ایلرم

نذر ائتمیشم بو دشتده لب تشنه جان ویرم

نعشیم قوری یر اوسته قالوب بیم زار اولا

من عاشقم یارا یا باشیمدان ورون یاره

عاشق گرکدی قانینه گلگون عذار اولا

آتدان دوشموشم یره

داده گل ای شاه کربلا

گلگون عذار قان اولوب

منیم ای شاه کربلا

ای کربلا خلیل ئولییم دایانما منایه گل


 
متن مکالمه عبدالله بن حسن(ع)
ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

 

عبدالله

ای شه کربلا عمو گلدیم

مین غمه مبتلا عمو گلدیم

سسیمه سن وئر ای امام زمان

دردیمه قیل دعوا عمو گلدیم

سینمی اوخلارون قباقینده

قیلماقا آشنا عمو گلدیم

اوشاق اولسا مدا غیرتیم چوخدور

دگلم بی وفا عمو گلدیم

خوش گلدون

یالقوز گوروب سنی بو بیابانه گلمیشم

امدادوه یتیشمگه میدانه گلمیشم

صرف ایلمکده موشتریم نقد عمریمی

بازار مصر یوسف کنعانه گلمیشم

یوز شوق و ذوقیلن قباقینده بو سینمی

والله نشانه قیلماقا پیکانه گلمیشم

عبدالله به شمر

یوخ بیر هوا خاه گل اولما گمراه

ویرما سن الله رحم ایله ظالم

رنگی سولوبدور بی حال اولوبدور

اوغلی ئولوبدور رحم ایله ظالم

عبدالله

الامان ای غمگساریم اللامان

بیر قولوم اولدی سنه قربان پناهیم الامان

قولوی سالدیلا قان چوخ گیدر عمو ئولورم

قولی دوشنده نه زحمت چکوب عموم بیلورم


 
متن مکالمه سریه(س)
ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

(نصیبم جانیم وای)

نچون تلاطم ائدوب بحر محنتیم اوغلوم

گلوبدی جوشه ندندور مصیبتون اوغلوم

نولوبدی گوزلرون آغلار مثال ابربهر

بیان قیل آنون اولسون مگر نه دردون وار

(عموم امام حسین)

آتان سنون قولوا چونکه ای جوان عزیز

اوز اللریله یازوب باغلیوا بدی بیر تعویذ

بوگون اوخط سنون مایه نجاتدندور

دوشنده مشکله حلال مشکلاتو ندور


 
متن مکالمه حضرت سکینه(س)
ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

بی کسه شفاعت
ایله

آمان ای عزیز جانیم علی
قارداش

علاج ایله داخی یوخدی منده جان
قارداش

ظلمیله سروقدیمی غمدن بوکن
گلور

قویما آماندی باشیمه کوللر توکن
گلیور

باغریم یارلیدی چک منی بیر یانه
گورمسون

والله سودابه ده سنه خنجر چکن
گلور

قیلما آه و
زار

چوخ قورخورام گورنده بو سرداری
گلمسون

قورخود ماسون منی ده سنی تانری
گلمسون

خنجر چکن زماندا سنه گورمیشم
اونی

دینجلمرم کسیلمسه قولاری
گلمسون

اول سالوب منی بو گونه ایندی
یالوارور

جانیم ده اود توتوب یانار اودلاری گلمسون

دورمارام
گئدرم

مکدر اولما گیلان ای شبیه
پیغمبر

باغیشلادوم سنه حری جوان علی
اکبر

سکینه به علی
اکبر

ای جوانیم عزیز مادر

طویون مبارک علی اکبر

سکینه
گلدی

عراقه گتمه فراقه دوزمم

اولو نجه سندن الیمی اوزمه

اوزولدی
باجی

توکوم گوزومدن بیر حاله قان
یاش

کفن گیوبسن اماندی قارداش

بودا
بسیمدور

بو سوزدن اولدی سکینه مدهوش

ازل گل ایله منی کفن پوش

 

غمه
روانم

علی قارداش گل منی قویوب
گئتمه

قویمارام من سنی بو میدانه

ای بابا قویما گدسون
قارداشیم

قوی گئدوم شیمره التماس
ایلیوم

خلاص
ایلیوم

ای یوسف مدینه سفر اولسون
مبارک

سنه قربان سکینه سفر اولسون
مبارک

لعنت گله ایامه عجب یتیشدون
کامه

یاز باجوا بیر نامه سفر اولسون
مبارک

گور ناله و افغانی آهیم یخار
دنیانی

ای کربلاقربانی سفر اولسون
مبارک

سکینه با ابالفضل

سقای مظلومان عمو

ای دردلره درمان عمو

یاندیم منه بیر جرعه سو

ای غیرتون قربان عمو

 

آغلاما

عمو منی قوجاقه آل

اوزون قولون بوینوما سال

بو معجریمی وئر سو آل

ای قولارون قربان عمو

آغلاما

یاندی سوسوزدان لبلریم

غش ایلیوبدی اصغریم

قیل بیر نظر تاج سریم

ای گوزلرون قربان عمو

سکینم
آغلاما

اوزومه ایستمورم سو عمو بابام
جانی

عطش هلاک ایلور اصغر لب
عطشانی

قربان
ائدرم

گئد ای عمو سنه پروردگار یار
اولسون

سنه اوخالق همچون نگاهدار اولسون


 
متن مکالمه برادر حر - و متن مکالمه حر
ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

باشیمدن
آتام

گلوبدی بو گئجه
ابن زیادین نامه

حسین اولوب گئدجک
اهل و عترتی شامه

ایاقه دور
دوزولوبدور نظامیلن لشگر

گرک بو چولده
سوسوز دوغرانا علی اکبر

باشون اشاقه سالوب دورموسان نچون راحت

بو گون بیزیم
الیمیز ده گرک اولا نصرت

اوزوم ئولیدیم
من

مگر نه ایلمیشم من
قیلوب سنی مضطرب

 

متن
مکالمه حر:

حر

ایا امام زمین و
زمان سلام علیک

قدوم زینت عرش
برین سلام وعلیک

عزیز فاطمه آرام
جان بیغمبر

جهاندا دایه سی
روح الامین سلام علیک

نشان اسدالله
یادگار علی

مدینه شاهی امام
مبین سلام علیک

بیان علیک
سلام

آدیمدی حر دلاور
امیر جیش عرب

بودور حضوروه
گلمگیمده مطلب

ایدوبدور حکم عبید
زیاد بد انجام

علاجی یوخدی سنی
شهر کوفیه آبارام

دوروب
عباس

یا حسین ملامت
ایتمه منی چون بو ایشده مجبورم

امیرکوفه بئله حکم
ایدوبدی مامورم

بوکاروانی گرک
قویمیام کناره گئده

سِوای کوفه داخی
آیری بیر دیاره گئده

سنیله من جنگ
قیلام به ضرب تیغ سنان به هم بوکوفیان بی ایمان

آتاسی
حیدردور

که ای بوگونده
اولان جام مرگه آماده

آنام آدین باران
اولمامیشدور دنیاده

اوکس کی والدمین
اسمین ایلیه اظهار

یقین کی منده
ائدردیم بیانیمی تکرار

ائدوم نه چاره
آنون دختر پیغمبردی

شفیعه گنه جمله
اهل محشر دور

هانی اوقدرتیم
پادشاه عرش مقام

حقارتیلن اونون
پاک آدین آپارام

 

عربستاندی
قورخمیون

عباس پلنگ افکن ای
زاده خیبرکن

بو پیر کهنسالی
ایتمه اوزوه دشمن

جوان
ای حر

من گلمیشم جنگه
صلح اولسا بوگون خوشدور

عباس قوی بوینما
بیر منت ال آتما او شمشیره

یوزمان
ای حر

فدا اولا سنه
اولادیم هم جانیم

سنین قتلوه یوخدور
الده فرمانیم

بو دم چکول کناره
بیر دوت آرام

آرایه گلمیه تا کی
بو گونده ظلمت شام

 

گرک
اولا نصرت

ای جانیمی بلایه
دوچار ائدن

سبب نه اولدی که
اولدی عقلیدن چخدون

منی سالوب بو
بلایه ائویمی سن یخدون

بیر ایش منه
ایلیوبسن کی ایلمز دشمن

گور نجه بو گونی
ای کاش اوزوم ئولیدیم من

مضطرب

بو گئجه واقعه ده
گورموشم من نالان

کنار شط فرات
اوسته بیر نچه مولا

قورو بلا حلقه
ماتم دیوللر واویلا

باخوب نه گوردوم
او صحراده مصطفی آغلار

دوروب یانیندا نجف
شاهی مرتضی آغلار

گیوبدی الینه قاره
عمامه سی الده

جگرلری تو کولن
طشنه مجتبی آغلار

باشندا قاره بیر
عورت دیر حسینیم وای

اوناله صاحیبیدور
خیره النساء آغلار

نظر سالاندا نه
گوردوم آتام دروب محزون

سالوب اشاقه باشین
چوخ چکر نوا آغلار

دییر خجالتم الله
سنون حبیبوننن

وورار باشینا ائدر
ناله وبکا آغلار

گئدوب سلام ایلدیم
باخمادی منیم یوزومه

اشاره ایلدی گویا
گورونمه هیچ گوزومه

سوال قیلدیم ایا
بابا مهربان و کبیر

سبب ندور یوزومه
باخموسان ندور تقصیر

دونوب باخاندا منه
چکدی بیر جگردن آه

دئدی اوغول سنی
دنیاده قویماسون الله

نئجه باخوم یوزوه
گئد یوزون قرا اولسون

سنون ائوونده
گوروم تعزیت سرا اولسون

بو چولده حیدر
کراری داغلیان سنسن

علی قاپوسینی
ظلمیله باغلیان سنسن

اوتانمادون کی جفا
قیلدون آل طاهایه

جناب زینبی چکدون
بو غملی صحرایه

آلوب بو واقعه
والهی جانیمی آی قارداش

نوئولیدی بو
دنیایه گلمییدیم کاش

اوز ائتدیگیم غلط
ایشدن اوزوم پشیمانم

ندیم ، نه چاره
قیلوم دلفکار وحیرانم

منیله گل گئدک او
حضوره سرداره

قتال دفعنه تا
بلکه ایلیک چاره

سویله بو
صفلرقورولماقدان گوروم مطلب ندور

طبل پی در پی
ورولماقدان گوروم مطلب ندور

قیل منه واضح سنون
قسدون ندور ای یابن سعد

آتلانوب جنگاهه
گلمکدن گوروم مطلب ندور

قدره الله
اوغلینان صلح ایدورسن یا اینکی جنگ

رزمگاهه حاضر
اولماقدان گوروم مطلب ندور

 

