سلیم موذن زاده اردبیلی
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

سلیم موذن زاده اردبیلی

سلیم موذن زاده اردبیلی

 دانلود یکجای مجموعه نوحه های قدیمی از سلیم موذن زاده (حجم: 270 مگابایت)

01- SMozenzadeh-Dar Rahe Sham1.mp3
 02- SMozenzadeh-Dar Rahe Sham2.mp3
 03- SMozenzadeh-Dar Rahe Sham3.mp3
04- SMozenzadeh-Dar Rahe Sham4.mp3
05- SMozenzadeh-Dar Rahe Sham5.mp3
06- SMozenzadeh-Dar Rahe Sham6.mp3
07- SMozenzadeh-Dar Rahe Sham7.mp3
08- SMozenzadeh-Dar Rahe Sham8.mp3
09- SMozenzadeh-Ali Asqar1.mp3
10- SMozenzadeh-Ali Asqar2.mp3
100- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (6).mp3
101- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (7).mp3
102- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (8).mp3
103- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (9).mp3
104- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (10).mp3
105- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (11).mp3
106- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (12).mp3
107- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (13).mp3
108- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (14).mp3
109- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (15).mp3
 11- SMozenzadeh-Ali Asqar3.mp3
110- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (16).mp3
111- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (17).mp3
112- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (18).mp3
114- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (20).mp3
115- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (21).mp3
116- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (22).mp3
117- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (23).mp3
118- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (24).mp3
119- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (25).mp3
12- SMozenzadeh-Ali Asqar4.mp3
120- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (26).mp3
121- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (27).mp3
122- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (28).mp3
123- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (29).mp3
124- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (30).mp3
125- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (31).mp3
126- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (32).mp3
127- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (33).mp3
128- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (34).mp3
129- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (35).mp3
13- SMozenzadeh-Ali Asqar5.mp3
130- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (36).mp3
131- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (37).mp3
 132- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (38).mp3
133- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (39).mp3
 134- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (40).mp3
 135- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (41).mp3
136- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (42).mp3
137- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (43).mp3
138- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (44).mp3
 139- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (45).mp3
 14- SMozenzadeh-Ali Asqar6.mp3
 140- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (46).mp3
 141- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (47).mp3
142- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (48).mp3
 143- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (49).mp3
144- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (50).mp3
145- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (51).mp3
15- SMozenzadeh-Ali Asqar7.mp3
 16- SMozenzadeh-Ali Asqar8.mp3
17- SMozenzadeh-Ali Asqar9.mp3
 18- SMozenzadeh-Ali Asqar10.mp3
 19- SMozenzadeh-Ashura1.mp3
 20- SMozenzadeh-Ashura2.mp3
 21- SMozenzadeh-Ashura3.mp3
 22- SMozenzadeh-Ashura4.mp3
 23- SMozenzadeh-Ashura5.mp3
24- SMozenzadeh-Ashura6.mp3
 25- SMozenzadeh-Ashura7.mp3
 26- SMozenzadeh-Ashura8.mp3
 27- SMozenzadeh-Ashura9.mp3
28- SMozenzadeh-Ashura10.mp3
 29- SMozenzadeh-Ashura11.mp3
 30- SMozenzadeh-Ashura12.mp3
 31- SMozenzadeh-Ashura13.mp3
 32- SMozenzadeh-Ashura14.mp3
 33- SMozenzadeh-Ali Asqar1.mp3
 34- SMozenzadeh-Ali Asqar2.mp3
 35- SMozenzadeh-Ali Asqar3.mp3
36- SMozenzadeh-Ali Asqar4.mp3
 37- SMozenzadeh-Ali Asqar5.mp3
38- SMozenzadeh-Ali Asqar6.mp3
 39- SMozenzadeh-Ali Asqar7.mp3
 40- SMozenzadeh-Ali Asqar8.mp3
41- SMozenzadeh-Qasem1.mp3
 42- SMozenzadeh-Qasem2 (Farsi).mp3
 43- SMozenzadeh-Qasem3.mp3
 44- SMozenzadeh-Qasem4.mp3
 45- SMozenzadeh-Qasem5.mp3
 46- SMozenzadeh-Qasem6.mp3
47- SMozenzadeh-Qasem7.mp3
48- SMozenzadeh-Qasem8.mp3
49- SMozenzadeh-Qasem9.mp3
50- SMozenzadeh-Om Al-Masaeb1 (Farsi).mp3
51- SMozenzadeh-Om Al-Masaeb2.mp3
52- SMozenzadeh-Om Al-Masaeb3.mp3
53- SMozenzadeh-Om Al-Masaeb4.mp3
54- SMozenzadeh-Om Al-Masaeb5.mp3
55- SMozenzadeh-Om Al-Masaeb6.mp3
56- SMozenzadeh-Om Al-Masaeb7.mp3
57- SMozenzadeh-Om Al-Masaeb8.mp3
58- SMozenzadeh-Om Al-Masaeb9.mp3
59- SMozenzadeh-Om Al-Masaeb10.mp3
60- SMozenzadeh-Vedae1 (Farsi).mp3
61- SMozenzadeh-Vedae2 (Farsi).mp3
62- SMozenzadeh-Vedae3.mp3
63- SMozenzadeh-Vedae4.mp3
64- SMozenzadeh-Vedae5.mp3
65- SMozenzadeh-Vedae6.mp3
66- SMozenzadeh-Vedae7.mp3
67- SMozenzadeh-Vedae8.mp3
68- SMozenzadeh-Ali Akbar1 (Arabi).mp3
69- SMozenzadeh-Ali Akbar2 (Farsi).mp3
70- SMozenzadeh-Ali Akbar3.mp3
71- SMozenzadeh-Ali Akbar4.mp3
72- SMozenzadeh-Ali Akbar5.mp3
73- SMozenzadeh-Ali Akbar6.mp3
74- SMozenzadeh-Ali Akbar7.mp3
75- SMozenzadeh-Ali Akbar8.mp3
76- SMozenzadeh-Ali Akbar9.mp3
77- SMozenzadeh-Ali Akbar10.mp3
78- SMozenzadeh-Abbas1.mp3
79- SMozenzadeh-Abbas2.mp3
80- SMozenzadeh-Abbas3.mp3
81- SMozenzadeh-Abbas4.mp3
82- SMozenzadeh-Abbas5.mp3
83- SMozenzadeh-Abbas6.mp3
84- SMozenzadeh-Abbas7.mp3
85- SMozenzadeh-Abbas8.mp3
86- SMozenzadeh-Roqaieh1.mp3
87- SMozenzadeh-Roqaieh2.mp3
89- SMozenzadeh-Roqaieh4.mp3
90- SMozenzadeh-Roqaieh5.mp3
91- SMozenzadeh-Roqaieh6.mp3
92- SMozenzadeh-Roqaieh7.mp3
 93- SMozenzadeh-Roqaieh8.mp3
94- SMozenzadeh-Roqaieh9.mp3
95- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (1).mp3
96- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (2).mp3
97- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (3).mp3
98- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (4).mp3
99- SMozenzadeh-Golchin Sine Zani Qadimi (5).mp3 

منبع :یاسین مدیا


 
حدیثی که باید با آب‌طلا نوشت
ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:
حدیثی که باید با آب‌طلا نوشت
 
امام صادق(ع) فرمود: آه‌های سوزان و اندوهناک برای مظلومیت ما «تسبیح»، اندوه برای امر ما «عبادت» و پوشاندن اسرار ما از بیگانگان «جهاد در راه خدا» است، همچنین فرمود: واجب است که این حدیث با آب طلا نوشته شود.
 
 
به گزارش فارس، همزمان با فرارسیدن محرم الحرام و ایام شهادت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام، همه جا غرق در ماتم و عزای حسینی شده است از این رو هر فردی سعی می‌کند تا حداقل لحظاتی را به عزاداری برای مولایش حسین بن علی(ع) بپردازد.

کتاب «طوبای کربلا» شامل سخنان عارف و سالک طریق الهی، میرزا اسماعیل دولابی درخصوص عنایات امام حسین(ع) به اولیای خداست. یکی از مباحث این کتاب به بیان ثواب روضه و گریه بر امام حسین(ع) پرداخته است که ما آن را برای عاشقان این امام همام بیان می‌کنیم.

روایات مختلفی درباره ثواب روضه و گریه بر امام حسین(ع) وجود دارد که به اختصار در ادامه می‌آید:
الف ـ شیخ جلیل، ابن قولویه قمی از ابن خارجه روایت کرده است: روزی خدمت امام صادق(ع) بودیم، از حضرت امام حسین(ع) یاد کردیم، امام صادق(ع) بسیار گریست، آن گاه فرمود: امام حسین(ع) فرمودند: من کشته گریه و زاری هستم، هیچ مؤمنی مرا یاد نمی‌کند مگر آنکه گریان می‌شود.

* گریاندن و اشک ریختن در سوگ امام حسین(ع) موجب بهشتی شدن افراد می‌شود
ب ـ شیخ طوسی و شیخ مفید از ابان بن‌تغلب روایت کرده‌اند که امام صادق(ع) فرمود: آه‌های سوزان و اندوهناک برای مظلومیت ما «تسبیح»، اندوه برای امر ما «عبادت» و پوشاندن اسرار ما از بیگانگان «جهاد در راه خدا» است، همچنین فرمود: واجب است که این حدیث با آب طلا نوشته شود.

ج ـ به سند معتبر از ابوعماره منشد (شعر خوان) روایت شده است:
روزی حضور امام صادق(ع) شرفیاب شدم، حضرت فرمود: شعری در مرثیه امام حسین(ع) به آن روشی که بین خودتان مرسوم است بخوان.

همین که شروع کردم به خواندن، حضرت گریان شد. من مرثیه می‌خواندم و آن بزرگوار می‌گریست تا آنکه صدای گریه از منزل آن حضرت بلند شد و صدای گریه زن‌ها نیز از پشت پرده برخاست. وقتی روضه تمام شد، حضرت فرمود: هر کس در مرثیه امام حسین(ع) شعری بخواند و پنجاه نفر را بگریاند، بهشت بر او واجب می‌شود، هر کس ده نفر را بگریاند بهشت بر او واجب می‌شود، هر کس یک نفر را بگریاند بهشت بر او واجب می‌شود و هر کس مرثیه بخواند و خود بگرید، بهشت بر او واجب می‌شود و هر کس خود را به صورت گریه کننده درآورد بهشت بر او نیز واجب خواهد شد.
د ـ جناب میرحامد حسین نقل کرد که محمد بن سهل، یارکمیت گفت: من و کمیت در ایام تشریق بر امام صادق(ع) وارد شدیم، کمیت به امام عرض کرد: فدایت شوم! اجازه می‌دهید چند بیت شعر در محضرتان بخوانم؟ حضرت فرمود: این ایام، عزیز و محترم است (کنایه از آنکه خواندن شعر در این ایام شایسته نیست) کمیت عرض کرد: این اشعار در حق شما است. حضرت فرمود: بخوان و فرستاد اهل بیتش را حاضر ساختند که آنها هم بشنود، آنگاه کمیت اشعار خود را خواندن و حاضران بسیار گریستند، امام صادق(ع) دست‌های مبارکش را بلند کرد و گفت:

«اللهم اغفر کمیت ما قدم و ما أخّر و ما أسّر و ما اعلن و اعطه حتی یرضی؛ بارالها! گناهان گذشته و آینده کمیت را و گناهانی که آشکار و نهان انجام داده بیامرز و به او ببخش و به او عطا کن تا راضی شود.

* حتی مردم عصر جاهلیت هم قتال در ماه محرم را حرام می‌دانستند
ه ـ شیخ صدوق از ابراهیم بن ابی محمود، روایت کرد که حضرت رضا(ع) فرمودند:
محرم، ماهی است که اهل جاهلیت، قتال در آن ماه را حرام می‌دانستند؛ اما این امت جفاکار، خون ما را در آن ماه، حلال دانستند و هتک حرمت کردند و زنان و فرزندان ما را در آن ماه، اسیر کردند و آتش در خیمه‌های ما افروختند و اموال ما را غارت کردند و حرمت حضرت رسالت را در حق ما رعایت نکردند. مصیبت روز شهادت امام حسین(ع) دیده‌های ما را مجروح کرده و اشک ما را جاری ساخته است و زمین کربلا تا روز قیامت وارث اندوه و بلای ما است، پس بر مثل حسین(ع) باید بگریند گریه کنندگان. همان گریه بر آن حضرت، گناهان بزرگ را فرو می‌ریزد.

سپس حضرت فرمودند: همین که محرم می‌شد، کسی پدرم را خندان نمی‌دید و تا دهم محرم، اندوه و حزن پیوسته بر آن حضرت غالب می‌شد. وقتی روز عاشورا می‌رسید، آن روز، روز مصیبت و گریه او بود و می‌فرمود: امروز، روزی است که حسین(ع) کشته شد.

و ـ ابوقولویه قمی، به سند معتبر از ابوهارون مکفوف روایت کرده است: خدمت امام صادق(ع) مشرف شدم، حضرت فرمود:

برای من مرثیه بخوان.
من شروع کردم به خواندن مرثیه. حضرت فرمود: نه این طور؛ بلکه چنان بخوان که نزد خودتان متعارف است و کنار قبر امام حسین(ع) می‌خوانید. من نیز خواندم. حضرت گریست من ساکت شدم، حضرت فرمود: بخوان. من خواندم تا آن اشعار را تمام کردم. حضرت فرمود: باز هم برای من مرثیه بخوان. من این اشعار را خواندم:

یا مریم قومی و اند بی مولاک
و علی‌الحسین فاسعدی ببکاک

پس حضرت گریست و زن‌ها هم گریستند. وقتی آرام گرفتند، حضرت فرمود: ای ابوهارون! هر کس برای حسین(ع) مرثیه بخواند و ده نفر را بگریاند، بهشت بر او واجب می‌شود. پس یک یک از ده کم کرد تا آنکه فرمود: هر کس مرثیه بخواند و یک نفر را بگریاند، بهشت برای او واجب می‌شود، سپس فرمود: هر کس امام حسین(ع) را یاد کند و خود گریه کند، بهشت بر او واجب می‌شود.

* آن گونه بر حسین(ع) می‌گریم که آثار مصیبت در من آشکار ‌شود
ز ـ به سند معتبر از مسمع روایت شده است: امام صادق(ع) به من فرمود: ای مسمع! آیا توجه به زیارت قبر امام حسین(ع) می‌روی؟ من عذر آوردم که با توجه به دشمنان زیاد، برای انجام چنین کاری، ایمنی ندارم.

فرمود: آیا مصائب آن بزرگوار را به یاد می‌آوری؟ عرض کردم: آری! آن گونه می‌گریم که آثار مصیبت در من آشکار می‌شود.

حضرت فرمود: به درستی که تو از آنانی که زاری می‌‌کنند برای ما، شاد می‌شوند برای شادی ما، اندوهناک می‌شوند برای اندوه ما، خائف می‌شوند برای خوف ما و ایمن می‌شوند برای ایمنی ما؛ به زودی خواهی دید که پدرانم هنگام مرگ نزد تو حاضر شوند و به ملک‌الموت درباره تو سفارش کنند و به تو از فرزند خویش مهربان‌تر باشند. آنگاه حضرت گریست و من نیز گریستم.