بیر
شور وشر

بو حسین نور دوچشم
مصطفی دور یابن سعد

میوه باغ علی
المرتضی دور یابن سعد

فانیدور دنیای
فانی یوخدی عمره اعتبار

عاقل ائتمز اوز
رضاسیلن جهنم اختیار

آت ئولر خلعت گیدر
عزت اولار آخرده خوار

بو گناهون دردی
والله بی دوادور یابن سعد

دوشمه ری سوداسینه
بیر دون امام ناسه باخ

آغلیر آل پیمبر
خیمه لرده یاسه باخ

سرو و گلزار شجاعت
حضرت عباسه باخ

گورنجه سقای دشت
کربلا دور یابن سعد

سویولون هرگز
اولوبدورکی امامه باغلیان

عترته پیغمبرون
قلبین ستملن داغلیان

خیمه لرده زینب
بخت قرا دور آغلیان

هانسی دینده هانسی
مذهبده بو مصیبتله روادور یابن سعد

قیلدین
سزا

آل حیدردور بو
عورتلر دگول روم و حبش

ناله چکمکدن
ائدیلر دمبدم هر لحضه غش

خیرداجا قیزلار
الینده جامی سویلر العطش

صفحه عالم بوگون
ماتم سرادور یا بن سعد

آخاتا
نحر فهور

ترحم ایله خدایا
بو طور گمراهی

فریب ائدوب منی
دنیا ایتیرمیشم راهی

بهشت و دوزخ
آراسیندا محو وحیرانم

یقین دگول منه
ترسا و یا مسلمانم

اویاندا سلطنتیم و
مسند جان وار

بیاندا شعله چکن
آتش جهنم وار

دیور او سعد لعین
گل حکومت ائدک

حسین اشاره ائدور
گل گیلن بهشته گئدک

او کفردن چکوب ال
گلموشم به حمدالله

سیزونده شوق شهادت
واروزدور بسم الله

دییم حسین یانینا
گئتمگیم سعادتدور

حسین قتلینه گور
باغلانوب نچه دسته

شالوی بوینوما سال
چک منیم اوزوم اوسته

ای شاه دوران
التوبه توبه

اولدوم پشیمان
التوبه توبه

وار اشک وآهیم
یوخدور پناهیم

چخدور گناهیم
التوبه توبه

ا ی جان حیدر
قیلما مکدر

بو باش بو خنجر
التوبه توبه

ای زبده ناس
تیغیندور الماس

غیرتلی عباس
التوبه توبه

من زارو مضطر بی
یارو یاور

شهزاده اکبر
التوبه توبه

چوخدور هراسیم قیل
التماسیم

شهزاده قاسم
التوبه توبه

باغریم اولوب قان
قیل درده درمان

قووما قاپوندان
التوبه توبه

اول
وفا سرداری

که ای بلایه
گرفتار آقا سلام علیک

غریب و بی کس وبی
یار آقا سلام وعلیک

گلوبدی درگهوه باش
آچوق ایاق یالین

ایکی غلام گنهکار
آقا سلام وعلیک

خوش
گلدون

بو گل جماله نظر
قیلماقا گوزوم یوخدور

یوزوم قرادی
قاپوندا خجالتیم چوخدور

همیشه حضرته
یحیایه منفعل قالدیم

عیالوی بوتو کنمز
بلایه من سالدوم

منی باغیشلا گیلان
ای امام مستحسن

گلوب سنون قاپوا
عجریله دخیلم من

اونون
سوزودور

گر ایلسون منه چشم
شفعتیله نظر

بویور قباقیمه
دوشسون جوان علی اکبر

بو التماسی سنه
ائتمگیمده وار مطلب

ایشیدمیشم کی چوخ
ایستر اونی خانم زینب

 

جوان
علی اکبر

باغیشلادی منی بنت
شهنشه ابرار

ولی سکینه باجوندا
خجالتیم چوخ دور

سودابه ده اونی
قورخودموشام منه نالان

اگر او کچمسه مندن
دگول ایشیم آسان

آپار حضورینه
احوالیمی رعایت ایله

اونون یانیندا منه
بی کسه شفاعت ایله

سنه حری جوان علی
اکبر

حربه
سکینه

بو گون وفامی بو
صحراده آشکار ایدرم

علی اکبروه جانیمی
نثار ایدرم

گچوبسن اولسا
گناهیمدن ایله گوگلیمی شاد

قباقجا ویر بیزه
کرب و بلاده اذن جهاد

حر
به امام

فدا اولاق سنه ای
پادشاه عرش و فراش

مرخص ایله گئدق
بیر اوغول ایکی قارداش

نجه سدابده دوتوم
ستمله دامانون

گرک بو گونده
اولام اَوَلیمجی قربانون

 

آغلیا
فراقونده

باتوبدی یاسه
غمونده نجیبه دوسرا

گیوبدی قاره بو
گون اگنینه آنان زهرا

سن ایستیرسن اولام
میهمان اوطاقونده

من ایسترم کسیله
باشیم قباقونده

رجز

حشرده
خجالتدن

منم حر دلاور
سطوتیمدن شیر لرزاندور

دلیران عرب شمشیر
تیزیمدن هراساندور

شجاعت ملکونون
سلطانیم میدانه دعواده

دم تیغ شرر انگیز
چون الماس براندور

عربده اسم ورسمیم
وار شجاع و نامدارم من

اجل پیکی قباقیمده
قلنجیم برق سوزاندور

اگر بیر یا علی
چکسم تماماً عالمی قیرام

بو دو باعث معینم
شاه مردان شیر یزداندور

بو فخریم بسلدور
عالمده دیللر حر نام آور

شهید کربلایه
اولیمجی تشنه قرباندور

 

طبلون
دماغ اوسته

قاچوب صفلر
دالیندا دورما گل ای شمرابن ذی الجوشن

بو میدانه گله هر
کیم بوگون قانینه غلطاندور

سیز ئولسوز گر
بوساعتده گدر سوز نار نیرانه

بحمدالله من ئولسم
گر یریم باغ رضواندور

یا صاحب ذوالفقار
وقته مدد است

حر
هنگام شهادت

السلام علیک یا
ابا عبدالله یا حسین

آتدان یخیلمشام
آقا جان یتور ازوی

زهرا بالاسی اولن
زمانیده باری گورم اوزوی

یتیش داداه یا
حسین هرایه گل

یوخومدی باک بو
جسمیده کی جراحتدن

هزار شکر رها
اولموشام خجالتدن

سوسوز باشیم دیزون
اوسته ای امام زمان

نه یاخشی رتبه دی
آخر نفسیمده ویردوم جان


 
متن مکالمه حضرت زینب(س)
ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

متن
مکالمه حضرت زینب(س)

دنیاده چکن
هجران

الله الله آدیمدی
منیم زینب

قان یاش توکرم
گوزدن

الله الله آدیمدی
منیم زینب

 

ظلمت شام

نه شوریدور گنه
چون بیر بیره دگوب لشکر

باسوب قلنجینی
ابرو سینه علی اکبر

حسین مگر نه
وارگئنه آت گزدیرور جوان قاسم

الین قلنجینون
اوسته قویوبدی عباسیم

حسین ددم اوغلی
سارالان رنگوه زینبیم قربان آی قارداش

نچون سارالدی
یوزون آخدی گوزلروندن یاش

نه توزدی صحنه
رخساروه قونوب قارداش

باجون فدا سنه ای
کشور ولایت ماه

بو سیریده منی
الله رضاسی قیل آگاه

ذلیل ائتمرم دین
پیغمبری

یا حسین گل چاره
قیل غم موجی اخیامه گلوب

شامده قارداشوه
قارداش امان نامه گلوب

سس دوشوب اخیامه
گور ناله ائدر بیکس رباب

جام الینده خیمیه
قیزلار سالوبلار اینقلاب

وای منه وای
لیلایه گول زاریم ایندی اولدی خراب

من زینبم  غم
موجونون سالاریم

بیر بویوک آواره
قالموش قیزلارین غمخاریم

حسین  عباس
سایسینده دالدالانان زینبه بیر چاره قیل

آند اولا ننم
زهرایه گئتسه عباسیم اگر بیچاره دن بیچاریم

 

بابا گل هرایه

غضب لنیب نه سببدن
مه بنی هاشم

قونوبلا آت بلینه
ایندی یدی قارداشیم

آماندی گئدیم
چاغریم ایندی برگزیده ناسیمی

آتام نشانه ماه
مدینه عباسیمی

ابالفضل باجون
اوقولاروه قوربان اولا وفا کانی

نه شوریدور کی
دوتوب صحنه بیابانی

یارالانوب اورگیم
قانه دوندی بو سوزدن

آمان حسینیمی
دعواده قویمادون گوزدن

 

 

مهربان سلام علیک

کی ای عزیز اکبریم
علیک سلام

شبیه حضرت
پیغمبریم علیک سلام

اولان تسلی قلب
مکدر زینب

جمالی مهر و مه
انوریم علیک سلام

غریبه دیللروه بی
نوا بیبون قربان

ریاض حسنه گل
احمریم علیک سلام

نه مطلبون وار ایا
نوجوان لاله عذار

گتور بیانه گوروم
دلیریم علیک سلام

 

خجالتی وار

بیانی قیل منه
کیمدی او آغلیانلار اوغول

فغان آهیله دنیانی
داغلیانلار اوغول

 

شهادت ایچون

باغشلیوم نجه ای
حر نامدار سنی

کسوب قباقیمی
چکدون بو کربلایه منی

باغیشلیوم نجه
قیلدون منی بلایه دوچار

عزیزیدوم ایلدون
روزگاریده منی خوار

باغیشلیوم نجه اول
یولومی سن دوتدون

عیال شیر خدانی بو
چولده قورخدون

 

دورمارام گئدرم

مکدر اولما گیلان
ای شبیه پیغمبر

باغیشلادوم سنه
حری جوان علی اکبر

 

یکسر غریب

بو سرو قدیوه ای
پادشاه حل و حرم

روا دگل با خا
چادر ایچینده  نامحرم

ایدر نظاره
دشمن  زیاده غم لرینی

ایشیکده ساخلاما
بو محترم حرملریمی

قوی بیرجه شمع
قامتوه ایلیک طواف

یانوب دوشک ایاقوه
پروانه لر  کیمی

سندن سورا  چکر
بیزی زنجیره  شمر  دون

چوللرده
گزردیرر  بیزی دیوانه لر کیمی

                               

شاه کشوریم قارداش
یارو یاوریم قارداش

زینبون اوین
یخما  گئتمه حیدریم قارداش

 

فغان زینب

من فدا او گوزلره
یاندی جان بو سوزلره

رحم ایله بو
قیزلاروه گئتمه حیدریم قارداش

یانان زینب

ای شه جهان قارداش
زینبه یانان قارداش

کاش اولا بو
گونلرده فاطمه آنام قارداش

 

گئد ای گئد ای سنی
پروردگاره تاپشوردوم

علی بلینده اولان
ذوالفقاره تاپشوردوم

 

بعد از شهادت امام

زینب

دستمازی قزل قاندی
قارداش

زینبون قلبی شان
شاندی قارداش

یاره لر سینون
اوسته گل آچموش

هر بیری بیر
گلستاندی قارداش

قلبینی اوخ بولن
قارداشیم وای

حق یولوندا ئولن
قارداشیم وای

نعشی عریان قالان
قوملار اوسته

تشنه لب جان ویرن
قارداشیم وای

زینبون حالوه قان
یاش آغلار

ذبح اولان باشوه
داغ داش آغلار

قلبوه اوخ ویران
ال شیل اولسون

باشون اوسته آنام
قارداش آغلار

گلمیشم گوزلرون
باغلیام من

غصه لی سینمی
داغلیام من

قویمیولار منی
نعشون اوسته

بیر دیونجا سنه
آغلیام من

یوخ باشون بوس
ائدم لبلروندن

قوی اوپوم یاره لی
هنجروندن

نعشوی دوندریم
آرخون اوسته

اوخلاری من چکیم
پیکروندن

قلبیمی غم سالوبدی
فشاره

اولموشام گور نجه
بخت قاره

بو غمه
آغلارام  من ئولونجه

جسمون اولموش سنون
پاره پاره

قلبیمی غصه دن
غملر آلدی

گلشن آل  عصمت
سارالدی

خیمه دن قتلگاهه
گلینجک

زینبون یولدا
قارداش قوجالدی

سینوی اوچ بولوب
تیر پیکان

قتلگاهون ائدوبدور
قزلقان

ای آنام فاطمه نون
نشانی

آچ گوزون یاتما
قارداش حسین جان


 
متن شبیه خوانی روز عاشورا به زبان آذری
ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳٩٤  کلمات کلیدی:

عمربن سعد

حی قیوم قاضی الحاجات

ازرخ مصطفی نموده نجات

ولی الله شددلیل نجات

برمحمد آل محمد بلند بگو صلوات

 

رحمت الله به شیعیان حسین

رحمت الله به ذاکران حسین

لعنة الله به قاتلان حسین

ایام محرم است می دهد برات

بی تکبر بلند بگو صلوات

 

آغلاسون شیعه گرک تا نقدور وار برات

بو حسین ابن علی دندی بیزه نجات

وریلر حشریده مومینلرموزدو حسنات

دیه هر کیمسه بر اولاد محمد صلوات

 

ایا اهل مجلس سیزه مندن سلام اولسون

بو مجلس حیف مجلیسدی گرک نظم ونظام اولسون

بو مجلس اگر هرکس خلاف ایتسه یقین بیلسون اولار دشمن

اونیلان اول خدای عالمین بیلسون

علی ابن ابیطالب رسول اکرمین بیلسون

بیلور سوز باشوزه توبراق گل تک سولمو سوز یاران

غرض بوردا عزای حضرت عباس که بیلحظه قیاس اولسون

 

ابولفضلین او وقتین یاده حال میدان دعواده

قلم اولدی قول آتدان یره دوشدی او صحراه

یتیش دادیمه سسلندی حسین قارداش بو معواده

سنیلن قول بویون آخیر نفس قولسوز غلام اولسون

 

ضعیف اول اعتماد اولما عزیزیم

حیله شیطانه آلانما

بواوضای جهلتده جدال سلطنت سالما

جهالت مجمرینده اوت دوتوب بی جا عبس یانما

بوسوز معلومیدور امام هر درده درماندور

 

الظاهر ریاست ایستسیدی سبط بیغمبر

گلیب ایلردی بیعت تشنه قالمازدی علی اصغر

ایالیندستگیر اتمزدیلر قالمازدی بی معجر

توهمدوربصیرت گوزلرون آچ گور نه عالمدور

 

با ادب اول تسلیت ور حضرت زهرایه سن

کربلانین قان کشی صدیقه کبرایه سن

اولماغافل ای عزیزیم دردوین درمانیدور

بو حسینه آغلاماق یعنی خدافرمانیدئر

 

ابالفلین عزاسینده آماندور با ادب ایلش

الو قوی قوینوا شاداب اولما بی قرار ایلش

ابالفضلین عزاسینده یقین وار بی سبب

تمامن شیعه خلوص اولانلار جمله رام اولسون

 