 
روضه‌ امام رضا(ع) برای حضرت سیدالشهداء
ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:
روضه‌ امام رضا(ع) برای حضرت سیدالشهداء
 
امام رضا(ع) به ابن شبیب فرمود: اگر می‌خواهى گریه کنى، بر حسین‌بن على بن ابی‌طالب(ع) گریه کن! از بستگانش 18 نفر به همراهش شهید شدند که در روى زمین نظیر نداشتند و آسمان‌هاى هفتگانه و زمین به خاطر شهادتش گریستند.
 
 
به گزارش فارس، از زمانی که حضرت اباعبدالله الحسین(ع) ردای شهادت را بر تن کرد 1373 سال می‌گذرد، در این میان ائمه معصومین با بازخوانی حادثه عاشورا فضایی را برای شیعه ترسیم کردند تا در پرتو آن یاد، نام و جانفشانی امام حسین(ع) برای همیشه تا روز قیامت باقی بماند.

روایت ائمه از واقعه جانسوز کربلا در قالب احادیث در کتاب‌های روایی و تاریخی به ثبت رسیده است، شرح حادثه دشت نینوا آن هم از زبان اولاد حسین(ع) رنگ و بویی دارد، چرا که پرده از واقعیتی بر می‌دارد که کمتر کسی می‌تواند به آن ایرادی وارد سازد.

یکی از این فرزندان، امام علی‌ بن موسی‌الرضا(ع) است که به روضه‌خوانی برای جد بزرگوارش می‌پردازد.

*توصیه‌ای که امام برای روز عاشورا به شعیان کردند

امام رضا(ع) فرمودند: هر کس روز عاشورا به دنبال انجام کارها و حوائج خود نرود، خداوند حوائج دنیا و آخرت او را بر آورده سازد و هر کس که روز عاشورا، روز مصیبت و حزن و گریه‏اش باشد، خداوند روز قیامت را روز شادى و سرورش قرار خواهد داد و در بهشت چشمانشان به دیدار ما روشن خواهد شد و هر کس روز عاشورا را روز برکت بنامد و براى منزلش چیزى در آن روز ذخیره کند، آنچه ذخیره کرده است، برکت نخواهد داشت، و در روز قیامت همراه یزید، عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد- لعنهم‏ الله- در پست‏ترین درجه جهنم محشور خواهد شد.

* اى ابن شبیب! اگر می‌خواهى گریه کنى، بر حسین(ع) گریه کن

ریّان بن شبیب گوید: در اولین روز محرم به خدمت امام رضا(ع) رسیدم، حضرت فرمودند: آیا روزه هستى؟ عرض کردم: خیر، فرمود: امروز، روزى است که زکریا(ع) پروردگارش را خواند و گفت: «رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعاءِ» و خداوند دعاى او را مستجاب کرد و به ملائکه دستور داد که به زکریا- که در محراب در حال نماز بود- بگویند که خدا به تو یحیى را مژده مى‏دهد، پس هر کس این روز را روزه بدارد و سپس دعا کند، خداوند همان طور که دعاى زکریّا را مستجاب کرد، دعاى او را نیز مستجاب مى‏کند.

سپس فرمود: اى ابن شبیب! محرم ماهى است که اهل جاهلیت به احترام آن، ظلم و جنگ را حرام کرده بودند ولى این امّت، احترام آن و احترام پیغمبر خود را حفظ نکردند، در این ماه اولاد او را کشتند و زنانش را اسیر کردند و وسایلش را غارت کردند، خداوند هرگز این کارشان را نبخشد!

*4 هزار فرشته‌ای که تا روز ظهور حجت(عج) بر مزار امام حسین(ع) حضور دارند

اى ابن شبیب! اگر می‌خواهى گریه کنى، بر حسین بن على بن ابی‌طالب(ع) گریه کن، زیرا او را هم‌چون گوسفند ذبح کردند و از بستگانش، 18 نفر به همراهش شهید شدند که در روى زمین نظیر نداشتند، آسمان‌هاى هفتگانه و زمین‏ها به خاطر شهادتش گریستند و 4 هزار فرشته براى یارى او به زمین آمدند، ولى تقدیر الهى نبود و آن‌ها تا قیام قائم علیه السّلام در نزد قبرش با حال نزار و ژولیده باقى هستند و از یاوران قائم(عج) هستند و شعارشان «یا لثارات الحسین» است.

*چه هنگام از آسمان خاک قرمز بارید

اى ابن شبیب! پدرم از پدرش از جدّش(ع) به من خبر داد که وقتى جدّم حسین(ع) شهید شد، از آسمان خون و خاک قرمز بارید.

اى ابن شبیب! اگر به گونه‏اى بر حسین گریه کنى که اشکهایت بر گونه‏هایت جارى شود، خداوند هر گناهى که مرتکب شده باشى- چه کوچک، چه بزرگ، چه کم و چه زیاد- خواهد بخشید.

*راهکار امام رضا(ع) برای لقاءالله

اى ابن شبیب! اگر دوست دارى پاک و بدون گناه به ملاقات خدا بروى، به زیارت‏حسین برو.

اى ابن شبیب! اگر دوست دارى با پیامبر اکرم(ص) در غرفه‏هاى بهشت همراه باشى، قاتلان حسین را لعنت کن.

*توصیه امام رضا(ع) برای به دست آوردن ثواب شهدای کربلا

اى ابن شبیب! اگر دوست دارى ثوابى مانند ثواب کسانى که همراه حسین بن على(ع) شهید شدند داشته باشى، هر گاه به یاد او افتادى بگو: «یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً» (اى کاش با آنان مى‏بودم و به فوز عظیم می‌رسیدم).

اى ابن شبیب! اگر دوست دارى با ما در درجات عالى بهشت همراه باشى، در اندوه ما اندوهگین و در خوشحالى ما خوشحال باش و بر تو باد به ولایت ما، زیرا اگر کسى سنگى را دوست داشته باشد، خداوند در روز قیامت او را با آن سنگ محشور خواهد کرد.

پی‌نوشت:

-ترجمه عیون أخبار الرضا(ع)، جلد 1، صفحات 604-606


 
یاران امام حسین در روز عاشورا را می شناسید؟
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:
یاران امام حسین در روز عاشورا را می شناسید؟
 
یاران شهید حسین بن علی علیه‏السلام، حماسه‏ آفرینان جاویدی هستند که در روز عاشورا، در یک رزم نابرابر، به فیض شهادت نائل آمدند؛ هر چند که در یک نگاه فراگیر، می‏توان از یاران و دوست‏دارانی که در بصره و کوفه به خیل شهدای حسینی پیوستند نیز یاد کرد. درباره‏ تعداد یاران هاشمی و غیر هاشمی که در روز عاشورا، در سرزمین کربلا، به شهادت رسیدند، ارقام متفاوتی نقل شده است اما رقم مشهور، همان ۷۲ شهید است.
 
 
به گزارش فردا، تعداد یاران امام (ع) در روز عاشورا سی و دو نفر سواره، و چهل نفر پیاده ذکر شده است.وبلاگ ابوا در جدیدترین نوشته خود آورده است:
تعداد یاران امام (ع) در روز عاشورا سی و دو نفر سواره، و چهل نفر پیاده ذکر شده است. و سید بن طاووس از امام باقر (ع) نقل کرده که تعداد یاران امام (ع) چهل و پنج نفر سواره و یکصد نفر پیاده بوده‏اند. [۱] بلاذری می‏نویسد: سی و دو سواره، و چهل پیاده امام را همراهی می‏کردند؛ [۲] البته در جای دیگری می‏نویسد تعداد یاران امام (ع) در جمع حدود یکصد مرد و یا قریب به آن بودند؛ به پنج تن از نسل امام علی (ع)، شانزده تن از بنی‏هاشم، دو تن هم‏پیمان بنی‏هاشم. [۳] .

[۱] بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۴. همین آمار اخبار الطوال، ص ۲۵۴، بغیة الطلب، ج ۶، ص ۲۶۲۸، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۴۲۲.
[۲] انساب الاشراف، ج ۳، ص ۱۸۷.
[۳] انساب الاشراف، ج ۳، ص ۲۲۶، تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۹۳.

یاران

یاران شهید حسین بن علی علیه‏السلام، حماسه‏آفرینان جاویدی هستند که در روز عاشورا، در یک رزم نابرابر، به فیض شهادت نائل آمدند؛ هر چند که در یک نگاه فراگیر، می‏توان از یاران و دوست‏دارانی که در بصره و کوفه به خیل شهدای حسینی پیوستند [۱] نیز یاد کرد. درباره‏ی تعداد یاران هاشمی و غیر هاشمی که در روز عاشورا، در سرزمین کربلا، به شهادت رسیدند، ارقام متفاوتی نقل شده است؛ رقم مشهور، همان ۷۲ شهید است [۲] هر چند که به ارقامی چون: ۷۰ نفر [۳] ۲۲۷ نفر [۴] ۹۸ نفر [۵] ۱۱۰ نفر [۶] .۱۵۶ نفر [۷] و... نیز اشاره شده است. [۸] در این فصل، در یک نگاه گسترده، نام مشهورترین شهدای غیر هاشمی امام حسین علیه‏السلام را بررسی می‏کنیم و در پایان، نام برخی از شهدای غیر
مشهور را نیز از نظر می‏گذرانیم.
>ابوالحتوف بن حرث انصاری عجلانی
>ابوثمامه صائدی
>ادهم بن امیه عبدی بصری
>اسلم بن عمرو ترکی
>امیة بن سعد طائی
>انس بن حارث کاهلی
>بریر بن خضیر همدانی
>بشر بن عمرو بن احدوث حضرمی‏
>بکر بن حی تیمی
>جابر بن حجاج
>جبلة بن علی شیبانی
>جنادة بن حرث مذحجی سلمانی
>جنادة بن کعب بن حرث انصاری
>جندب بن حجیر کندی
>جون بن حوی
>جوین بن مالک تیمی
>حارث بن امرء القیس کندی
>حارث بن نبهان
>حباب بن عامر تمیمی‏
>حبشی بن قیس نهمی‏
>حبیب بن مظاهر
>حجاج بن بدر تمیمی سعدی
>حجاج بن مسروق مذحجی جعفی
>حجیر بن جندب بن حجیر کندی
>حر بن یزید ریاحی
>حرث بن نبهان
>حلاس بن عمرو راسبی ازدی
>حنظلة بن اسعد شبامی
>رافع بن عبدالله
>زاهر بن عمرو کندی
>زهیر بن سلیم ازدی
>زهیر بن قین بجلی
>زیاد بن عریب همدانی صائدی
>سالم بن عمرو
>سالم مولی عامر بن مسلم
>سعد بن حرث انصاری عجلانی
>سعد بن حرث
>سعد (سعید) مولی عمرو بن خالد
>سعید بن عبدالله حنفی
>سلمان بن مضارب بجلی
>سلیمان بن رزین
>سوار بن منعم نهمی
>سوید بن عمرو خثعمی
>سیف بن حارث بن سریع
>سیف بن مالک عبدی بصری
>شبیب بن عبدالله نهشلی
>شبیب
>شوذب بن عبدالله
>ضرغامة بن مالک تغلبی
>عائذ بن مجمع بن عبدالله عائذی
>عابس بن ابی ‏شبیب شاکری
>عامر بن مسلم عبدی بصری
>عباد بن مهاجر بن ابی ‏مهاجر جهنی
>عبدالاعلی بن یزید کلبی
>عبدالرحمن بن عبدالله الارحبی
>عبدالرحمن بن عبد رب انصاری
>عبدالرحمن بن عروه غفاری
>عبدالرحمن بن مسعود بن حجاج
>عبدالله بن بشر خثعمی
>عبدالله بن عروه غفاری
>عبدالله بن عمیر کلبی
>عبدالله بن یزید عبدی بصری
>عبدالله بن یقطر
>عبیدالله بن یزید عبدی بصری
>عقبة بن سمعان
>عقبة بن صلت جهنی
>عمار بن حسان طائی
>عمار بن ابی ‏سلامه دالانی
>عمارة بن صلخب ازدی
>عمرو بن جناده انصاری خزرجی
>عمرو بن خالد اسدی صیداوی
>عمرو بن ضبعه ضبعی
>عمرو بن قرضه انصاری
>عمرو بن عبدالله جندعی
>قارب بن عبدالله دئلی
>قاسط بن زهیر تغلبی
>قاسم بن حبیب ازدی
>مسعود بن حجاج تیمی‏
>قعنب بن عمر نمری
>قیس بن مسهر صیداوی
>کردوس بن زهیر تغلبی
>کنانة بن عتیق تغلبی
>مالک بن عبدالله بن سریع
>مجمع بن زیاد بن عمرو جهنی
>مجمع بن عبدالله عائذی
>مسعود بن حجاج تیمی
>مسلم بن عوسجه اسدی
>مسلم (اسلم) بن کثیر ازدی
>مقسط بن زهیر تغلبی
>منجح بن سهم (مولی الحسن)
>موقع بن ثمامه اسدی صیداوی
>نافع بن هلال جملی
>نصر بن ابی ‏نیزر
>نعمان بن عمرو ازدی راسبی
>نعیم بن عجلان خزرجی
>واضح ترکی
>وهب بن وهب
>هانی بن عروة مرادی
>هفهاف بن مهند راسبی بصری
>یزید بن ثبیط عبدی بصری
>یزید بن زیاد بن مهاصر کندی
>یزید بن مغفل جعفی
[۱] به جز سفیران امام که در بصره و کوفه شهید شدند، از دوست‏دارانی چون عبدالاعلی کلبی، عمارة بن صلخب ازدی و هانی بن عروة می‏توان یاد کرد که در شهر کوفه به شهادت رسیدند..
[۲] ارشاد، ج ۲، ص ۹۵؛ الاخبار الطول، ص ۲۵۶؛ الفتوح، ص ۹۰۴.
[۳] تاریخ الخمیس، ج ۲، ص ۸۲،
[۴] مناقب آل ابی‏طالب، ج ۴، ص ۸۷
[۵] ابن العبری، تاریخ مختصر الدول، ص ۱۰۰
[۶] حیاة الامام الحسین بن علی لعیه السلام ج ۳، ص ۱۲۶؛ به نقل از ابن‏حجر، تهذیب التهذیب، ج ۱، ص ۱۴۵
[۷] تذکرة الخواص، ص ۱۴۵؛ اللهوف، ص ۴۳.
[۸] ر.ک: الامام الحسین علیه‏السلام فی کربلاء، ج ۴، ص ۱۹۸.