آغلیون گوز یاش توکون مظلوم حسینون یلسیدور

یوم عاشورا بوگون هر بیر بلا صحراسیدور

عالم معناده آغلار حضرت ختم رسول

مجلس ماتملری حیران گزر زهرا بطول

 

یاز دولار بو شامیلر نامه حسین گندیر

سالدولار فرصت اله بوردا خیانت ایتدیلر

چوخلارینا وار اورکده کینه بدروحنین

چکدولر بو دشتده تا کی قصاص اولسون  حسین

 

غریب دشت و بلا برگزیده ثقلین

مه سبهر شرف حضرت امام حسین

امام تشنه لبان سبط آل طاهانی

نشان ورون منه سیز نو نهال زهرانی

نشان ویرون عرضیمی قیلیم اظهار

گورون نه نوعی بنا جنگ ایدر شه ابرار

 

 

 

 

 

 

 

گلمیشم کربلایه ری ملکونون سوداسینه

گلمدیم جنگ ایلیم قانلار توکم باشلار کسم

هایاندا قالدی بوگون لشکر ابو سفیان

هایانا تاخیره توشدی اول شمر بی ایمان

 

زینب

دنیاده چکن هجران

الله الله آدیمدی منیم زینب

قان یاش توکرم گوزدن

الله الله آدیمدی منیم زینب

 

امام

خدایا بر ملالم من شهید  اتقیایم من

وئرن یتمیش ایکی قوربان

حسین کربلایم من

 

حر

غریب دشت و بلا برگزیده ثقلین

مه سبهر شرف حضرت امام حسین

امام تشنه لبان سبط آل طاهانی

نشان ورون منه سیز نو نهال زهرانی

نشان ویرون عرضیمی قیلیم اظهار

گورون نه نوعی بنا جنگ ایدر شه ابرار

 

حر

ایا امام زمین وزمان سلام علیک

قدوم زینت عرش برین سلام وعلیک

عزیز فاطمه آرام جان بیغمبر

جهاندا دایه سی روح الامین سلام علیک

نشان اسدالله یادگار علی

مدینه شاهی امام مبین سلام علیک

 

امام

کی ای جوان سعادت نشان علیک سلام

اولا منیله بوگون هم زبان علیک سلام

بو گلمگونده ندور مطلبون مگر کیمسن

منه سیتم زدیه قیل بیان علیک سلام

 

حر

آدیدی حر دلاور امیر جیش عرب

بودور حضوروه گلمگیمده مطلب

ایدوبدور حکم عبید زیاد بد انجام

علاجی یوخدی سنی شهر کوفیه آبارام

 

امام

یولین کسورسن او شامین آناسیدور زهرا

برادر حسن المجتبی امام هدا

اولورما بیر کس یول کسمگه دلاور ناس

یانیمدا سد سکندر کیمی دوروب عباس

 

حر

یا حسین ملامت ایتمه منی چون بو ایشده مجبورم

امیرکوفه بئله حکم ایدوبدی مامورم

بوکاروانی گرک قویمیام کناره گئده

سنیله من جنگ قیلام به ضرب تیغ سنان به هم بوکوفیان بی ایمان

 

امام

کیمون نه جرءتی واردی بو فکرون توش سون

نه بی خبر سن آنون ماتموده ایلشسون

یولون کسور سن اوشاهون کی عرشه لنگردور

بابا احمد مسل آتا حیدردور

 

حر

که ای بوگونده اولان جام مرگه آماده

آنام آدین باران اولمامیشدور دنیاده

اوکس کی والایمین اسمین ایلیه اظهار

یقین کی منده ائدردیمبیانیمی تکرار

ائدوم نه چاره آنون دختر پیغمبر

شفیعه گنه جمله اهل محشر دور

هانی اوقدرتیم بادشاه عرش مقام

حقارتیلن اونون باک آدین آپارام

 

امام

آی آتام اوغلی برادریم عباس

داینما ایله جوانان هاشیمه خبر

بویور قطاری یریدسون جوان علی اکبر

آت اوسته محکم اولون الده قبضه شمشیر

چخون قباقیمه دوشمنلرون چوشیر دلیر

ال آچسا سیزلره هر کیمسه گیرسه میدانه

اولون قتالینه آماده مرد مردانه

 

عباس

ای هشمی جوانلاری میداندور قورخمیون

برق بلا بوچولده نمایاندیور قورخمیون

آماده قتال صف اسستقیا اولون

شاه مدینه دن بیله فرماندی قورخمیون

کیمدور حسین فاطمه نون باغلاسون یولین

عباس الینده تیغ درخشاندی قورخمیون

عالم اگر قوشون اولا یالقوز برابرم

شیرخدا بابام شه مرداندی قورخمیون

البته قانین آلماغا بیچاره مسلومون

آل عقیله یاخشی جه دوراندی قور خمیون

آل تیغ آبداره ورون یا علی دیون

کرب و بلا دگول عربستاندی قورخمیون

 

حر

عباس پلنگ افکن ای راده خیبرکن

بو پیر کهنسالی ایتمه اوزوه دشمن

 

عباس

بیهوده نوا ایتمه مثل دیگران ای حر

بو سوزلریلن قورخماز عباس جوان ای حر

 

حر

من گلمیشم جنگه صلح اولسا بوگون خوشدور

عباس قوی بوینما بیر منت ال آتما او شمشیره

 

عباس

بس هاردا قالوب عباس سیزلر چکورسوز خنجر

ال قبضه شمشیره آت یوزمان ای حر

 

  حر

فدا اولا سنه اولادیم هم جانیم

سنین قتلوه یوخدور الده فرمانیم

بودور صلاح چکول کناره بیر دوت آرام

آرایه گلمیه تا کی بو گونده ظلمت شام

 

زینب

نه شوریدور گنه چون بیر بیره دگوب لشکر

باسوب قلنجینی ابرو سینه علی اکبر

حسین مگر نه وارگئنه آت گزدیرور جوان قاسم

الین قلنجینون اوسته قویوبدی عباسیم

حسین ددم اوغلی سارالان رنگوه زینبیم قربان آی قارداش

نچون سارالدی یوزون آخدی گوزلروندن یاشو

نه توزدی صحنه رخساروه قونوب قارداش

باجون فدا سنه ای کشور ولایت ماه

بو سیریده منی الله رضاسی قیل آگاه

 

امام

اکبریم مه طلعتیم ای شبه پیغمبر اوغول

گل حضوریمه دورما علی اکبر اوغول

گیدوب دولان بو بیابانی ای جلیل نسب

گیدوب حضوروه گتور بیر حشم نستین عرب

 