در آن شب هیچ یک از یاران‌، حسین (ع) را تنها نگذاشتند. آنان وجدانشان به کمال نهایی رسیده بود و آن شب غسل شهادت کردند. زیرا:
هرکه پیمان با هو الموجود بست
‌گردنش از قید هر معبود رست‌
ما سوی اللّه را مسلمان بنده نیست
‌نزد فرعونی سرش افکنده نیست‌
عقل گوید شاد شود، آباد شو
عشق گوید بنده شو، آزاد شو
سخنانی از یاران امام در محور اعتقادی
متأسفانه عوامل مختلف - از جمله سنی بودن نویسندگان اکثر منابع حادثه کربلا - [۱] باعث گردیده سخنان مذهبی یاران امام حسین علیه‏السلام به طور کامل ثبت و نقل نشود، اما با این حال کلماتی از یاران آن حضرت در دست است که نمودار انگیزه مذهبی و بصیرت اعتقادی آنان در حادثه کربلاست که به نمونه‏هایی از آن اشاره می‏شود:
۱. حضرت ابوالفضل علیه‏السلام به عنوان بزرگ‏ترین یاور سالار شهیدان به هنگام رزم، جریان دفاع از حریم امامت و ولایت را مطرح نموده و گفته است:
والله ان قطعتم یمینی
انی احامی ابدا عن دینی‏
وعن امام صادق الیقین
نجلی النبی الطاهر الامین [۲] .
هم‏چنین برادران مادری حضرت عباس(عبدالله، جعفر و عثمان) در رجزهای
که به هنگام نبرد خوانده‏اند بر عنصر امامت اهل بیت علیهم‏السلام تکیه کرده‏اند. [۳] .
۲. در کلام حجاج بن مسروق موذن امام حسین علیه‏السلام نیز جریان امامت مطرح شده و آمده است:
اقدم حسیناً هادیاً مهدیا
فالیوم نلقی جدک النبیا
ثم اباک ذالندی علیا
ذاک الذی نعرفه وصیا [۴] .
۳. نافع بن هلال نیز بر مسئله ولایت تکیه نموده و گفته است:
انا الغلام الیمینی البجلی
دینی علی دین حسین بن علی‏
ان اقتل الیوم فهذا أملی
فذاک رأیی و ألاقی عملی [۵] .
۴. عباس شاکری که دارای مقام عملی و حافظ حدیث و از شیعیان خالص اهل بیت بوده است، روز عاشورا به حضور امام حسین رسید و در دفاع از امام بر هر دو عنصر امامت و محبت تکیه نموده به حضرت عرض کرد: به خدا سوگند در روی زمین هیچ چیزی و هیچ کس محبوب‏تر و عزیزتر از شما نزد من نیست و اگر از جان خود چیزی عزیزتر می‏داشتم باز هم آن را در راه دفاع از شما دریغ نمی‏کردم، بعد در ادامه به حضرت عرض کرد: گواه باش که من بر دین شما و دین پدرت استوارم [۶] (یعنی شیعه شما هستم).
۵. سعید بن عبدالله که از بزرگان شیعه در کوفه بود در شب عاشورا با اظهار عشق و محبت خود به امام حسین علیه‏السلام عرض کرد: به خدا سوگند، اگر کشته شوم، بعد زنده
گردیده و زنده در آتش بسوزم و این کار هفتاد بار تکرار شود باز هم از شما جدا نخواهم شد تا با مرگ در کنار شما به لقای حق برسم. [۷] .
۶. هم‏چنین عبدالرحمن بن عبدالله با طرح جریان ولایت اهل بیت وارد میدان رزم شد و گفت:
انا ابن عبدالله من آل یزن
دینی علی دین حسین و حسن [۸] .
آن‏چه آورده شد، شعاع بسیار اندک از تجلی بصیرت یاران امام حسین علیه‏السلام در محور معرفت اعتقادی است، یعنی آنان با این کلمات خود خواسته‏اند، انگیزه همراهی خود با امام حسین را اعتقاد به امامت آن حضرت اعلام کنند.
[۱] میرزا ابوالحسن شعرانی، دمع السجوم، ص ۳۴۴ و ۳۵۷.
[۲] عبدالرزاق مقرم، مقتل الحسین، ص ۲۶۹: به خدا سوگند اگر دست راست من را قطع کنید، باز هم من از دین خود حمایت نموده و از امام که فرزند پیامبر و طاهر و امین است دفاع می‏کنم.
[۳] میرزا ابوالحسن شعرانی، همان، ص ۳۲۵.
[۴] شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، ج ۱، ص ۳۷۰: [در این راه] پا پیش می‏گذارم ای حسین، زیرا خود هدایت یافته و هادی دیگران هستی، امروز اول جد تو آن گاه پدر جوان مرد تو علی که ما او را به عنوان وصی پیامبر می‏شناسیم ملاقات خواهیم کرد.
[۵] همان، ص ۳۶۴: من جوانی از یمن و از طایفه بجلی هستم، و بر دین و مذهب حسین فرزند علی می‏باشم، اگر امروز کشته شوم آن نظر و آرزوی ماست و با عمل خود محشور خواهم شد.
[۶] محمد بن طاهر سماوی، ابصار العین فی انصار الحسین، ص ۷۶.
[۷] محمد بن طاهر سماوی، همان، ص ۱۲۶.
[۸] دمع السجوم، ص ۳۰۴: من فرزند عبدالله از«آل یزن»هستم، و پیرو شیعه حسین و حسن می‏باشم.

 
10درس و آموزه مهم قیام امام حسین(ع)
ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

10درس و آموزه مهم قیام امام حسین(ع)

عاشورا، سراسر مدرسه عشق است هراندازه که انسان‌ها با درس‌های نهفته در آن حرکت خونین و ژرف که بشریت را با ارزش‌های متعالی و مفهوم حیات هدفدار آشنا ساخت آشناتر گردند، به همان میزان عزّتمند خواهند زیست و پایه‌های حکومت طاغوت‌ها را خواهند لرزاند.
 
 

به گزارش ایسنا درس‌هایی که از عاشورا می توان گرفت، در گفتار و کردار امام حسین (ع) و یارانش دیده می‌شود و کسی که به دقت در مجموعه این واقعه بنگرد و آن را فرا راه خود قرار دهد، با این درس‌های انسان ساز آشنا می‌گردد.

 

در این نوشته برخی از این درس‌ها را برمی‌شماریم.

 

1- توکّل

 

امام محمد باقر(ع) در سخنی گهربار فرمودند: «کسی که به خدا توکّل کند، شکست نمی‌خورد» و قیام خونین عاشورا، سرشار از این آموزه نیک الهی است که فرجامی جز پیروی حق بر باطل را نوید نبخشید. امام حسین‌(ع) گرچه به استناد دعوت‌نامه‌های کوفیان به سمت آنان حرکت کرد، ولی توکّْل آن حضرت به خداوند متعال بود. به همین دلیل، وقتی میان راه، خبر بی‌وفایی مردم و شهادت مسلم بن عقیل (ع) را شنید، تصمیم خویش را تغییر نداد و برای انجام تکلیف، با توکل به خدا را خود را ادامه داد. نیز بر این اساس بود که صبح عاشورا و با شروع حمله همه جانبه و بی‌ رحمانه دشمن، در نیایشی به درگاه خدا، اعتماد به پروردگارش را چنین بیان فرمود:

 

«خداوندا! تو تکیه گاه من در هر اندوه، و امید من در هر سختی هستی. تو در هر پیشامدی تکیه گاه و مایه پشت گرمی منی.»

 

2- رضا و تسلیم

 

یکی از آموزه‌های کربلا، راضی بودن به رضای الهی است. هدف امام حسین(ع) فقط خشنودی خدا و پیامبر او(ع) بود. اگر در آن قیام خونین، جان عزیزش را نثار کرد، اگر سخت‌ترین مصیبت‌ها را به جان خرید،‌ و اگر خاندان گرامی‌اش را به دست اسارت سپرد، هدفی جز کسب رضای الهی نداشت. امام حسین(ع) هنگامی که می‌خواست از مکه به سمت عراق خارج شود، خود در خطبه‌ای به این ویژگی اشاره فرموده است:

 

«ما اهل بیت به آنچه خدا راضی است،‌ راضی و خشنودیم. در مقابل بلا و امتحان او، صبر و استقاممت می‌ورزیم. او اجر صبرکنندگان را به ما عنایت خواهد فرمود.»

 

3- عمل به تکلیف

 

از آموزه‌های ارزشمند کربلا، عمل به تکلیف است. هنگامی که دعوت نامه‌های پیاپی مردم کوفه به امام حسین(ع) رسید، ایشان هرچند از سست‌عهدی کوفیان آگاه بود، ولی آن اعلام حمایت‌ها را تکلیف‌آور دانست و به سوی آنان حرکت کرد.

 

امام خمینی که خود سال‌ها بعد با همین انگیزه، قیامی عزّت آفرین را پایه ریخت،‌ در سخنانی درباره این آموزه عاشورایی می‌فرماید:

- این‌که حضرت ابی عبدالله (ع) قیام کرد با عدد کم،‌ برای این‌که گفتند تکلیف من این است که نهی از منکر کنم.

- حضرت سیدالشهدا(ع) تکلیف برای خودشان دانستند که بروند و کشته هم بشوند و محو کنند آثار معاویه و پسرش را.

- لکن تکلیف بود که قیام بکند و خونش را بدهد تا این‌که ملت را اصلاح کند و عَلَم یزید را بخواباند.

 

4- آزادگی

 

عاشورا، نماد آزادگی است و حضرت سیدالشهدا(ع) سرور آزادگان. همو که در پاسخ کسانی که بیعت با یزید را از ایشان می‌خواستند تا در امان بماند، می‌فرمود:‌ آگاه باشید! ناپاک زاده فرزند ناپاک زاده، مرا میان دو چیز مجبور کرده است: ‌بین مرگ و ذلت،‌ ولی هیهات که ما ذلت و خواری را بپذیریم. خداوند پذیرش ذلت را بر ما و بر پیامبر و مؤمنان روا نداشته است و دامن‌های پاک و دارای اصالت و شرف و خاندان دارای همت والا و عزّت نفس ما هرگز اجازه نمی‌دهد اطاعت فرومایگان را بر مرگ شرافتنمندانه ترجیح دهیم.

 

5- اخلاص

 

اخلاص سیدالشهدا(ع) و یاران آن حضرت، مهم‌ترین عامل جاودانگی قیام حسینی است. از زمانی که حضرت از مدینه حرکت کرد، تا مکّه و سپس کربلا، بسیار کسانِ مدّعی با ایشان همراه شدند و به ظاهر خود را حسینی نشان دادند، ولی هیچ‌کدام بر حرف خود نایستادند و در نهایت، سرور شهیدان را تنها رها کردند.

 

در روز عاشورا و صحنه نبرد کربلا نیز، تنها خون بود و شمشیر و زخم و درد و شهادت، و از مدال و پول و امتیازهای اجتماعی و مقام‌های دنیوی خبری نبود. از این رو، ماندگان و مقاومان، تنها با نیروی اخلاص به جهاد در راه حضرت دوست ادامه می‌دادند و یکی یکی شربت شهادت می‌نوشیدند.

 

6- ایثار

 

از بارزترین درس‌های عاشورای حسینی ایثار و مقدّم داشتن دیگری بر خود است. در صحنه کربلا، نخستین ایثارگر، خود سیدالشهدا(ع) بود که حاضر شد خود و خاندانش را فدای دین خدا کند و رضای او را برهمه چیز برگزیند. حتی زمانی که یاران حضرت به شهادت رسیدند و نوبت به جان‌فشانیِ بنی‌هاشم رسید، امام حسین (ع) ابتدا فرزند دلبندشان، علی اکبر(ع) را برای شهادت در راه خدا فراخواند.

 

جلوه دیگر ایثار در کربلا، کار زیبای حضرت ابوالفضل (ع) بود. آن حضرت که با لب تشنه وارد فرات شد، چون خواست آب بنوشد، یاد لب‌های تشنه امام حسین (ع) و کودکان تشنه‌کامش افتاد و به خود نهیب زد که: آیا آب می‌نوشی، در حالی که برادر و مولایت حسین (ع) تشنه و در آستانه شهادت است؟ پس آب را ننوشید و بازگشت و لب‌تشنه به شهادت رسید.

 

7- امر به معروف و نهی از منکر

 

از آموزه‌های ارزنده نهضت حسینی، توجه به دو فریضه مهم امر به معروف و نهی ازمنکر است. امام حسین (ع) در وصیت نامه‌ای که هنگام خروج از مدینه و در زمان وداع با برادرش محمد بن حنفیه برای وی نوشت، هدف از حرکت خویش را چنین برشمرد:‌

من نه از روی سرمستی و گستاخی، و نه برای فساد و ستمگری حرکت کردم، بلکه تنها برای طلب اصلاح در امت جدم حرکت کردم. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم و پدرم علی بن ابی طالب عمل نمایم.

 

حضرت سیدالشهدا (ع) در جای دیگری نیز فرموده بودند:

 

«بارخدایا! من به معروف اشتیاق، و از منکر تنفّر دارم.»

بر این اساس، در زیارت‌های گوناگونی که درباره امام حسین (ع) از پیشوایان معصوم (ع) وارده شده، این تعابیر دیده می‌شود: «گواهی می‌دهم تو نماز را به پا داشتی و زکات دادی و امر به معروف نمودی و نهی از منکر کردی.»

 

8- نفی نژاد‌پرستی

 

شهید، شهید است، چه تفاوت دارد که از چه نژاد و رنگ و زبانی باشد؛‌ سفید و سیاه، عرب و عجم، رومی یا زنگی. ملاک ارزش در اسلام، عقیده و ایمان است.

 

شهادتکده کربلا، بزمگاه عشق است و همه‌گونه شهیدی دارد؛ جوان، پیر، خردسال، شیرخوار، سیاه، سفید، عرب و عجم. آنجا، یگانگی است و از نابرابریِ نژادی اثری نیست. پیشوای شهیدان، حسین (ع) در صحنه نبرد، این آموزش دینی و انسانی را به کار گرفت و سپاس و ستایشی همسان به همه یارانش، از پیرمرد تا نوجوان، و از رییس قبیله تا غلام سیاه روا می‌دارد.

 

9- پای بندی به اصول انسانی و اخلاقی

 

نهضت عاشورا، مظهر ارزشگذاری به حقوق انسانی است. یاران امام حسین (ع) در بین راه کربلا، با لشکریان حرّ بن یزید ریاحی برخوردند که راه را برآن حضرت و یارانش بستند. برخی از یاران امام پیشنهاد مبارزه و نابودی آنها را دادند و دلیل آوردند که قدرت نبرد با ایشان را داریم. ولی امام مدارا کرد و یاران را به صبر دعوت فرمود.

 

همچنین صبح عاشورا که شمر جلو آمد و به آن حضرت اهانت کرد، مسلم بن عوسجه، از یاران امام خواست با تیری او را از پای درآورد که حضرت مانع شد.

 

10- رنگ و بویی جاودانه

 

مؤمن باید از فرصت‌هایی که برایش پیش می‌آید بهترین و بیشترین استفاده را بنماید و اکنون که می‌خواهد چیزی را در راه خدا ببخشد باید به آن رنگ و بوی جاودانگی دهد تا همیشه،‌ حتی پس از مرگ نیز، از آن بهره گیرد.

 

و اساساً یکی از اهدافی که اسلام وقف را فرا روی مؤمنان قرار داده این است که بعد از مرگ نیز پرونده‌ی اعمال نیکش بسته نشود و از پاداش آن تا روز قیامت بهره‌مند گردد. از این رو مردگان حسرت می‌خورند و آرزو می‌کنند که ای کاش می‌توانستند لحظه‌ای به دنیا بازگردند تا این عمل صالح را انجام دهند.