سوال ایلرم سندن ای عرب قارداش

جوابیمی ورسن قلبیمی ائدوب بشاش

بویور نه یردی من زاره ایتگیلن اظهار

باخان زماندا هراسینده غم علامتی وار

 

عرب

بو دشت پر خطره نینوا دیلر نام

عیون خلق بو منزلده عین جاریه دور

داخی بیر اوزگه آدی دشت مار به دور

 

امام

عرب باخان زماندا مواسینده غم علامتی وار

ده گروم بو چولینده بیر آیری آدی وار

 

عرب

بیر آیری آدی شط الفرات دور مولا

 

امام

گنه وار اولسا آدی منه غریبه ایله بیان

 

   

عرب

بودور صحیحی من بینوا سنه قربان

بیر اوزگه آدی وار ای مه سپر جلال

اورکلره یتشور ذاکر اولاندا حزن وملان

فضای عالم آرا معدن بلادور بو

که ای غریب آقا صحرای کرب و بلادور بو

 

امام

گل ای نشانه سردار لا فتا قارداش

عزیز تاج سر بزم هل اتی قارداش

اولان زمانه ده پشت وپناه ودادرسیم

آتام برابری عباس باوفا قارداش

 

عباس

سسون فداسی اولوم سبط مصطفی قارداش

یگانه گوهر سلطان قل کفی قارداش

بویور ندور منه نسبت بودمده فرمانون

فنا جهاندا ویرن عمریمه صفا قارداش

امام

توقف ایتمه داخی ای یگانه دوران

بو چولده منزل ایدوب گور تدارک وسامان

تمام خیمه لری نصب قیل ایدون برپا

بودور سوزوم سنه ای یادگار ستیز خدا

خصوص زینب ایچون قور گیلان سرا یرده

گرک اولا سرا پرده بیر چخور یرده

عباس

بویور گلن ای پادشاه قارداشیم

مدینه دن چخالی هر مکان و منزلده

اولوردی زینب ایچون زینب باصفا یرده

ندور بو ایشده مگر حکمت ای امام زمان

ایدیم خانم باجیم ایچون چوخور یری مسکن

 

امام

که ای یارو یاوریم قارداش

بو یر او یردی دوشر اهل بیت طوفانه

باتار گل اوزلی جوانلار بوچولده القانه

اودور بو ایشده سبب ای شجاع پر غیرت

باجیم بو وقته کیمی گورمیوبدی هیچ ذلت

گرک اونون چادریندن گورونمسون اطراف

قلبیم یاناندا آتش هجرانه گور مسون

قارداشلاریم یاتاندا قیزیل قانه گورمسون

 

عمر

چارسی یوخدور بوگون بوردا بیئت ائده

ایتمه سه بیعت باش الدن اله شامه گئده

چوخلی تاخیر ایلدیم حتما بو گون شمر گلر

کربلا اسرارینی اول حیله گر یکسر بیر

من بیلن هر گون ایدوب ابن زیادی وسوسه

تا حسین ابن علینون باشینی تشنه کسه

چون خوارج نسلیدور واردور اورکده چوخ کدر

دشمن آل علیدور قانلارون ایلر حدر

نهران قانلارینی گلسه بورا یاده سالار

بو حسین ابن علیدن قان ایدوب قانلار آلار

شمر

طبال دینی ترک ایتدیم آتوب ایمانی اولدوم لا اوبال

ایندی دونم تستوه طبال طبلیوی یاخشی چال

 

بو حسینون باشینه بیلم سلطنت دعواسی وار

بی خبر دور باشیمین مین شور وغوغاسی وار

طبلوی طبال یاخشی چال باشیمدا ری سوداسی وار

عشق اولا به به بوگون دنیا یزیدون عشقینه

اهر منلر عرصه میدان آلان گوندی بو گون

داوطلبلر قان توکوب جاملار آلان گوندی بو گون

پهلوان لار خلعت زیبا آلان گوندی بو گون

سنده چال آل خلعتی زیبا یزیدون عشقینه

 

طبال اولدوم عجب شاد سسونن

احسن اوجالوب گویلره فریاد سسونن

باشدان ایاقه آهن فولاد سسونن

چال چال    چال طبلی دونوم گوزلرون تستونه طبال

 

قانیلن الوان ایدوم کرب و بلا گلزارینی

باغلاروق بو عترت زهرایه  سویولارینی

یاندوراق نار عطشده مرتضی قیزلارینی

عرشه چخسون بانگ وا ویلا یزیدون عشقینه

 

منم فرمانده پیر امیر عدوانم

بو دریای بلا ایچره نهنگ بحر عمانم

بوگون بو روز عاشورا لوای حقی سیندرام

یرینده پرچم ابوسفیانی وردورام

دل پیغمبری غمگین ایدوب قانیله دولدورام

 

زمان ما سلف چخمور خیالیمنن منیم هرگز

اودورکی سینمه ورام دمادم تعنه ونهفس

زمان ما سلف قانلار آخوب دشت وبیابانه

اوقدری زحمت ورنجی ویروبلار قوم سفیانه

ایا هل یاران بیلون بو حکم ایچره دور بوگون

قاضیم فرماندهم هر امیرم اجرادور بوگون

چون قسم یاد ایلیوب قرآنه من آند ایچمیشم

نور من بیر یرده ظلمت چکوب تار ایدمیشم

بتدنه قرآن تفسیر ایدوب وردوم ورق

گورمدوم سفیان آدین ثبت ایلیه رب الخلق

گل وانسان مضر من لحمدین ان من علق

قویمیوب تعبییض انسانه یقین رب الخلق

آتلانوب گلدوب بلا صحراسینه

بوجسین ابن علی دعواسینه

دوشموشم ری مولکونون سوداسینه

بغضیمی من بولدوروم بوچولده من آل یاسینه

ایندی فرمان ایلرم بو چولده قوم مبتله

ذره ای رحمت اتمرم او زاده پیغمبره

کربلا دشتینده من شورو قیامت ایلورم

شهر بو دنیا گرکدور مذهبی من نیلورم

طالب حکم ایالت اولموشام

زاده هرجانیدن حکم ریاست آلمیشام

استخاره ایلدوم آیات قرآنه اوزوم

آیه سفک والدما ئیلق اولوب روشن گوزوم

قوی سوزی واضح دیوم اولسون عیان

خوش گلیبدور استخارم اولمشام ایندی روان

سیز بوگون جنگ احد قانلار ینی یاده سالون

انتقام قانلاری الان آلون

بدریده صفینیده قانلار آخوب

بو عداوتلر مگر یادان چخوب

تادلق طبلون بوگون من وردوروم

یارو انصار حسینی یکسره  تاقر دروم

بدرو صفین قانینی بوردا تمامن آلدوروم

قارداشی عباسینین قولارینی تا سالدوروم

مجلس ایچره زینبی ساخلادروم

اصغرینی حلقون گرک اوخلاندروم

چون تمرود ایلیوب عمربن امام وقتینه

ایستیور لطمه ورا بو آل سفیان تختینه

قانیله اوچ یوز بویوک عالم بوگون فتوا وروب

من اوزومده عالمم قانین بو گون واجب گوروب

گلمیشم بو کربلایه یا گرک بیعت آلام

اتمه سه بیعت اونو دریای خون ایچره سالام

 