 

 
شبیه خوانی - عباس
ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آبان ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

 

 

 

آماده مرد مردانه

 

 

 

ای هاشمی جوانلاری میداندور قورخمیون

 

برق بلا بوچولده نمایاندیور قورخمیون

 

آماده قتال صف اشقیا اولون

 

شاه مدینه دن بیله فرماندی قورخمیون

 

کیمدور حسین فاطمه نون باغلاسون یولین

 

عباس الینده تیغ درخشاندی قورخمیون

 

عالم اگر قوشون اولا یالقوز برابرم

 

شیرخدا بابام شه مرداندی قورخمیون

 

البته قانین آلماغا بیچاره مسلومون

 

آل عقیله یاخشی جه دوراندی قور خمیون

 

اَل تیغ آبداره ورون یا علی دیون

 

کرب و بلا دگول عربستاندی قورخمیون

 

 

 

اوزوه دشمن

 

بیهوده نوا ایتمه مثل دیگران ای حر

 

بو سوزلریلن قورخماز عباس جوان ای حر

 

 

 

 

 

آتما او شمشیره

 

بس هاردا قالوب عباس سیزلر چکورسوز خنجر

 

ال قبضه شمشیره آت بو زمان ای حر

 

 

 

 

 

باوفا قارداش

 

سسون فداسی اولوم سبط مصطفی قارداش

 

یگانه گوهر سلطان قل کفی قارداش

 

بویور ندور منه نسبت بودمده فرمانون

 

فنا جهاندا ویرن عمریمه صفا قارداش

 

چخور یرده

 

بویور گلن ای پادشاه قارداشیم

 

مدینه دن چخالی هر مکان و منزلده

 

اولوردی زینب ایچون سراپرده باصفا یرده

 

ندور بو ایشده مگر حکمت ای امام زمان

 

ایدیم خانم باجیم ایچون چوخور یری مسکن

 

 

 

 

 

اولما نهان عباس

 

نه نوا دور کی سالوب جانیمه افغان بو گئجه

 

بو نوا ائتدی منی زار و مکدر بو گئجه

 

یاخشی راحت اوتوروبسان بو زمان عباس

 

بئلوه ایندی باغلا قلنج زاده حیدر بو گئجه

 

سال بوینوا خلعت کی بو گئجه

 

خلعت عظما لا حول ولا قوهً الا و بالله

 

ای منیم ایلین آواز علمدار حسین

 

وحی قویان آدیمی هر وقت مددکار حسین

 

گل گوروم ایندی حضوره کیمیسن ای صاحب سس

 

منم عباس علمدار وفادار حسین

 

دردرو دوا عباس

 

گل ای شریر ستم پرور جفا گستر

 

گوروم دوتیدور سنی قهر کربلا ای شمر

 

ندور خیالون ایا امل فساد بد اختر

 

نه شور و فتنه دور نه دور صدا ای شمر

 

 

 

باشینه قرا عباس

 

ده گوروم نه دور منظورین ای جفا کانی

 

ولیکه سیل گوزووی یاخشی باخ منی تانی

 

بو شرطیله هرزه دانیشما چوخ ائتمه طغیانی

 

هراس قیل دلوه گلمسون خطا ای شمر

 

اینان رها عباس

 

ای شمر بی حیا منیم جایزه ومنسبه یوخومدی نیاز

 

نه من حسینیمنن نه حسین مندن آیریلماز

 

گلوب سن عربلر ایچینده منی خوار ائدسن

 

حضوره حضرت زهراده شرمسار ائدسن

 

اگر اجازم اولیدی او شاه دوراندان

 

سنه جواب وئرردیم بو تیغ براندان

 

امانداسان عباس

 

ابلیسه گلن لعنت عبیدالله آزدور

 

زهرا بالاس قالدور امانینن منه یازدور

 

تیز گئت دالی باخسون اولورسان قانوه غلطان

 

نیلیم کی یوخومدور شاهیمدن فرمان

 

 

 

دوزدور سوزوم

 

آغزون اودیلان دولسون ایا کافر شداد

 

آخر بو نه سوزدور دانیشورسان ای ایوی برباد

 

دنیادن ئوتور قارداشیما ایتمیوم امداد

 

جان بسلمیشم فاطمه نان و نمکیندن

 

حاشا چکم ال ایندی حسینون اتکیندن

 

دخیلم عباس

 

هر مکریله وورسوز اگر نیزیه قرآن

 

هاشا تاپا ایمانیمه ال سن کیمی شیطان

 

من عبدم علی اوغلونا سن ابن زیاده

 

سن مست ری و من روش صدق و وفاده

 

 

 

هیچ بیلورسن حسین کیمدور

 

اوتوز بش ایلدی عباسم آجقلی باخمیوب بیر یول

 

بئله مولایه جان قوربان بو نوعی هیچ وقار اولماز

 

حسینه گوزلریم قربان حسینی تک قویوب گئدسم

 

بئله بیر ننگ وعار اولماز

 

قبول ائتمرم بیعت کافری ذلیل ائتمرم دین پیغمبری

 

قارداشون قربان

 

آگهسن اوزون صحبت عهد ازلیمدن

 

اسرار دلیمدن هدفیمدن عملیمدن

 

هیچ من دئمورم پرچموی آلما الیمنن

 

آلسوندا گئنه نوکروم شائنیم آزالماز

 

اما کرم اهلی بیلورم ویردیگین آلماز

 

 

 

گل برابره

 

سن بیل کرمون سالما منی بو دشت فراته

 

من سالک عشقم دوزَرَم هر زحماته

 

سر دوشیمی آچ پرچمی آل قوش نفراته

 

سر لشگرم آل رُتبه می سرباز ائله قارداش

 

قووما قاپوندان ساخلا سرافراز ایله قارداش

 

سیزه گلم

 

حسین سن بیل کرمون سالما منی چوللره قارداش

 

یوخسا اوز دوتارام نجف سمتینه قارداش

 

دوشوبدی مشکله ایش بابا گل

 

قالمیشام آواره باباگل

 

حسینون ایندی منه دیور ترک قیل خیامی

 

سن اوزون یتیش فریادیمه بابا گل

 

اوگونکی سن گئدیردون حسینون الین وئردون الیمه

 

دِدون ابالفضل عهد ایله وفاریشه سینی قیرما بالا

 

بو حسینیدن هامی آیرلسا سن آیرلما بالا

 

بابا گل هرایه بابا گل هرایه

 

 

 

قویمایون گوزدن

 

گل بیر آغلاشاق قارداش پیمان باغلاشاق قارداش

 

قولاروی سال بوینوما بیر دویونجا آغلاشاق قارداش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لبیک ای حجت خدا لبیک

 

که ای هدایته منهاج اولان سلام علیک

 

وصی صاحبی معرااج اولان سلام علیک

 

وجودی اجودی ظلمت سرای عالمده

 

سراج انور وهاج اولان سلام علیک

 

گئدوب جلالی الیندن قالوب زمانه ده خوار

 

بلا خدنگه آماج اولان سلام علیک

 

آتاسی ساقی کوثر برادری سقا

 

فرات سویونا محتاج اولان سلام علیک

 

 

 

 

 

علیک سلام

 

قوشون قیریلدی اساسون پوزولدی یا مولا

 

الون صحابه لروندن اوزولدی یا مولا

 

باشون ساق اولسون اگر یارو یاورن ئولدی

 

بو غملی چولده سوسوز بش برادرون ئولدی

 

خزانه دوندی ستمله جلالیون باغی

 

چکلدی سینوه عونیله جعفرون داغی

 

سنی الله

 

آدیم وفالی وفانون بودور کی قائده سی

 

منم تک آخر قالماقلقون نه فایده سی

 

مرخص ایت منی سینم داخی گلوب تنگه

 

بو تیغ ساعقه کرداریلن گیدوم جنگه

 

فراتی خیمه لره سیل تک قیلوم جاری

 

دیسونله وار بو شهون چوخ رشید علمداری

 

شجاعت اسدالهی آشکار ایلیوم

 

صفوف لشگر کفاری تار و مار ایلیوم

 

ئولم بو شرطیلن نعشینده پایمال اولسون

 

آنام دیه ایشیدنده صودوم حلال اولسون

 

 

 

رضا دگیلم

 

سن ایسترسن آچام باشون اوسته چتر علم

 

من ایستیرم ایده لر هرایکی قولوی قلم

 

وفا و غیرتیلن آچمیشام زمانه ده آد

 

بنای غیرتیمی ائتمه یاحسین برباد

 

چه فایده علم اولدی الیمده شقه گشا

 

غیور آدیم نجه همت اولسون ای مولا

 

مرخص ایله گئدیم قولاریم قلم اولسون

 

که تا قیامته دین غیرتیم علم اولسون

 

طاقتیم قارداش

 

فدا اولوم سنه ای پادشاه ملک جلال

 

یانوندا ساخلا ما بسدور داخی منی یولا سال

 

قربان عمو

 

ای بلبل شیرین زبان ماه مدینم آغلاما

 

عباس عمون سنه قربان نازلی سکینم آغلاما

 

 

 

قربان عمو

 

ای کاش ئولیدی ای خدا بو قولاریم تندن جدا

 

آغلاما من سنه فدا نازلی سکینم آغلاما

 

 

 

قربان عمو

 

ای دختر مستحسنه بو قدری یالوارما منه

 

ایندی گئتورم سو سنه نازلی سکینم آغلاما

 

لب عطشانی

 

چوخ آغلاما اوزوم من بوگون فراته گئدیرم

 

علم دوتان الیمی من حسینه قربان ائدرم

 

نگاهدار اولسون

 

که ای شه لب تشنگان خداحافظ

 

منه اولان آتادان مهربان خداحاظ

 

داخی جمالون گورمک قیامته قالدی

 

حلال قیل گئدورم باغری قان خداحافظ

 

خداحافظ ای خواهران حسین

 

خداحافظ ای دختران حسین

 

سالان باشینه نوجوان قاره سین

 

خداحافظ اهل بیت حسین

 

 

 

ایا تیغ شرربار بو میداندا سنه بیر نچه سوزوم وار

 

غیلافون قان ایچر ای تیغ بران

 

گوزتله گوزلریمه دولماسون قان

 

تمام سر کرده لر دورموش کمینده

 

قلنج ساخلا منی خنجر دمینده

 

رجز عباس

 

ایها القوم ظلم عالمه سردار منم

 

نایب منقبت حیدر کرار منم

 

هل اتی مخزنینون دُرِگرانمایه سیم

 

لا فتی در جینه بیر لو لو شهوارمنم

 

شهد اللهده تشدید مشدد اثری

 

جاهَدو کلمه سینه آیه تکرار منم

 

و اَنا بنِ اسدالله امام الثقلین

 

زاده صف شکن سرور ابرار منم

 

لقبم ماه بنی هاشم اوزوم زهر جبین

 

شمس اقلیم و وفا مطلع انوار منم

 

کاندن قافه کیمین شوکتیمون شهرتی وار

 

عالم شوکت آرا میرجهاندار منم

 

دوتموش آفاقی گوز آچون یاخشی باخون

 

تانیون حضرت عباس علمدار منم

 

دماغ اوسته

 

بابا یا صاحب ذوالفقار وقت مدد است

 

 

 

 

 

قتل عام ایدوم

 

دیلون باغلا آچ الرون وورما لاف

 

بو گون ایش گورر تیغ خارا شکاف

 

قُیوب نیزه نی وورما نوک لیسان

 

لسان نوکی وورما قدی کار زنان

 

ائدر تیغلن پهلوانلار جدال

 

مناسب دور عورتلره قیل وقال

 

قیلار فتح دعوالره شمشیر تیز

 

اناث اهلی ایلر زبانی ستیز

 

 

 

مین عباس

 

لاف وگزافون قوتار ای شوم دغل

 

مرد سن لال اول یوم آغزون آچگیلان دست جدل

 

سن ایاقیمنده اوپسون چکمرم من سنن ال

 

چون منیم شمشیر و نیزم کافر اوستونن گلور

 

 

 

اوستن گلور

 

من ولی مرد اوغلیام مردم سوزوم مردانه دور

 

قولاریمون تکیه گاهی قدرته ایمانه دور

 

بیعتیم یالقوز حسینه خدمتیم قرآنه دور

 

چوخ رجز خوان پهلوانلار گورموشم افسانه دور

 

جزئی بیر ضربتله مغزی مغفر اوستونن گلور

 

 

 

 

 

عباس

 

بابا یا صاحب ذوالفقار وقته مدد است

 

 

 

رکابونن اوپوم

 

ایستسون اولدورمیم سنی من ای دنی

 

دوش قباقیمجه پیاده باشلا راه خیمه نی

 

اوپ حسینون مقدمونن قوی قبول ایتسون سنی

 

توبه حری قبول ائتدی سنی رد ایلمز

 

 

 

 

 

 

 

رجز عباس

 

ای سپه کوفه تانور سوز منی

 

قارداشیمون یارو مددکاریم

 

گرچه بو آز لشکره فرماندهم

 

پرچمه اسلامون علمداریم

 

فکریم اودور صفلروزی سندرام

 

نهر فرات اوستونه پرچم ورام

 

چاره سی یوخ مشکی گرک دولدورام

 

تشنه لرون چون که دل افکاریم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دماغ اوسته

 

آی بو دنیا دورانون ابوسفیانلاری

 

آی بو عصرین حیله گر شیطانلاری

 

کوفه نون دل قانمیان انسانلاری

 

آی بیابانون دو پا حیوانلاری

 

نهروانون پست و بی ایمانلاری

 

کربلانون تشنه دور مهمانلاری

 

ملک سوزده بذر واهی اکمرم

 

من فراتی آلماسام ال چکمرم

 

لشکر ، من سلطان دینون اوغلیام

 

خواجه روح الامینین اوغلیام

 

صاحب عرش وزمینین اوغلیام

 

مالک خُلد و برینون اوغلیام

 

لشکر ، من امیر المومنینون اوغلیام

 

وقت مدد است

 

بابا یا صاحب ذوالفقار وقت مدد است

 

 

 

نجه ایچوم بو سویی گویلومون بلاسی گلور

 

نجه ایچوم بوسویی ایچمدی جوان علی اکبر

 

نجه ایچوم بوسویی ایچمیوب علی اصغر

 

نجه ایچوم بوسویی تشنه لر نواسی گلور

 

صحابه قیزلارونون العطش صداسی گلور

 

گرک سو آپارام بلبل مدینیه من

 

گلنده وعده سو ویرمشم سکینیه من

 

 

 

نشانه خدنگ

 

گلمیشم سو آپارام گلمَمیشم ایچم دویام

 

یولومی گوزلور بالالار گرک گئدم منده بیر آن

 

ایا گروه شقاوت قولاق وئرون سوزومه

 

ویرمیون مشکیمه اوخ وورون منیم گوزومه

 

نقدی جان بوسویون بیر قلیل قیمتی وار

 

علی اصغریله رقینون گوزی وار

 

بابا یاحیدر کرار وقت مدد است

 

 

 

ای پرچم سن دینوموزون پرچمی سن یاتماقا اسمه

 

شاهیم گلینجک ساخلارام سینم اوسته

 

ای شاه کربلا هرایه گل

 

 

 

سس وئر منه قارداشیم

 

دوندی قانه گوز یاشیم

 

تاخیر ایلسون مولا

 

تنن کسیلرباشیم

 

 

 

عباسیم

 

نهرین یولون آختار تاپ

 

صاق و صولی آختار تاپ

 

نیزاریده عباسون

 

بیر جوت قولون آختار تاپ

 

 

 

آی قارداش

 

بیر منظره گوردوم من اوزوم خیمه ده قارداش

 

یاندیم نجه کی اود یانار مجمر الینده

 

حسین اولسمده بو نسگیل چخا هیهات اورگیمدن

 

قالمیشدی ربابون یاخاسی اصغر الینده

 

 

 

التماس دعا

 


 
سی حدیث در مورد امام حسین
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

سی حدیث در مورد امام حسین

سی حدیث درباره امام حسین(ع)
 
شخصیت، قیام و نهضت امام حسین (ع) همیشه در کلام معصومین (ع) وجود داشته است و عجب آنکه حتی معصومین پیش از امام حسین (ع) نیز اشاراتی به این واقعه و سرزمینی که در آن مصائب عاشورا رخ داد، داشته‌اند. در این نوشتار 30 حدیث در باره امام حسین (ع) که در سایت آیت‌الله محمدتقی بهجت آمده، منتشر می‌شود.
 