هاردا قالمییش سعدبن اوغلی جنگی تاخیره سالوب

بیلورم علت ندور بو چولده آواره قالوب

باشدا یوزمین لشگری واردور گرک دور جنگ ائده

عرصه کرب وبلا دشتین حسینه تنگ ائده

سالدی تاخیره ایش مامور اولوب  من گلمیشم

بسندور فکرون سنون ای زاده سعددنی

گل بوگون قلبوندکی فکروندی آگاه ایت منی

ایلیوب لر کربلالده حاکم لشکر سنی

سویله منظورین ندور چوخ ایتمه پنهان یبن سعد

 

عمر

صبر ایله قصدیم ندور الان سنه واضح دیوم

قالموشام آواره بو صحراده بیلم نیلیوم

من نجه لب تشنه بیر سلطانه جنگ ایلیوم

واردی فکریم بورداکی غوغانی آرام ایلیوم

 

یابن سعد روز عاشورا گرک بیر ایش گوره خنجر یره

ترک ایدوب جناتی گلسون تا کی پیغمبر یره

پارچالانسون گوی سوزولسون بیر به بیر اخگر یره

وئر اجازه شهر سالسون ایندی طوفان یا بن سعد

 

بیلموسن سعد اوغلی طوفان سالماقا حاضر دگول

انتقام بدرو خیبر ۀماقا حاضر دگول

قیل تحمل یا شمر قوزانان طوفانی آرام ایلیوم

 

شمر

یابن سعد چوخ چتیندور اینی بو طوفانی آرام ایلمک

کربلا دشتیندکی غوغانی آرام ایلمک

چوخدا مشکلدور یزیدی خوار بدنام ایلمک

کربلا اولسون گرک قانیله الوان یابن سعد

 

  عمر

گل منی ای شمر دون بو چنگه وارایلمه

بند ظلمه آل طاهانی گرفتار ایلمه

کربلا دشتینده زهرانی عزادار ایلمه

هتل تحمل یاشمر قوزانان طوفانی آرام ایلیوم

 

شمر

یابن سعد حاضرم دنیادن اوتری حق اینکار ایلیم

بند ظلمه آۀ طاهانی گرفتار ایلیم

قدرتیم واردور سنی بو جنگه وادار ایلیم

ور منه رخصت ایدوم ظلم فراوان یابن سعد

 

  عمر

ای شمر ذی الجوشن گوروم الله سنی خار ایلسون

هر ایکی دنیاده مین درده گرفتار ایلسون

بس نجه سعد اوغلی سن تک حقی انکار ایلسون

چوخ تلسمه آتش سوزان آرام ایلیوم

 

شمر

یابن سعد ایستور سن کربلاده من سنی خوار ایتمیم

سندروب فرمانوی بیر آیری رفتار ایتمیم

خواب غفلتدن سنی زوریه بیدار ایتمیم

گئت کناره من وروم کفاره فرمان یابن سعد

 

  عمر

فکر بیجادور بوسوز سفیانی الدن وروم

من یزید ستوم تک سلطانی الدن وروم

سلطنت فکریند یم دنیانی الدن وروم

یوخدی بیر یول سن کیمی شیطانی آرام ایلیوم

 

شمر

یابن سعد من اوسترم باشیمه سودا وروبدور تازدن

ایستسم بیرتصتیلن  دونیانی اولدورم بوگون

اولموشام سر مست جان عشق آشوب اندازدن

ساکنان عالم امکان اولدورم بوگون

 

عمر

یابن ذی الجوشن بو حسین بوسن او لشکر

ای نانجیب بی حیا هر نه بیلور سن آیری ادعا

اختیار لشکری الان سنه ائتدوم عطا

قویمادو غوغای عاشوران آرام ایلیوم

 

شمر

خنجر بورانیمی  چون برق سوزان ایلرم

کربلا دستیندکی غوغانی آرام ایلرم

من حسینون حسینیمی خاکیمه یکسان ایلرم

قدی حسین اولسون بوگون قرآنه قربان یابن سعد

الا یا ایها الطبال بزن طبلون دماغ اوسته

 

عمر

یابن ذی الجوشن خیال خامیدن گلدون ایاشدادیدن بدتر

چتیندور ری هواسیندن کچم والامی بلا هی

کی سن باعث خون اولدن ایا شمر ستم پرور

ایا شمر ابن ذی الجوشن منده گلمیشم زاره

ولی حیفیم گلور اول قدیلن قامت باته قانه

حسین ابن علینیده چوخ یانما حقیرانه

دایانموش حضرت عباس قباقیندا دلیرانه

ال امان ال امان صد ال امان اول حضرت عباسیدن

قد اوجا قولار اوزون بازو قوی همتاسی یوخ

حیدره کراره تک صاحب لوادن قورخورام یاشمر

 

شمر

امیر کوفده نقشه گتوردوم نظره

بیر امان نامه یازوب ابن زیاد اول سروره

 

عمر

یاشمر یازولوب شرح امان نامه هم امضاء اولونوب

ایندی اعلان ایدرم گورم بیرجه کیمین جراتی وار

 

کیمدی جرات ایلیوب جانب عباسه گئده

آپاروب نامه نی عباسه وئره همت ائده

 

شمر

نامه  نی عهدمه آلام بو سوزون قوتارانی

بیلورم مهمانی اولدورمزعلینون بالاسی

هم قبیلیمدی منیم بیرده ابالفضل آناسی

سوزوم اصل اگر یوخدی سرو صورتی وار

 

عباس     عباس     عباس

گل ای غضنفر دوران سرا عباس

سنی اوچون واردی بیر نجه سوزوم مخفی

ایشیتمسون بو سوزلری شاه کربلا عباس

 

اوکیمدور عباس آدین اظهار ایلین

بو قارانوق گئجه ده بیزلری آزار ایلین

 

باجی اوغلی گلدیم سن اوچون وار سوزوم مخفی

ایشیتمسون بو سوزلری شاه کربلا عباس

 

گل ای شرار ستم پرور جفا کانی

بو شرطیله کی دیلوه  گلمسون خطا ای شمر

 

اجرکم عندالله


 
ماجرای دختری که سه روز بود مرده بود
ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳٩٤  کلمات کلیدی:
گوشه‌ای از کرامات حضرت ابوالفضل(ع) از زبان کلیددار حرم
ماجرای دختری که سه روز بود مرده بود
 
 
حاج شیخ عباس محمد علی کشوان آل شیخ، خادم و کلیددار اقدم حرم مطهر قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس(ع) است که قریب به ۱۲ نسل از خانواده‌اش کلیددار حرم حضرت عباس (ع) بوده‌اند.
 