1- حریم پاک
عن النبى (ص) قال: ... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة. (1)
پیامبر اسلام (ص) در ضمن حدیث بلندى مى‌فرماید: کربلا پاک‌ترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگ‌ترین بقعه‏‌ها است والحق که کربلا از بساط هاى بهشت است.
 
2- سرزمین نجات
قال رسول الله صلى الله علیه و آله: یقبر ابنى بأرض یقال لها کربلا هى البقعة التى کانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فى الطوفان. (2)
پیامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسین در سرزمینى به خاک سپرده مى‏شود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازى که همواره گنبد اسلام بوده است، چنانکه خدا یاران مؤمن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد.
 
3- مسلخ عشق‏
قال على علیه السلام: هذا ... مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم ولا یلحقهم من کان بعدهم. (3)
حضرت على علیه السلام روزى گذرش از کربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است. شهیدانى که نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمى‏رسند.
 
4- عطر عشق‏
قال على علیه السلام: واها لک ایتها التربة لیحشرن منک قوم یدخلون الجنة بغیر حساب. (4)
امیرالمومنین علیه السلام خطاب به خاک کربلا فرمود: چه خوش‌بویى اى خاک! در روز قیامت قومى از تو به پا خیزند که بدون حساب و بى‌درنگ به بهشت روند.
 
5- ستاره سرخ محشر
قال على بن الحسین علیه السلام: تزهر أرض کربلا یوم القیامة کالکوکب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المبارکة التى تضمنت سیدالشهداء و سید شباب اهل الجنة. (5)
امام سجاد علیه السلام فرمود: زمین کربلا در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد که من زمین مقدس خدایم، زمین پاک و مبارکى که پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.
 
6- کربلا وبیت المقدس‏
قال ابوعبدالله علیه السلام: الغاضریة من تربة بیت المقدس. (6)
امام صادق علیه السلام فرمود: کربلا از خاک بیت المقدس است.
 
7- فرات و کربلا
قال ابوعبدالله: ان أرض کربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارک و تعالى... (7)
امام صادق علیه السلام فرمود: سرزمین کربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند که خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید.
 
8- کربلا کعبه انبیاء
قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس نبى فى السموات والارض و الا یسألون الله تبارک و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج. (8)
امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ پیامبرى در آسمان‌ها و زمین نیست مگر این که مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است که گروهى به کربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج کنند.
 
9- کربلا، مطاف فرشتگان‏
قال ابوعبدالله علیه السلام: لیس من ملک فى السموات والارض إلا یسألون الله تبارک و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل و فوج یعرج. (9)
امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ فرشته‏اى در آسمان‌ها و زمین نیست مگر این که مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است که همواره فوجى از فرشتگان به کربلا فرود آیند و فوجى دیگرعروج کنند و از آنجا اوج گیرند.
 
10- راه بهشت‏
قال ابوعبدالله علیه السلام: موضع قبرالحسین علیه السلام ترعة من ترع الجنة. (10)
امام صادق علیه السلام فرمود: جایگاه قبر امام حسین علیه السلام درى از درهاى بهشت اس
 
11- کربلا حرم امن‏
قال ابوعبدالله علیه السلام: ان الله اتخذ کربلا حرما آمنا مبارکا قبل ان یتخذ مکة حرماً. (11)
امام صادق (ع) فرمود: به راستى که خدا کربلا را حرم امن و با برکت قرار داد پیش از آن که مکه را حرم قرار دهد. (شایان ذکر است منظور از این روایت درعالم بالا است که قبل از مکه، کربلا حرم امن الهی قرار گرفت)
12- زیارت مداوم‏
قال الصادق علیه السلام: زوروا کربلا ولا تقطعوه فان خیر أولاد الانبیاء ضمنته... (12)
امام صادق (ع) فرمود: کربلا را زیارت کنید و این کار را ادامه دهید، چرا که کربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است.
 
13- بارگاه مبارک‏
قال الصادق علیه السلام: «شاطى‏ء الوادى الایمن» الذى ذکره الله فى القرآن،( قصص/30) هو الفرات و «البقعة المبارکة» هى کربلا. (13)
امام صادق (ع) فرمود: آن «ساحل وادى ایمن» که خدا در قرآن یاد کرده فرات است و «بارگاه با برکت» نیز کربلا است.
 
14- شوق زیارت‏
قال الامام باقرعلیه السلام: لو یعلم الناس ما فى زیارة قبرالحسین علیه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً. (14)
امام باقرعلیه السلام فرمود: اگر مردم مى‏دانستند که چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین علیه السلام است از شوق زیارت مى‏مردند.
 
15- حج مقبول و ممتاز
قال ابوجعفرعلیه السلام: زیارة قبر رسول الله صلى الله علیه و آله و زیارة قبور الشهداء، و زیارة قبرالحسین بن على علیهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله علیه و آله. (15)
امام باقر علیه السلام فرمودند: زیارت قبر رسول خدا (ص) و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولى که همراه رسول خدا (ص) بجا آورده شود.
 
16- تولدى تازه‏
عن حمران قال: زرت قبرالحسین علیه السلام فلما قدمت جاء نى ابو جعفر محمد بن على علیه السلام ... فقال علیه السلام ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) یرید الله بذلک وصلة نبیه حرج من ذنوبه کیوم ولدته امه. (16)
حمران مى‏گوید هنگامى که از سفر زیارت امام حسین (ع) برگشتم، امام باقر علیه السلام به دیدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مى‌دهم که هر کس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت کند و مرادش از این کار رضایت خدا و تقرب به پیامبر (ص) باشد، از گناهانش بیرون مى‏آید مانند روزى که مادرش او را زاده است.
 
17- زیارت مظلوم‏
عن ابى جعفر و ابى عبدالله علیهماالسلام یقولان: من احب أن یکون مسکنه و مأواه الجنة، فلا یدع زیارة المظلوم. (17)
از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام نقل شده که فرمودند: هر کس که مى‏خواهد مسکن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم ـ امام حسین ـ را ترک نکند.
 
18- شهادت و زیارت‏
قال الامام الصادق علیه السلام: زوروا قبرالحسین علیه السلام ولا تجفوه فانه سید شباب أهل الجنة من الخلق و سید شباب الشهداء. (18)
امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسین علیه السلام را زیارت کنید و با ترک زیارتش به او ستم نورزید، چرا که او سید جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهید است.
 
19- زیارت، بهترین کار
قال ابوعبدالله علیه السلام: زیارة قبرالحسین بن على علیهماالسلام من أفضل ما یکون من الأعمال. (19)
امام صادق (ع) فرمود: زیارت قبر امام حسین علیه السلام از بهترین کارهاست که مى‏تواند انجام یابد.
 
20- سفره‏هاى نور
قال الامام الصادق علیه السلام: من سره ان یکون على موائد النور یوم القیامة فلیکن من زوارالحسین بن على علیهماالسلام. (20)
امام صادق (ع) فرمود: هر کس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین علیه السلام باشد.
 
21- شرط شرافت‏
قال الصادق علیه السلام: من اراد ان یکون فى جوار نبیه و جوارعلى و فاطمه علیهم السلام فلا یدع زیارة الحسین علیه السلام. (21)
امام صادق (ع) فرمود: کسى که مى‏خواهد در همسایگى پیامبر (ص) و در کنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زیارت امام حسین (ع) را ترک نکند.
 
22- زیارت، فریضه الهى‏
قال ابوعبدالله علیه السلام: لو ان احدکم حج دهره ثم لم یزرالحسین بن على علیهماالسلام لکان تارکا حقا من حقوق رسول الله (ص) لان حق الحسین فریضة من الله تعالى واجبه على کل مسلم. (22)
امام صادق (ع) فرمود: اگر یکى از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد اما امام حسین علیه السلام را زیارت نکند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترک کرده است؛ چرا که حق حسین (ع) فریضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.
 
23- کربلا کعبه کمال‏
قال ابوعبدالله علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام حتى یموت کان منتقص الایمان منتقص الدین، ان ادخل الجنة کان دون المؤمنین فیها. (23)
امام صادق (ع) فرمود: هر کس به زیارت قبر امام حسین (ع) نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم که برود پایین‌تر از مؤمنان در آنجا خواهد بود.
 
24- از زیارت تا شهادت‏
قال ابوعبدالله علیه السلام: لا تدع زیارة الحسین بن على علیهماالسلام و مُرّ أصحابک بذلک یمدالله فى عمرک و یزید فى رزقک و یحییک‏ الله سعیدا ولا تموت الا شهیدا. (24)
امام صادق (ع) فرمود: زیارت امام حسین علیه السلام را ترک نکن و به دوستان و یارانت نیز همین را سفارش کن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد کند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر با شهادت.
 
25- حدیث محبت‏
عن ابى عبدالله قال: من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین علیه السلام و زیارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین علیه السلام و بغض زیارته. (25)
امام صادق (ع) فرمود: هر کس که خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او مى‏اندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد کینه و خشم حسین (ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏اندازد.
 
26- نشان شیعه بودن‏
قال الصادق علیه السلام: من لم یأت قبرالحسین علیه السلام و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان کان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة. (26)
امام صادق علیه السلام فرمود: کسى که به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال کند که شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست و اگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود.
 
27- سکوى معراج‏
قال الصادق علیه السلام: من اتى قبرالحسین علیه السلام عارفا بحقه کتبه الله عزوجل فى اعلى علیین. (27)
امام صادق (ع) فرمود: هر کس که به زیارت قبر حسین علیه السلام نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترین درجه عالى مقامان ثبت مى‏کند.
 
28- مکتب معرفت‏
قال ابوالحسن موسى بن جعفرعلیه السلام: أدنى ما یثاب به زائر ابى عبدالله علیه السلام بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولایته ان یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز. (28)
حضرت امام موسى کاظم علیه السلام فرمود: کمترین ثوابى که به زائر امام حسین علیه السلام در کرانه فرات داده مى‏شود این است که تمام گناهان بخشوده مى‏شود. بشرط این که حق و حرمت ولایت آن حضرت را شناخته باشد.
 
29- همچون زیارت خدا
قال الرضا علیه السلام: من زار قبرالحسین (ع) بشط الفرات کان کمن زار الله. (29)
امام رضا علیه السلام فرمود: کسى که قبر امام حسین علیه السلام را در کرانه فرات زیارت کند، مثل کسى است که خدا را زیارت کرده است.
 
30- زیارت عاشورا
قال الصادق علیه السلام: من زارالحسین علیه السلام یوم عاشورا وجبت له الجنة. (30)
امام صادق (ع) فرمود: هر کس که امام حسین علیه السلام را در روز عاشورا زیارت کند بهشت بر او واجب مى‏شود.

 
ناگفته های درباره سرداب حرم حضرت عباس (ع)
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:
ناگفته های درباره سرداب حرم حضرت عباس (ع)
   
وقتی به قبر مطهر حضرت در سرداب رسیدیم، من دست خود را به داخل آبی بردم که بر روی قبر مطهر حضرت ایستاده بود و جرعه‌ای از این آب نوشیدم، تا ارتفاع حدود 10 سانت بر روی قبر مطهر حضرت آب ایستاده بود و به تمام مقدسات قسم تا آن لحظه از عمرم آبی‌ گواراتر و زلال‌تر از این آب ندیده و ننوشیده‌ بودم.
 
بنای حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) از همان ابتدا بر روی این سرداب و آب بنا شده و این امر تأثیری بر روی استحکام حرم حضرت نداشته است؛ بسیاری از کم‌و‌کیف این امر روشن نیست که این موضوع چیزی جز معجزه نمی‌تواند باشد.

علیرضا فداکار، معاون ستاد بازسازی عتبات عالیات در گفتگو با فارس با اشاره به سفر چند سال پیش خود به عتبات پس از سقوط صدام و زیارت سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) اظهار داشت: بنده در سال 82 و تقریبا 6 ماه پس از سقوط صدام به سرداب حرم حضرت مشرف شدم.


وی افزود: علت اینکه برخی از حرم‌های مطهر ائمه(ع) دارای سرداب هستند به این خاطر است که به مرور زمان، زمین‌های اطراف حرم به خاطر ساخت و سازها، گذر زمان، وزش باد و شرایط جوی از سطح حرم بالاتر آمده است و به این دلیل سرداب ایجاد شده است به طور مثال در نجف اشرف علت اینکه حرم حضرت امیرالمؤمنین‌(ع) سرداب ندارد به این خاطر است که حرم حضرت در بالاترین نقطه شهر واقع شده اما در کربلای معلی، حرم حضرت سیدالشهدا و حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) در گودی واقع شده است.


فداکار خاطرنشان کرد: اما سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) حدودا 4 متر پایین‌تر از سطح حرم قرار دارد و ما به اتفاق شیخ مهدی کربلایی، امام جمعه حرم امام حسین‌(ع) به این سرداب مطهر وارد شدیم و در واقع تا پیش از این تاریخ، سرداب حرم حضرت کاملا قفل بود و کسی اجازه ورود به آن را نداشت.


معاون ستاد بازسازی عتبات عالیات یادآور شد: در سرداب حرم حضرت اباالفضل(ع) چیزهایی دیدم که برایم آن روز را بعنوان شیرین‌ترین و زیباترین روز طول عمرم رقم زد.


فداکار در توضیح مشخصات سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) گفت: پس از آنکه از صحن حرم وارد رواق می‌شوید در ادامه شما وارد محدوده گنبد‌خانه می‌شوید که می‌توان همین رواق‌ها را در قسمت سرداب نیز در نظر گرفت که با عرض 1.5 متر در 2 متر به صورت گنبدی پوشانده شده و قسمت پایین پای حضرت مسیری دارد که وارد محوطه گنبد خانه در قسمت سرداب می‌شود.


معاون ستاد بازسازی عتبات عالیات افزود: در داخل سرداب وقتی به قسمت زیر گنبدخانه رسیدیم، بخشی بود که تا ارتفاع کمر به داخل آب رفتیم؛ در واقع محوطه داخل سرداب حرم حضرت تا ارتفاع حدود یک متر و 10 سانت در آب قرار دارد و این قسمت از سرداب به گونه‌ای ساخته شده که یک نفر بیشتر نمی‌‌تواند از آن عبور کند.


وی ادامه داد: پس از ورود به این قسمت از سرداب، شیخ مهدی کربلایی در جلو حرکت می‌کرد و من پشت سر او تا که به قبر مطهر حضرت اباالفضل‌العباس(ع) رسیدیم.


فداکار تصریح کرد: وقتی به قبر مطهر حضرت در سرداب رسیدیم، من دست خود را به داخل آبی بردم که بر روی قبر مطهر حضرت ایستاده بود و جرعه‌ای از این آب نوشیدم، تا ارتفاع حدود 10 سانت بر روی قبر مطهر حضرت آب ایستاده بود و به تمام مقدسات قسم تا آن لحظه از عمرم آبی‌ گواراتر و زلال‌تر از این آب ندیده و ننوشیده‌ بودم.


وی گفت: در آن لحظاتی که در داخل سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) در حرکت بودیم کسی متوجه حال خود نبود و و با حرکتمان، آب موج برمی‌داشت؛ در آن لحظات این احساس به من دست داد که این آب در اطراف قبر به حضرت اباالفضل(ع) التماس می‌کند و اگر روزی پرده‌ها کنار رود، حقایق بزرگی مشخص می‌‌شود، بواسطه این آب بود که حضرت اباالفضل‌العباس(ع) ساقی طفلان عطشان حرم در کربلا ناامید شد و تصور می‌کنم که خداوند اینگونه مقدر کرده این آب باید برای سالیان سال همین‌طور دور قبر مطهر حضرت عباس‌(ع) دور بزند و در آن لحظه تنها چیزی که از ذهنمان می‌گذشت این بود که آب در حال التماس کردن به حضرت است.


فداکار با بیان این نکته که در زمانی که به داخل سرداب حرم حضرت اباالفضل(ع) رفته‌ بودم زمستان بود، گفت: البته ممکن است که در فصل تابستان یا زمستان مقداری از سطح آب داخل سرداب تغییر کند و زمانیکه در داخل سرداب حرکت می‌کنیم آب به ارتعاش درمی‌آید و این تصور ایجاد می‌شود که آب در حال حرکت است اما در واقع این آب ساکن است و طبق قانون طبیعت اگر آب برای مدت کوتاهی در جایی راکد و ساکن باقی بماند، سبزه می‌زند و طعم و بو می‌گیرد و امکان استفاده از آن نیست اما آب سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) زلال‌ترین، شفاف‌ترین و گواراترین آب این عالم است.


وی با بیان این نکته که سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس‌(ع) به حرم امام حسین(ع) راه ندارد و در گذشته حرم حضرت سیدالشهدا(ع) دارای سرداب بوده که به مرور زمان این سرداب پر شده است، افزود: در حال حاضر مجددا سرداب حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) از قسمت گنبدخانه بسته شده و دیگر کسی حق ورود به این سرداب را ندارد؛ در گذشته آب سرداب حرم حضرت اباالفضل(ع) برای تبرک در اختیار زائران قرار می‌گرفت اما هم‌اکنون این کار نیز متوقف شده است.


معاون اجرایی ستاد بازسازی عتبات عالیات خاطرنشان کرد: زمانی این مسئله مطرح شده بود که آب سرداب حرم حضرت اباالفضل(ع) را به خاطر احتمال زیانی که می‌تواند برای بنای حرم داشته باشد قطع و خشک کنند اما این احتمال مطرح شد که اگر این آب قطع شود لایه‌ای که خشک می‌شود ترک برمی‌دارد و شاید همین عامل باعث شود که رواق‌های حرم نیز ترک بخورند و بنای ساختمان حرم حضرت با این آب سازگار شده است و به این دلیل بود که چنین کاری انجام نشد.


وی با اشاره به قرار گرفتن بنای حرم حضرت‌اباالفضل‌العباس بر روی این سرداب و آبی که همیشه در سرداب حضرت وجود دارد، خاطرنشان کرد: قطعا ساختمان و بنایی که بر روی آب بنا شده باشد پس از گذشت مدت زمانی تخریب می‌شود و از بین می‌رود اما بنای حرم حضرت اباالفضل‌العباس(ع) از همان ابتدا بر روی این سرداب و آب بنا شده و این امر تأثیری بر روی استحکام حرم حضرت نداشته است؛ بسیاری از کم‌و‌کیف این امر روشن نیست که این موضوع چیزی جز معجزه نمی‌تواند باشد.

 
از جمله قاتلان و مسببان واقعه کربلا که بوسیله مختار مجازات شدند:
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:
فردجنایتکیفر
شمر فرمانده پیاده سوار لشگر یزید و سر حسین را از تن جداکرد گردنش را زدند و بر بدنش اسب تاختند
خولی او سرحسین را بر نیزه زد و گوشه‌واره از گوش زنان کند کشته او را در آتش انداخت و خاکسترش را بر باد داد
ابن زیاد حاکم کوفه در جنگ موصل کشته شدوجسدش را به آتش کشیدند
عمر بن سعد فرمانده سپاه یزید و شوهرخواهر مختار مختار کفش خود را پوشید و صورت عمر سعد را زیر کفش خود قرار داد سپس دستور داد سر عمر سعد را ببرند
شرجیل بن ذی الکلاع از پشت سر سیلی به حسین زده بود او را به آتش سوزاندند
حصین بن نمیر از فرماندهان گروه ‏تیرانداز به سپاه حسین در نزدیکی موصل کشته شد
نافع بن مالک کسی‌که آب را بر حسین بست  
عمرو بن حجاج فرمانده جناح راست لشگر عمر بن‌سعد پس از فرار از دست مختاردر بیابانی از شدت تشنگی،مرد.
بشر بن خوط قاتل جعفر بن عقیل گردنش را زدند و جسدش را در آتش سوزاندند.
بحدل بن سلیم انگشت حسین را برای انگشترش برید هر دو دست و پایش را قطع کردند و آنقدر در خون خود غلطید تا مرد..
زید بن ورقاء با شمشیر، دست راست ‏عباس بن علی را از کار انداخت او را که رمقی در بدنش بود، زنده در آتش سوزاندند
حکیم بن طفیل پس از قطع دست راست عباس، دست چپ عباس را از کار انداخت آنقدر بر بدن آن تیز زدند تا مانند خارپشت شد و به هلاکت رسید
سنان بن انس کسی‌که نیزه بر پشت حسین زد دست و پایش را بریدند و هنوز جان داشت که او را در دیگ روغن جوشان افکندند
عبدالله بن اُسَید کسی‌که خیمه‌ها را آتش زد  
مالک بن نسیر با شمشیر بر سر حسین زد دست و پای او را بریدندو به خود پیچید تا مرد
اسحاق بن حیوه پیراهن حسین را به سرقت برد و پوشید  
حارث بن نوفل کسی‌که تازیانه به زینب زد  
مرة بن منقذ قاتل علی اکبر اول دو دست او را بریدند، بعد زبانش را از دهانش بیرون کشیدندو بعد تنش را در آتش سوزاندند
حرمله قاتل علی اصغر دست و پاى او را بریدند، سپس او را بآتش سوزاندند
اخنس بن مرثد از جمله ۱۰نفری که بر بدن حسین اسب تاختند با اسب های تازه نعل، بر بدنشان تاختند
اسحاق بن حیوه از جمله ۱۰نفری که بر بدن حسین اسب تاختند با اسب های تازه نعل، بر بدنشان تاختند
صالح بن وهب از جمله ۱۰نفری که بر بدن حسین اسب تاختند با اسب های تازه نعل، بر بدنشان تاختند
هانی بن ثبیت حضرمی از جمله ۱۰نفری که بر بدن حسین اسب تاختند با اسب های تازه نعل، بر بدنشان تاختند

 
من حسینم کربلا سلطانیم
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

 

من حسیینم کیم منه ساری گوتورسه بیر قدم

 

 مین قدم گلم یقین امیدوار اولسون منه

 

 

پاک عزاداریم و زواریم اولسا قورخ ماسون

 

 قبرینون اول شبی چشم انتظار اولسون منه


 
حضرت ابوالفضل (ع) از ولادت تا شهادت
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:
امام علی(ع) با واژه ای مهرآفرین، نام فرزند خود را عباس نهاد و عباس یعنی شیر بیشه ی شجاعت و قهرمان میدان نبرد. مام صادق (ع) نیز حضرت ابوالفضل العباس(ع) را به عنوان کسی معرفی می کند که از ایمان استوار و بینش نافذ برخوردار بوده و در راه امام بزرگوارش به جهاد برخاسته است.

- ولادت
چهارم شعبان، سال روز ولادت پرچم دار بزرگ کربلا، حضرت عباس بن علی علیه السلام است. عباس بن علی علیه السلام در سال 26 هجری قمری، در مدینه، دیده به جهان گشود. وی در دامان امیرالمؤمنین علی علیه السلام و مادر گرامی اش به گونه ای پرورش یافت که به مظهر غیرت، ایثار و شجاعت، بدل گشت. عباس بن علی علیه السلام در طول حیات خویش از محضر پدر و برادرانش، بیشترین بهره را برد و جامع فضایل نیکو گردید. آن بزرگوار آن چه را از محضر آن سه امام معصوم آموخته بود، در کربلا آشکار ساخت و حماسه ساز نام آور عاشورای حسینی شد.

- طلوع ماه در مدینه
عباس علیه السلام فرزند امیرالمؤمنین علی علیه السلام در چهارمین روز از شعبان سال 26 هجری قمری، دیده به جهان گشود. میلاد عباس، نوری دیگر به این هستی بخشید و دل های شیفتگان امیرالمؤمنین علی علیه السلام از شور و عشق، لبریز گشت. چهره ی علاقه مندان اهل بیت علیهم السلام را شبنم شادی فراگرفته بود و هریک برای دیدار نورسیده ی مولای خویش بر یکدیگر، پیشی می گرفتند. هنگامی که نسیم اذان و اقامه بر روان پاک و سپید این طفل نیک بخت فرو نشست، امام علی علیه السلام با واژه ای مهرآفرین، نام فرزند خود را عباس نهاد. عباس یعنی شیر بیشه ی شجاعت و قهرمان میدان نبرد.

- دوران کودکی
باید در لحظه لحظه ی دوران کودکی عباس علیه السلام ، به دقت اندیشید؛ زیرا در همه ی این دوران شیرین و حساس زیر نظر و عنایت کانون عصمت و طهارت بوده است. او در دوران کودکی از دانش و زهد و تقوا و ایثار و عبادت و شجاعت پدر ـ که آیت بی همتای همه ی کمال بشری است ـ الهام می گیرد و می کوشد خود را آن گونه بپروراند که ایده آل و مطلوب پدری بزرگوار چون علی است.

- فضایل
پرچم دار کربلا و پاسدار حرم اهل بیت مصطفی صلی الله علیه و آله ؛ حضرت عباس علیه السلام ویژگی ها و فضایل فراوانی دارد که القاب و کنیه های آن حضرت، نشان گر برخی از آن هاست. ماه بنی هاشم، از جمال او حکایت دارد. سقای کربلا، از فداکاری عباس علیه السلام در رساندن آب به اهل بیت علیهم السلام حکایت می کند. قهرمان علقمه و پرچم دار کربلا، شجاعتش را بازگو می کند. پاسدار حرم، گواه جانبازی او در راه اهل بیت علیهم السلام است. باب الحوایج، شکوه او را نزد خداوند، نشان می دهد و سرانجام، عبد صالح، از عظمت معنوی عباس بن علی علیه السلام حکایت دارد.

- عباس علیه السلام در کلام امام سجاد علیه السلام
بزرگی و عظمت مقام عباس بن علی علیه السلام به گونه ای است که امامان معصوم علیهم السلام در موارد متعدد بر فداکاری ها، جانبازی ها و عظمت شخصیت آن بزرگوار تأکید فرموده اند. امام سجاد علیه السلام که خود در کربلا حضور داشت و شاهد فداکاری های عمویش بود، درباره ی حضرت عباس علیه السلام می فرماید: «خداوند، عمویم عباس را رحمت کند که با ایثار و جانبازی، در راه برادرش جانبازی کرد تا آن که دست هایش قطع شد و خداوند به جای آن، دو بال به او داد که با آن ها به همراه فرشتگان در بهشت پرواز کند؛ همان گونه که برای جعفربن ابوطالب قرار داده شد. عباس را در پیشگاه خداوند منزلتی است که در روز قیامت، همه ی شهدا به آن غبطه می خورند».

- عباس علیه السلام در کلام امام صادق علیه السلام
امام صادق علیه السلام ، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام را به عنوان کسی معرفی می کند که از ایمان استوار و بینش نافذ برخوردار بوده و در راه امام بزرگوارش به جهاد برخاسته است. ایشان می فرماید: «عمویم؛ عباس، بصیرتی نافذ و ایمانی محکم داشت. او به همراه برادرش حسین علیه السلام جهاد کرد و به افتخار شهادت رسید». آن حضرت هم چنین درباره ی اخلاص و ارزش جهاد حضرت عباس علیه السلام می فرماید: «شهادت می دهم و خدا را شاهد می گیرم که تو در راه جنگجویان بدر و مجاهدان راه خدا گام نهادی و در جهاد با دشمنان خدا، اخلاص ورزیدی و در نصرت اولیای خدا، خلوص نشان دادی و از دوستانش دفاع کردی... شهادت می دهم که تو هر چه در توان داشتی، انجام دادی».

مظهر شهادت
سلام بر ابوالفضل، فرزند امیرالمؤمنین علی علیه السلام ؛ که با جانش با حسین علیه السلام مواسات ورزید، از دنیایش برای آخرت بهره برد و خود را فدای برادر کرد. روزهای آغازین ماه شعبان، ولادت این دو برادر را در خود دارد؛ دو برادر بزرگواری که نام شان در ذهن هر مؤمن شیفته ای، تداعی گر قلّه های بلند حماسه و سرافرازی است. حسین و ابوالفضل علیهماالسلام ، نام های قدسی هستند که چشم اندازی از اخلاص، عبودیت، دلیری و ایثار را پیش دیدگان آدمی می گشایند و در درون او، تواضع و حیرتی وصف ناشدنی را برمی انگیزانند. حضرت ابوالفضل علیه السلام ، پرچم دار لشکر اخلاص و شهادت، مظهر دلدادگی به معبود، و نمود مجسمی از یک انسان کامل است. او بزرگ مردی حماسه آفرین است که در قیامت، شهیدان بر مقام او رشک می برند. او پرچم داری است که یادمان دلاوری و آزادگی وی، پیوسته در تاریخ جاری است. سلام همه ی صالحان و پاکان، بر روان پاک آن دریا دل باد؛ سلامی تا سپیده دمان ظهور.

طلیعه ی آگاهی
حضرت ابوالفضل علیه السلام ، پرچم داری است که ولادتش، طلیعه ی آگاهی، ایمان، دلاوری و آزادگی است. او بیرق دار فریادگری است که در دشت نینوا بر شب تاخت و هیمنه ی دروغین تیرگی ها را درهم ریخت. آن والا مرد، برزگر عشق، در دشت خون و رهایی شد. عزیزی که فداکاری ها و ایثارگری هایش، اندیشه های سبز ایثارگران ما را به نور و روشنایی هدایت کرد و باغستان تفکر جانبازان رشید ما را، سرسبزی و طراوتی جاودانه بخشید. ولادت با سعادت قمر بنی هاشم؛ حضرت عباس علیه السلام و روز جانباز را به محضر سید و مولای جانبازان، حضرت آیت اللّه خامنه ای(مدظله العالی) تبریک می گوییم و برای همه ی جانبازان، آرزوی توفیق و سربلندی داریم.