به گزارش جهان به نقل از فارس، اجداد حاج شیخ عباس محمد علی کشوان آل شیخ نزدیک به ۴۸۵ سال توفیق کلیدداری حرم مطهر قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل‌العباس (ع) را داشته‌اند و اغلب آنها در روز عاشورا چشم از جهان فرو بسته‌اند.

شیخ عباس کشوان که قریب به ۴۵ سال از عمرش خادم و کلیددار حرم مطهر بوده در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس گفت: اجدادم چند قرن پیش از ایران به عراق مهاجرت کرده‌اند.

*آیت‌الله خامنه‌ای نعمت بسیار بزرگی برای مسلمانان هستند

وی با اشاره به اینکه همیشه برای مردم ایران دعای ویژه می‌کنم و علاقه خاصی به شیعیان ایران دارم، افزود: خداوند متعال رهبر فرزانه این کشور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را حفظ کند.

کشوان آل شیخ تاکید کرد: آیت‌الله خامنه‌ای نعمت بسیار بزرگی برای مسلمانان علی‌الخصوص ایرانیان هستند که باید قدر این نعمت باارزش را بدانید.

*امام رضا(ع) همشهری ایرانیان هستند / قدر این همشهری را بدانید

وی ادامه داد: حضرت امام رضا (ع) همشهری شما ایرانی‌ها  هستند که باید قدر این همشهری را بدانید و سعی کنید همواره به زیارت این امام همام بروید.

کشوان آل شیخ با بیان اینکه امروزه ایرانیان علاقه خاصی به امام هشتم(ع) دارند، افزود: حضرت علی بن موسی‌الرضا (ع) گوهر بسیار بزرگی در کشور ایران و موجب برکات فراوانی برای مردم این سرزمین هستند.

*نماز و زیارت عاشورا کلید حل مشکلات است

این پیرغلام اهل بیت(ع) گفت: در خانه‌ای که نماز خوانده شود، قطعا ملائکة الله در آن خانه حضور پیدا می‌کنند و خواندن زیارت عاشورا نیز برکات فراوانی داشته و کلید حل مشکلات است.

*اربعین نشان‌دهنده اقتدار مسلمانان است

وی با بیان اینکه امسال افراد مختلفی از سراسر جهان خود را با پای پیاده به کربلا رساندند، گفت: این حرکت عظیم نشان داد که مسلمانان هیچ‌گاه از پایبندی به مقدسات و اعتقادات خود کوتاه نمی‌آیند.

کلیددار حرم ابوالفضل(ع) ادامه داد: موضوع استراحت و خوراک جمعیت چندین میلیونی زوار اربعین حسینی معجزه‌ای است که به‌خوبی انجام شد.

خادم حرم حضرت ابوالفضل(ع) گفت: خوشبختانه علی‌رغم تبلیغات دشمنان، امسال چندین میلیون زائر در مراسم اربعین حضور یافته و حماسه‌ای بزرگ آفریدند و مشت محکمی بر دهان گروه‌های تروریستی زده و اقتدار خود را نشان دادند.

*ازدواج به زندگی انسان برکت می‌دهد

وی در بخش دیگری از سخنانش به نقش ازدواج در کامل شدن زندگی جوانان و برکات آن اشاره کرد و افزود: ازدواج موجب کامل شدن فرد و رونق زندگی می‌شود.

خادم حرم حضرت ابوالفضل (ع) گفت: من در طول زمانی‌که کلیددار بوده‌ام، خاطرات و معجزات بسیار زیادی از ابوالفضل العباس (ع) دیده و شنیده‌ام، اما همیشه موضوعاتی‌که با چشمان خود دیده‌ام را بازگو خواهم کرد.

*ماجرای دختری که سه روز بود مرده بود

خادم حرم قمر بنی‌هاشم (ع) تصریح کرد: شبی قبل از نماز صبح در اطراف ضریح مطهر حضرت عباس(ع) بودم و دیدم زن عربی دختر خود را بر روی پشت خود بسته و با ورود به حرم، ضریح را دید و به زیارت پرداخت.

حاج عباس بیان داشت: این خانم حدود چند ساعت ضریح مبارک را زیارت کرد و من حساب کردم حدود ۵۵ مرتبه به دور ضریح چرخید و هر بار که یک دور تمام می‌شد، چیزی می‌گفت و دوباره حرکت می‌کرد.

وی خاطر نشان کرد: نماز صبح که تمام شد، دیدم که آن دختر بچه در کنار ضریح گریه می‌کند و هر چه گشتم مادرش را پیدا نکردم.

وی ادامه داد: سراسر حرم را گشتم و بالاخره آن زن را دیدم در گوشه‌ای خوابیده و به سختی از خواب بیدار شد.

کلیددار حرم ابوالفضل (ع) عنوان کرد: به او گفتم بچه‌ات گریه می‌کند که ناگهان سراسیمه از جا بلند شد و با بغض فریاد می‌زد زنده شد؟ زنده شد؟

وی تاکید کرد: آن زن گفت بچه‌ام سه روز است که مرده و او را آوردم تا اینجا زنده شود، زیرا اگر پدرش می‌دانست، قطعا مرا می‌کشت.

حاج عباس گفت: طبق رسم حرم بلافاصله آن کودک را به اتاقی که پنجره‌اش به سوی صحن مطهر قرار دارد بردم و این خبر را به استاندار و مرجع آن زمان اطلاع دادم.

این خادم حرم حضرت عباس (ع) در خاتمه برای تمام مردم ایران اسلامی آرزوی توفیق روزافزون کرد و گفت: قدر امنیت و کشور خود و مقام معظم رهبری را بدانید.

 
← صفحه بعد