رزم آوری
حضرت ابوالفضل علیه السلام سواری خوش سیما و تنومندی است که در زیبارویی، «ماه بنی هاشم» خوانده می شد و در تنومندی به گونه ای بود که چون بر قوی هیکل ترین اسبان می نشست، پاهایش بر زمین کشیده می شد. در قدرت و رزم آوری چونان شیر خشمگین بر لشکر کفر و الحاد می تاخت؛ به قدری تار و مارشان کرده بود که دیدن او، دل دشمن را به لرزه می انداخت. گروه گروه افراد با چهره هایی وحشت زده از پیش او می گریختند و دلاوران لشکر آن گروه نامسلمان، به تیغ شمشیرش، رو به جانب دوزخ می نهادند.

سلام بر ابوالفضل علیه السلام ؛ بزرگ مردی که به یُمن نام بلندش، پرواز را می آموزیم و یادش هماره در مینای عشق می درخشد. سلام بر ابوالفضل علیه السلام ، که سرو بلند آزادگی را بر بام تاریخ ما می کارد، آینه های طور و تجلی را در برابر جوانان ما می افرازد و پرچم صلابت و سادگی، صبر و ایستادگی، شهادت و مردانگی را بر ایوان آیین زندگی جانبازان عزیز ما به اهتزاز در می آورد. سلامی ویژه، از هر سپیده دمان، تا هر شام گاهان، هزاران بار!

پاسدار نام آور
حضرت ابوالفضل علیه السلام ، پاسدار نام آور حماسه ی کربلاست. او فروزان اختر شجاعت و فرزانگی است که پرچم خونین انقلاب حسینی را برای همیشه بر فراز قلل مرتفع تاریخ، به اهتزاز درآورد. و اینک، همه ی کوهنوردان آزادی را به صعود برچکاد مبارزه فرا می خواند و در کلاس عقیده و جهاد، بدانان شور و شعور می آموزد.

ترنّم شگفتن نوگلی معطر
اینک، گلخنده های آسمان و زمین، و زمزمه های شورانگیز بلبلان شیدا، در سال روز میلاد حضرت عباس علیه السلام به گوش می رسد. دریچه ای از شادی بر دل ها گشوده شده و رنگین کمان شوق، فضای زندگی را آراسته است. صدای هلهله ی شادمانه ی عرشیان به گوش می رسد و ترنّم شکفتن نوگلی معطر در باغستان توحید، دل ها را مفتون و مجذوب خویش ساخته است. عباس می آید و صفا و زیبایی و پاکی را به ارمغان می آورد. عباس می آید و کرامت و فضیلت و شهادت را با خود به همراه می آورد. مردی می آید که ابر رحمتِ اندیشه اش، همه ی تشنگان فضیلت راسیراب می کند. آری، اینک هوا عطر آلود و عنبرآمیز است و آبشاری از نور، از خنده های شادمانه ی خورشید، به مهمانی زمین آمده است. عباس بن علی علیه السلام به دنیای خاکی، گام نهاده است؛ هم او که آیه ی روشن کتاب استقامت است؛ بزرگ وارث ایثار و خون، پاسدار ایمان، یگانه ی دوران، وسعت همه ی نیکی ها، فرزند خورشید و مرزبان حماسه ی جاوید.

یاران! اینک به احترام قدم های پرصلابت عباس دلاور، عرشیان در گوش خاکیان، حدیث تهنیت می خوانند. این ولادت پرمیمنت بر شما نیز مبارک باد!

دانش ابوالفضل علیه السلام
حضرت ابوالفضل علیه السلام ، زورق نشین دریای بی کرانه ی معرفت بود. به سان ماه تابان از خورشید وجود پدر، نور می گرفت و با فراستی چشم گیر و دقتی فراوان، خوشه چین خرمن حقایق ولایت بود. علی علیه السلام درباره ی دانش اندوزی فرزند خود چنین می فرماید: «همانا فرزندم عباس، در کودکی علم آموخت و به سان فرزند کبوتر که از مادرش، آب و غذا می گیرد، معارف را از من فرا گرفت».

کرامت های ابوالفضل علیه السلام
عباس علیه السلام به برکت ایثار و فداکاری بی مانندش، قبله ی دل هاست. حرم ملکوتی اش، آرام بخش دل عاشقان است. مردم درمانده ای که از همه جا ناامید شده اند، به بارگاه او که تجلی گاه رحمت الهی است، روی می آورند و شاد و خوشحال بازمی گردند. آن خانه ای که هرگز به روی حاجت مندان بسته نمی شود، خانه ی عباس، بنده ی وارسته ی خداست.

شمایل
حضرت عباس علیه السلام ، آیتی از جمال و زیبایی بود. رخساره اش زیبا، اندامش متناسب و نیرومند بود و آثار دلیری و شجاعت را به خوبی نمایان می ساخت. راویان، او را خوب رو و زیبا وصف کرده و گفته اند که رشیدی اندام و قامت ایشان به حدی بود که بر اسب نیرومند و بزرگی می نشست، ولی در همان حال، پاهایش بر زمین، خط می انداخت.

وفای عباس علیه السلام نسبت به برادر

حضرت ابوالفضل علیه السلام به پیمانی که با خداوند برای حفظ بیعت خود با برادر، راهبر و امامش بسته بود، وفادار ماند. مردمان در طول تاریخ مانند این وفاداری را ندیده اند و زیباتر از این وفاداری در کارنامه ی وفای انسانی به ثبت نرسیده است. وفاداری که هرآزاده ی شریفی را به خود جذب می کند.

شعری از سیدراضی قزوینی درباره ی علم دار کربل

«ای ابوالفضل! ای بنیان گذار فضیلت و ایستادگی و خویشتن داری! فضیلت، جز تو را به پدری نپذیرفت. کوشیدی و به اوج عظمت و بزرگی دست یافتی، اما هر کوشنده ای به خواسته اش دست پیدا نمی کند. با عزت و سرافرازی و همت بلند از پذیرش ستم، سر باز زدی و پیکان نیزه ها را مرکب خود کردی».

تسلیم در برابر حق
عباس علیه السلام ، اسلام خود را در تسلیم خلاصه کرده بود؛ تسلیم در برابر خدا، و در برابر ولیّ امر مسلمانان. او با صدق و خلوص و آگاهی در راه تسلیم، گام نهاد و هرچه درتوان داشت در طَبَق اخلاص، تقدیم راه امام خود کرد و سرافرازانه جان باخت. آری، نتیجه ی آگاهی کامل و ایمان خالص، همین است.

خویشتن داری عباس علیه السلام
ابوالفضل علیه السلام در روز عاشورا، عزت نفس و خویشتن داری را با تمام ابعاد و آفاقش مجسم ساخت. امویان به شرط کناره گیری از اردوی برادرش، وعده ی فرماندهی کل قوا به او دادند. ولی وی بر این وعده ی آنان تمسخر زد و با شوق و اخلاص به سوی لشکرگاه حسین علیه السلام شتافت و در راه دفاع از دین و آزادگی، جان خود را فدا کرد.

جهاد با نفس
به راستی که حضرت عباس علیه السلام در ستیز با دشمن، سنگ تمام گذاشت. بدنش مجروح گشت، دست هایش قطع شد، عمود آهنین بر فرقش زدند و تیر به چشم و مشک آب او رسید. کشت و کشته شد. ولی جهاد با نفس او ارزش مندتر است؛ زیرا با لب تشنه، آب را تا نزدیک دهان آورد. آن گاه از لب تشنه ی برادر و کودکان تشنه اش یاد کرد و آب را بر روی شریعه ریخت. و همین نشان دهنده ی جهاد عباس علیه السلام با نفس خویش است.

زیارت ابوالفضل العباس علیه السلام
زیارت ابوالفضل علیه السلام هم چون قدم گاه معرفت است و در این زیارت، گلواژه های عرشی، رایحه ی قدسی به وجود انسان می بخشند. یکایک واژه های آن، عطری از گلزار فضایل علوی در بردارد و مجموعه ی عبارت های زیارت، ویژگی های انسان کامل، عبدی صالح و رادمردی ملکوتی را نشان می دهد. زیارت او، سنخیتی روحی بین انسان و آن شخصیت ملکوتی پدید می آورد.

 
قربانی از قدیمی ترین ایام تا اسلام
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

قربانی از قدیمی ترین ایام تا اسلام

رحیم قربانی مدیر بخش دانشگاهی نمایشگاه قرآن

 

ذبیحه و قربانی آئینی است که در اغلب ادیان و مذاهب دنیا وجود دارد . قربانی شاید همانند دیگر بخشش ها و عطاها که ایمان آدمی را می آزماید برای سنجش میزان گذشت انسان از مالکیت ها و تملک هاست، و شاید برای آشکار شدن صدق نیت ها . عید قربان بر نماد قربانی بزرگ ابراهیم استوار است. ابراهیم درکشاکش اطاعت از جان هستی و مهر پدری گرفتار آمده است. رویاهای شبانه او را به قربانی کردن عزیزترین فرزند امر می کند و دل پدری کهنسال در عشق پسر نوجوان گرفتار است. ابراهیم تسلیم اوامر الهی می شود اسماعیل را به قربانگاه می برد و آنگاه... از جانب خداوند گوسفندی وارد می شود تا به جای اسماعیل ذبح شود. چرا که ابراهیم به وحی الهی عمل کرده است. او پیش از آنکه اسماعیل را به قربانگاه برد، مهر به اسماعیل، مهرپدری به یگانه پسرش را به مذبح برد و سر برید و نمادی شد برای گذشتن از همه چیز در راه رضای خداوند. ابراهیم بزرگمرد بت شکن تاریخ دریافت خداوند او را تنها و خالص و سره از آن خود می خواهد. خداوند غیور است در دل ابراهیم که جای مهر خداوندی است جایی برای اغیار نیست، حتی اگر این غیر، اسماعیل باشد. در تمام ادیان الهی اسلام، مسیحیت،   زرتشتی و یهود مراسم قربانی وجود دارد و همینطور در سایر آئین هایی که برخاسته از اسطوره ها، افسانه ها و چند خدایی انسان کهن است می توان ردپای پررنگی از این مراسم را مشاهده کرد. آنچه در زیر می آید بررسی اجمالی در این زمینه است.

قربانی ، امروزه به ویژه در میان مسلمین با هدف و انگیزه تقرب و یا عمل به نذر است و منحصراً با ذبح حیوانی که برای مراسم در نظر گرفته شده است به انجام می رسد ولی در گذشته های دور و در میان قبایل گوناگون با انگیزه ها و شیوه های متفاوتی (از قبیل قربانی کردن حیوان و انسان) انجام می یافته است. انگیزه ها واهداف قربانی در میان قبایل و طوایف دوره باستان که بیشتر آنان ارباب انواع ( خدای خورشید، آسمان، زمین، ماه، باران و...) را می پرستیدند شامل موارد زیر بوده است:

1- ایمنی از خشم خدا و طلب یاری از او:مومنان در جریان عبادت خود را به مذبح که در جلوی معبد قرار داشت می رساندند و به وسیله قربانی و نماز از خشم خدا ایمنی می یافتند و یاری او را جلب می کردند.

2- قربانی انسانبه خاطر دوستی: که گاه افراد انسانی قربانی می شدند.

3- جلب خشنودی خدایان:انسان دوره باستان به واسطه آنکه خود را در برابر طبیعت ناتوان و رویدادهای آن را خارج از اختیارات خود و در مقابل منافع خود می دید همواره برای برآوردن خواستهایی نظیر رویش محصول، یافتن شکار، بارش باران، فرونیامدن صاعقه و امثال اینها برای الهه های این پدیده های طبیعی قربانی می کرد.

4- هنگام شیوع بیماری:هنگام شیوع بیماری های خطرناک در "ماسالی" ، یکی از بینوایان شهر را جامه مقدس می پوشاندند و از بیت المال اطعام می کردند و سپس او را با شاخه های مقدس می آراستند و در میان مردمی که تصور می کردند با این عمل گناهانشان بخشوده می شود، او را از بالای صخره به زیر می انداختند.

5- هنگام قحط و غلا:مردم "آتن " هنگام قحط و غلا در شیوع طاعون و امراض دیگر یک یا چند نفر از افراد بشر را قربانی می نمودند تا شهر خود را پاک سازند.

6- برای پیروزی در جنگ:سپاهیان قبل از آغاز جنگ برای پیروزی خود قربانی تقدیم می کردند.

7- تطهیرمحل تشکیل مجالس عمومی:در آتن برای تطهیر محل تشکیل مجالس عمومی خوکی قربانی می کردند.

8- گریزاندن ارواح تبهکار و مصیبت:این آئین به ویژه در میان رومیان انجام می گرفت. دسته ایی برگرد چیزی که می بایست پیراسته شود می گشتند و نماز می گزاردند و قربانی می کردند و بدین گونه ارواح تبهکار را می پراکنده، مصیبت را می گریزاندند. این عمل به ویژه برای محصول، رمه، سیاه و شهر به کار می رفت.

9- دفع بحران بزرگ:بعضی از اقوام باستانی به هنگام بحران های بزرگ، کودکانی تا سیصد تن را در عرض یک روز قربانی می کردند.

10- کفاره گناهان:در حالات یهود می خوانیم که آنها برای کفاره گناهان خویش قربانی می کردند.

شیوه های قربانی به طرق گوناگونی نه شاید به گوناگونی انگیزه ها و اهداف آن انجام می گرفت که پرتاب کردن از صخره، استفاده از تبردو دم و سوزاندن قربانی از این روش هاست.

در بخش دوم این نوشتار به بررسی مراسم قربانی در میان اهل کتاب( یهود، نصارا و زرتشتیان) خواهیم پرداخت.

- دین یهود:از واقعیت ذبیحه و قربانی در بین یهود اولیه به دلیل تحریف هایی که بر تورات رفته است، اطلاعی در دست نیست و آنچه هم اکنون از این مراسم در اختیار داریم از منابع فعلی یهود است.

درباب32- سفر خروج می خوانیم که: جناب هارون گوساله ساخت و مذبحی برای او بنا کرد وفریاد زده گفت: فردا عید است . برای خداوند گوساله را عبادت کرد و بنی اسرائیل را هم امر به عبادت او نمود. پس ایشان به امر هارون ذبایح برای گوساله ذبح نمودند و قربانی ها برای تقرب کردند.(1)

در آیه 3 از باب 5 سفر خروج می خوانیم: به صحرا برویم و نزد یهوه خدای خود قربانی بگذاریم مبادا ما را به وبا یا شمشیر مبتلا سازد. از آنچه که در کتاب مقدس آمده می توان نتیجه گرفت که ذبح قربانی یکی از اجزاء دین یهود است.

در شریعت حضرت موسی برای ذبایح نظم و ترتیبی وضع شده بود در حالیکه قبل از شریعت وی با توجه به نوع و تعداد ذبایح و شرایط ذبح، ذبایح اختیاری بودند هر کاهن با دست خودش ذبح می کرد. کَهَنه (کاهنان) در بین یهود آنانی بودند که به درجه کهونت رسیده و اجازه داشتند خودشان قربانی و ذبایح را ذبح کنند. آنها تنها کسانی بودند که وظیفه انجام شعائر دینی را به عهده داشتند. قبل از آنکه حضرت موسی به کوه طور خوانده شود و الواح مقدس را دریافت کند، ذبایح در بین بنی اسرائیل اختیاری بود، وضعیت ثابت و مرتبی نداشت و با توجه به نوع حیوان مذبوح و ذبایح تعداد آنها و شرایط متفاوت بود. ولی پس از آن در ذبح و قربانی ها ترتیب و انسجامی پدید آمد و بعدها تقدیم ذبایح در خانواده هارون انحصاری گشت.

قربانی در یهود به دو دسته قربانی "خونین" و"غیرخونین" تقسیم می شدند که ذبایح خونین خود سه دسته بودند.

1- قربانی و ذبایح سوختنی:رسم چنین بود که آنها را به گونه ایی می سوزاندند که غیر از پوست حیوان چیزی باقی نمی ماند که البته آن پوست نیز سهم کاهن بود.

2- قربانی ها و ذبایح تکفیری و خطایی:چنانکه از اسم آن برمی آید به جهت تکفیرگناهان و یا تجاوز از شریعت دهگانه موسی انجام می یافته و پاکی فرد خاطی هدف آن بوده است. البته در این نوع ذبایح تمام ذبیحه سوزانده نمی شد بلکه تنها دنبه های آن سوزانده می شد و آنچه از ذبیحه باقی می ماند به کهنه می رسید. در این مراسم اگر دسترسی به قربانی بزرگ نداشتند یک جفت کبوتر قربانی می کردند.

3- قربانیها و ذبایح سلامت:این نوع قربانی جزو ذبایح واجب محسوب نمی شد.

علاوه بر اینها ذبح دو گنجشک برای تطهیر و شفا یافتن از برص انجام می گرفت. اوامر دهگانه خداوند امر می کرد ذبایح از عیوب مبرا و از سلامتی برخودار باشند ونیز امر می کرد که تعداد ذبایح تقدیمی بایستی متناسب با قدرت و توان تقدیم کننده باشد. کیفیت تقدیم ذبایح چنین بود که فقط شحم( پیه) و کلیه های آنها را می سوزاندند و باقی مانده به مصرف کاهن و تقدیم کننده می رسید. به اینصورت که گوشت سینه و کتف ها به کاهن و باقی را به صاحب ذبیحه می دادند.

بخش دیگری از ذبایح یهود ذبیحه طیور و پرندگان است که خود به سه دسته تقسیم می شد.

1- اگر فردی گناه می کرد و قدرت ذبح حیوان چهارپا را نداشت، بخاطر فقر و نداری پرنده ایی را ذبح می کرد که کفاره گناهانش باشد.

2- برای تطهیر زنان بعد از زایمان.

3- برای تطهیر شفا یافتگان از بیماری برص.

دیگر ذبایح معمول در بین یهود ذبایح یومیه بوده است که بره ها و قوچ های دو ساله ایی را یکی صبح و دیگری عصر بعد از غروب خورشید ذبح می کردند.

و اما ذبایح غیرخونین یهود به این صورت بود که کاهن دو دستش را بر سه بز نری به اسم" عزازیل" گذارده و به تمام گناهان بنی اسرائیل اعتراف می کرد، سپس حیوان را بدون سربریدن در بیابان رها می ساخت. که البته همه این مراسم قربانی اعم از خونین و غیر آن با دعایی همراه بود.

- دین مسیحیت:

ذبیحه و قربانی در نزد نصاری یک جزء جوهری و یک بخش انفکاک ناپذیر دینی محسوب می شد. نصاری ذبایح خود را فقط " لوجه الله" تقدیم می کردند به این صورت که ذبیحه تقدیمی را برای رضایت خداوند نابود می کردند و به این وسیله به سلطه خداوند برخویش اعتراف می کردند.

ذبیحه در نزد بعضی از مسیحیان یکی بیش نیست و آن جسد و خون مسیح است که برمذبح توسط کهنه پیشکش می شد ذبیحه در نزد ایشان دو صورت ظاهر و باطن داشت، صورت ظاهر نان و شراب و صورت باطن به جسد و خون مسیح استحاله می شد و به این صورت ذبیحه تمام بود. اما در نزد پروتستان ها مسیح فقط آن ذبیحه آخری است و این استحاله نان و شراب را به گوشت و خون مسیح منکرند. نصاری هنگام ذبح اسم حضرت مسیح را برده و سپس ذبیحه خود را ذبح می کردند.

- دین زرتشت:

برای بررسی آئین قربانی در دین زرتشت بهتر آن است آن را در سه دوره قبل، همزمان و بعد از زرتشت بررسی کنیم:

الف- قبل از زرتشت:

 در این دوره ذبح قربانی وجود داشته است. آئین و دین رایج آن زمان "مهرپرستی" و "میترائیسم" بوده و به گواهی تاریخ در این کیش قربانی جایز بود. پیروان این کیش به هنگام بهار گاوی را در معبد قربانی می کردند. در این دوره علاوه بر اهورامزدا چهارعنصر آفتاب و ماه، آب و خاک نیز مقدس شمرده می شدند و برای آنها فدیه وقربانی می دادند.

ب- همزمان با زرتشت:

در زمان ظهور زرتشت اختلاف بسیار است و این اختلاف زمانی از 6500 تا 400 قبل از میلاد مسیح را دربرمی گیرد ولی زمان ظهور زرتشت هرزمان بوده باشد ، به گواهی مطالب گاتاها( گفته های زرتشت) هرگونه ذبح حیوانات، قربانی کردن آنها و ساختن معبد ممنوع بوده است. چرا که به اعتقاد ایشان چهارپایانی که بشر را غذا می دهند و برای او کار می کنند باید مورد احترام قرار گیرند. زرتشت در گاتاها صریحاً اعلام می کند: نفرین تو ای مزدا به کسانی باد که با تعلیمات خود مردم را از کردار نیک منحرف می سازند و به کسانی که حیوانات را با فریاد شادمانی قربانی می کنند.

در حقیقت چون آئین های چند خدایی پیش از زرتشت بر قربانی های متعدد و مکرر استوار بود زرتشت با ایجاد یک رفرم  مذهبی، برخی آداب ورسوم مرسوم رایج زمان خویش را حذف و آئین جدیدی بنیان نهاد.

ج- بعد از زرتشت:

بعد از مرگ زرتشت تعالیم وی تحت تأثیر سنن جاری و احتیاجات زندگی و تمایلات مومنین تغییر یافت و ذبح قربانی با مراسم شگفت آوری پای به عرصه نهاد  و تا آنجا پیش رفت که زرتشتیان در مراسم و اعیاد خویش از قربانی استفاده می کردند. یکی از این مراسم جشن مهرگان است ( به جا مانده از روزگاران مهرپرستی ) که زرتشت با تمام نیرو با آن مخالفت ورزیده بود ولی  معلوم نیست دوباره در چه عهدی و در اثر چه عواملی در بین زرتشتیان متداول شده است . در قرن های اخیر اغلب خانواده های زرتشتی ساکن ایران در جشن مهرگان گوسفندی را سر می بریدند.

زرتشتیان ظاهراً تنها در جشن بهمنگان است که از خوردن گوشت و قربانی خودداری می کنند. زرتشتیان بهمن( وهومن) را فرشته مقرب "اهورامزدا" می دانند و در عالم معنوی آن را مظهر اندیشه نیک و دانش خداداد می دانند. پاسبانی چهارپایان سودمند در عالم جسمانی به این "امشاسپند" واگذار شده است و در این روز زرتشتیان در جشن بهمنگان یا بهمنه که در روز بهمن از ماه بهمن واقع می شود از کشتار حیوانات و خوردن گوشت آنها خودداری می کنند. متعصبین آنها این عمل یعنی پرهیز از خوردن گوشت و کشتار گاو و گوسفند و مرغ و... را در همه روزهای ماه بهمن ادامه می دهند. در اینجا لازم به یادآوری است که روزهای وهمن(2) ماه(3) گوش(4) و رام(5) در نزد زرتشتیان بنام روزهای " نَبُر" معروفند و هرماه در چهار روز نامبرده زرتشتیان" نبرنگه" نگاه می دارند یعنی از ذبح حیوانات و مصرف گوشت آنها خودداری می نمایند.

با آنچه آمد به نظر می رسد که قربانی در دین اسلام خردمندانه ترین و مقتصدترین آئین در میان تمام ادیان است. در دین اسلام تنها قربانی های واجب ، قربانی  روز عید قربان برای حاجیان و قربانی در پی نذر و قسم است. بقیه قربانی ها اعم از عقیقه کردن گوسفند برای بیمه کردن سلامت کودک و امثال آن مستحب است و از سوی دیگر تاکیدات مکرر شده است که قربانی ها در میان افراد بی بضاعت و خویشان تقسیم شود. که این مسئله در مقایسه با سوزاندن حیوان و رها کردن آن در صحرا که آشکارا اسرافی در منابع غذایی است بسیار سودمندانه و خردمندانه است.

پی نوشت ها:

1- البته طبق آیات قرآن کریم این سامری بوده که گوساله را ساخته و قوم یهود را به عبادت آن فراخوانده و نه حضرت هارون.

2- وهمن، روز 2 هر ماه .

3- ماه، روز 12 هر ماه.

4- گئوش یا گوش، روز 14 هر ماه.

5- رام، روز 21 هر ماه.


 
خطبه قراء و کمتر شنیده شده حضرت عباس(ع)
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ آبان ،۱۳٩۱  کلمات کلیدی:
خطبه قراء و کمتر شنیده شده حضرت عباس(ع)
 
در نگاهی به رویدادهای ماه ذی‌الحجه اتفاقات و حوادث تلخ و شیرین بسیار مهمی را مشاهده می‌کنیم که یکی از آن‌ها خطبه حضرت عباس(ع) در هفتم این ماه در سال 60 هجری است.

 
به گزارش ایسنا، خطبه حضرت عباس در هفتم ذی‌الحجه سال 60 هجری بر فراز کعبه در یوم الترویه و قبل از حرکت کاروان اباعبدالله(ع) به سمت عراق به شرح زیر است:

 
هفتم ذی‌الحجه

 
حمد خدایی را سزاست که این بیت را به برکت قدوم پدر او ( اشاره به امام حسین علیه السلام ) شرافت داد.

 
بیتی که تا دیروز خانه خدا بود و امروز به این شرافت ( امیرالمومنین) قبله گردیده است

 
ای کافران فاجر و فاسق !

 
آیا راه را برای ادامه حج امام نیکان مانع می‌شوید؟

 
چه کسی از او به کعبه سزاوارتر است؟

 
چه کسی از او به کعبه نزدیکتر است ؟

 
اگر حکمت‌های آشکار و اسرار والای و امتحانات الهی نبود؛ این بیت الهی بود که به طواف امام حرکت می‌کرد. قبل از این که امام به سوی آن حرکت نماید مردم استلام حجر می‌کنند ولی این حجر است که او را استلام می‌نماید و اگر خواست مولای من بر پایه مشیت الهی نبود هر آینه مانند باز شکاری غضبناک که بر گنجشک‌های در حال پرواز هجوم می‌آورد به شما حمله می‌بردم و جان شما را می‌گرفتم.

 
ای قوم ترسو

 
آیا قومی را می‌ترسانید که تفریحشان در کودکی بازی با مرگ است.

 
پس چگونه‌اند در مردانگیشان ؟

 
و قسم می‌خورم که به جای قربانی کردن حیوانات، عزیزانم را برایش فدا کنم.

 
هیهات !!!

 
ببینید و به دقت نظاره کنید که رهرو چه کسی هستید؟

 
کسی که دائم الخمر است یا کسی که صاحب حوض کوثر است؟

 
کسی که در خانه او آواز خوان‌های مست هستند یا کسی که اهل خانه‌اش محل نزول وحی و قرآن است؟

 
کسی که در خانه‌اش جای آلات لهو و لعب و پلیدی‌هاست و یا کسی که خانه‌اش محل پاکی‌ها و آیات الهی است؟

 
شما در گمراهی شدیدی واقع شده‌اید که قریش در آن واقع شد، زیرا آنان می‌خواستند که رسول الله را به قتل برسانند و شما می‌خواهید که فرزند دختر پیامبرتان را به قتل برسانید.

 
و هیچ گاه این امر امکان‌پذیر نبود تا وقتی که امیرالمومنین علیه السلام زنده بود.

 
چگونه برای شما کشتن ابا عبدالله الحسین علیه السلام ممکن است تا مادامی که من از ذریه علی علیه السلام زنده‌ام؟

 
بیایید تا شما را به مقصودی که برای آن جمع شده‌اید راهنمایی کنم، به قتل من اقدام کنید، که این تنها راه برای رسیدن به قتل ابی عبدالله است.

 
گردن مرا بزنید، تا مراد شما حاصل شود.

 
خداوند شما را به مقصودی که دارید نرساند و عمرهای شما را کوتاه و فرزندانتان را مشتت و پراکنده نماید و شما و اجدادتان را لعنت کند.

 
بعلاوه در هفتم ذی‌الحجه سال 114 ه. ق. امام باقر(ع) توسط هشام‌بن‌عبد‌الملک مسموم و به شهادت رسیدند.

 
همچنین در این روز امام کاظم(ع) در حالی که در غل و زنجیر بسته بودند به زندان بصره منتقل کردند و پس از مدت یکسال آن حضرت را به بغداد بردند.

 
وقایع هشتم ذی‌الحجه

 
1- توطئه‌ ترور امام حسین(ع)

 
در هشتم ذی‌الحجه سال 60 هجری به دستور یزید ملعون 30 نفر از شیاطین بنی امیه برای دستگیری و یا کشتن امام حسین(ع) از شام به بهانه حج وارد مکه شدند.

 
2- دعوت عمومی حضرت مسلم در کوفه

 
در این روز حضرت مسلم دعوت خود را برای امام حسین(ع) در کوفه آشکار کرد که کوفیان نفاق خود را آشکار کردند.

 
3- حرکت امام حسین (ع) از مکه به عراق

 
در این روز در سال 60 هجری امام حسین(ع) از مکه به سمت عراق حرکت کردند و این قول مشهور بین محدثین و ارباب مقاتل است بنابر قول آن حضرت در روز نهم ذی‌الحجه از مکه به طرف عراق حرکت کردند.

 
نهم ذی‌الحجه

 
در این روز یکی از مهمترین اتفاقات واقع شدن روز عرفه ثبت شده است. که در شب و روز عرفه زیارت امام حسین(ع) مستحب است و سفارش فراوانی شده است.

 
همچنین در چنین روزی در سال 60 هجری جناب مسلم‌بن عقیل(ع) به منزل طوعه رفتند و در روز عرفه سال 60 ایشان و هانی‌بن‌عروه را در کوفه شهید کردند.

 
از جمله رویدادهای دیگر در ماه ذی‌الحجه می‌توان به عیدقربان، عیدغدیر، ولادت امام هادی(ع)، روز مباهله، روز خاتم‌بخشی حضرت علی(ع)، شهادت امام باقر(ع)، شهادت حضرت مسلم و هانی در کوفه، وفات علی‌بن‌جعفر(ع)، روز عرفه، شق‌القمر، ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه و ... اشاره کرد